تبلیغات یادی از مرحوم شیخ رجبعلی خیاط(نکوکویان) (4)
ذکری از شیخ حسنعلی اصفهانی ( نخودکی ) (3)
شما می توانید با وارد كردن ایمیل خود در این قسمت از به روز شدن این وبلاگ با خبر شوید .
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :
كل نظرات :
ایجاد صفحه : - ثانیه
جهت بیداری در وقت معین
هرکس این آیه را بخواند و بخوابد هر ساعتی را که نیت کند٬ بیدار می شود
بسم الله الرحمن الرحیم
قل انما انا بشر مثلکم یوحی الی انما الهکم اله واحد فمن کان یرجو لقاء ربّه فلیعمل عملاً صالحاً و لا یشرک بعبادة ربّه احدا.

درباره هاله نورانی
دکتر لیال واتسن محققی است که در زمینه پدیده های فوق طبیعی به تمام جهان سفر کرده است و یکی از کتابهایی که در آن نتایج ده سال از تحقیقات خود را به رشته تحریر در آورده ، کتابی است با نام : فوق طبیعت « Super Nature» . دکتر واتسن متخصص در گیاه شناسی ، جانور شناسی ، زمین شناسی ، جغرافیا ، روانشناسی ، انسان شناسی و باستان شناسی است. او در کتاب فوق در مورد پدیده هایی مانند : امواج مغزی ، تله پاتی ، هاله ، شهود ، روشن بینی و تاثیر ماه و سیارات بر انسان تحقیقات آزمایشگاهی و وسواس گونه ای را ا انجام داده و یا نقل کرده است .
امروز قسمتی کوتاه از این کتاب را می خوانیم ولی قبل از آن جملاتی که دکتر واتسن کتابش را با آن تمام کرده نقل می کنم . فکر می کنم برای شما هم جالب باشد :
« ... من متاثرم از بی کفایتی خودمان ، از استعدادهای عمیق و وسیع و در عین حال دست نخورده مان ، و از پیشرفتی که در این زمان تنها با به کا ر گرفتن گوشه کوچکی از مغزهایمان نموده ایم . ما در واقع کرمهایی هستیم که در راه تبدیل شدن به کرم بزرگ صد پای بی مغز منابع زمین را می بلعیم . اما من معتقدم که پروانه از درون پیله شروع به جنبیدن کرده است . آنگاه که آب و هوا مناسب شود ، حصار را خواهد شکست و پای به جهان خواهد گذارد اما نه به صورت نوعی سوپر کامپیوتر ، بلکه به صورت موجودی زنده که به تمامی ، فوق طبیعت را تحقق خواهد بخشید و از پشت سرش به تکنولوژی ، به عنوان یک اسباب بازی کودکانه نظر خواهد کرد . »
خوب دوستان ،
با اینکه مطلب امروز کمی طولانی می شود ، خلاصه ای از یکی از عناوین کتاب را با هم می خوانیم : هاله تابان .
« ... از قدیم الایام در تصاویری که از پیامبران و قدیسین ادیان اسلام و مسیحیت تهیه می شده است همواره هاله تابانی به دور سر یا بدن آنان نقاشی کرده اند . این عقیده که ابری از انرژی یا ، هاله تابانی، بدن را احاطه کرده است به قرنها پیش باز می گردد . تصاویری باستانی از مردان مقدسی به دست آمده است که آنها را در محیطی نورانی نشان می دهد . این ابهام اساطیری اولین بار در بیمارستانی در لندن به وسیله Kilner کشف شد . در سال 1911 او متوجه شد که با نگاه کردن از پشت شیشه های رنگی قادر است به دور بیشتر افراد ، حاشیه ای تابان مشاهده کند . او می گفت که شکل و رنگ این این هاله تابان بر حسب میزان سلامتی شخص فرق می کند ، و خود از آن به عنوان کمکی در تشخیص طبی استفاده می کرد .
می دانید که چشمان ما به نوری حساس است که طول موجش بین 380 تا 760 میکرون باشد . این حقیقت که بدن انسان امواج الکترو مغناطیسی تابش می کند و طول موج این امواج بیشتر از آن است که اغلب چشمها قادر به دیدن آن باشند ، به وسیله فن جدید ، گرما نگاری ، که تابش گرمایی را به تصاویر رنگی شگفت آوری تبدیل می کند ، به روشنی ثابت شده است . در واقع بدن ما تابشی دارد که طول موج آن از حد طبیعی بینایی ما بیرون است و البته باید در نظر داشت که برد حساسیت انسان وسیع است ، بعضی افراد اصواتی را می شنوند که برای دیگران مافوق صوت است و بعضی طول موجهایی را می بینند که برای دیگران نامرئی است .
بدنبال کار کیلنر ، Bagnall زیست شناس دانشگاه کمبریج ، هاله تابان را به زبان فیزیکی توضیح داد و به کمک عینکهایی که با ماده شیمیایی خاصی پر شده بود ، موفق به دیدن هاله تابان شد و شکل آن را به تفضیل بیان کرد .
و بالاخره در سال 1964 ، Kirlian فیزیکدانی روسی ، بعد از بیست و پنج سال تحقیق ، موفق به اختراع دور بینی شد که می توانست از این هاله عکس بگیرد . کرلیان و همسرش با این دوربین صدها عکس از انسان ، حیوانات و گیاهان تهیه کردند که درکتابها و نشریات مختلف چاپ شد .... »
نمی دانم شما تا بحال تصاویر دوربین کرلیان را دیده اید یا نه ؟ امروزه این عکس ها به راحتی در دسترس است . اگر در گوگل واژه Kirlian photo را جستجو کنید ، به دهها سایت در این زمینه دسترسی خواهید داشت . همچنین می دانید که بعضی ها بدون این دوربین هم می توانند هاله نورانی را بسیار واضحتر و دقیقتر از عکسهای کرلیان مشاهده کنند . از روی رنگهای هاله انسان می توان بسیاری از بیماری های جسمی و روحی را مشاهده کرد و حتی درمان کرد ...
پشت جهان دیده ای روی جهان را ببین
پشت به خود کن که تا روی نماید جهان
ای قمر زیر میغ ، خویش ندیدی دریغ
چند چو سایه دوی در پی این دیگران

ده شرط سلوک
شرط اول: دوام طهارت (دوام الطّهاره)
شرط دوم: خلوت (الخلوه)
شرط سوم: دوام خاموشی مگر از ذکر خدای (دوام السکوت الاّ عن ذکر الله)
شرط چهارم: دوام روزه (دوام الصوم)
شرط پنجم: دوام ذکر خداوند به زبان با حضور قلب (دوام ذکر الله باللسان)
شرط ششم: تسلیم و تفویض (التسلیم)
شرط هفتم: نفی خواطر (نفی الخواطر)
شرط هشتم: بستن دل مرید بر شیخ (ربط القلب بالشیخ)
شرط نهم: به خواب نشوی تا خواب غالب نشود (النوم عن غلبه)
شرط دهم: اعتدال در طعام (المحافظه علی الامر الوسط فی الطعام و الشراب)
![]()
![]()
ما ز بالاییم و بالا میرویم
آنچه می خوانیم بخشهایی از كتاب « بهگود گیتا » از كتابهای مقدس هند است .
* آدمی باید كه خود ، خود را رهایی بخشد . چرا كه دوست و دشمن آدمی خود اوست .
* آنكه در همه چیز مرا بیند و همه چیز را درمن بیند ، هرگز از من جدا نشود . و من هرگز از او جدا نشوم ، آنكه در راحت و محنت دیگران خود را بجای آنان ببیند .
* آنانكه خدایان گوناگون را می پرستند نزد همان خدایان می روند . آنانكه پریان را می پرستند به پریان و پرستندگان من نیز سرانجام به من می رسند .
* آنكه در محبت صادق باشد ، تواند كه مرا بشناسد . و ببیند . و در من راه یابد .
* براستی كه این وعده تو را می دهم : تو پیش من سخت عزیزی ، همه كار خود فروگذار و فرامن آی ، تنها بیا و پناه بجوی . من تو را از همه گناهان رهایی بخشم .
* مرد معرفت سرانجام درمی یابد و می فهمد که آنچه هست همه اوست ؛ ولی این بزرگمردان سخت نادر باشند .
دوستان عزیز ، بد نیست توضیح بسیار مختصری هم درباره این كتاب برای كسانی كه شاید با آن برخوردی نداشته اند بنویسم :
«بهاگود گیتا » یا كتاب سرود خداوند جزئی است از مجموعه بزرگ « مهابهارات » این كتاب شامل هجده گفتار است در موضوعات مختلف .اكثر محققان عقیده دارند این كتاب نوشته شخص خاصی نیست و این منظومه به مرور زمان شكل گرفته است . قدمت این كتاب به پنج قرن پیش از میلاد مسیح برمیگردد .نخستین كسی كه این كتاب را به فارسی ترجمه كرده است ، ابوریحان بیرونی است كه در كتاب معروف خود به نام « تحقیق ماللهند » قسمتهایی از این كتاب را به فارسی برگردانده است. اما نخستین ترجمه كامل گیتا تاریخ ندارد . برخی آن را به« دارا شكوه » و بعضی به « شیخ ابوالفضل دكنی » نسبت داده اند ....
شباهتهای بسیاری كه بین این تعالیم و عرفان اسلامی هست مشهود است . حقیقت این است این شباهتها بین تمام طریقتهای معنوی وجود دارد و اصولا یك دین بیشتر در عالم نیست :
ما زبالاییم و بالا می رویم
ما ز دریاییم و دریا می رویم
ما از آنجا و از ازینجا نیستیم
ما زبیجاییم و بیجا می رویم
لااله اندر پی الاالله است
همچو لا ما هم به الا می رویم

اسم اعظم چیست؟
مى دانیم كه هر كس اسم اعظم را بداند، دعاى او مستجاب مى شود و مى تواند معجزات و كارهاى خارق العاده و عجیبى انجام دهد، و مطابق روایات بسیار، امامان معصوم ما داراى اسم اعظم در سطح بالا بودند، تا آنجا كه از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نقل شده كه فرمودند: ((آصف برخیا (وزیر حضرت سلیمان) كه تخت بلقیس را در یك لحظه از یمن به بیت المقدس آورد، فقط داراى یك حرف از اسم اعظم بود، ولى ما داراى 72 حرف از اسم اعظم هستیم.))
اینك سوال این است كه اسم اعظم چیست؟
پاسخ: اسم اعظم، تنها اسم و نام كلمه یا اسم صفتى از صفات خدا نیست، بلكه بیشتر مربوط به عمل است، لذا دانستن اسمإ الهى و لفظ تنها، كارساز نخواهد بود.
همانطور كه نام فروردین ایجاد گل و گلستان نمى كند و اسم چراغ، شب تاریك را روشن نمى نماید، لذا باید در پشت این اسم، در جستجوى مسمى بود، اسم بى مسمى هرگز معجزه آفرین و داراى قدرت تصرف در جهان آفرینش نخواهد بود. به همین دلیل بلعم باعورا كه در عصر حضرت موسى(ع) مى زیست و بر اثر علم و تقوا به مقامى رسیده بود كه به اسم اعظم آگاهى یافته بود، و به همین دلیل، دعایش مستجاب مى شد، وقتى كه هوس هاى نفسانى به او راه یافت و با موسى(ع) در ماجراى جنگ با عمالقه، مخالفت كرد، این موقعیت از او گرفته شد و دیگر دعایش به استجابت نمى رسید،و نور اسم اعظم نیز از او خارج شد و تاریكى گمراهى او را فرا گرفت.
خداوند نیز در قرآن او را چنین نكوهش مى كند:
((فمثله كمثل الكلب، مثل او همچون سگ است))
نتیجه این كه اسمإ حسنى و نام هاى الهى نشان گر همان صفات الهى هستند و كسى كه به این صفات تخلق یابد و داراى مفاهیم این صفات شود، یعنى مظهر این صفات ، حتى بخشى از این صفات ، گردد مى تواند آن چنان تكامل روحى یابد كه حامل اسم اعظم گردد و خداگونه شود، وگرنه یك شخص گناهكار هرگز نمى تواند با تلفظ یك كلمه از اسمإ الهى، مستجاب الدعوه و مانند آن شود.

زیارت رسولخدا صلی الله علیه و آله در خواب
در شفاء الصدور آمده آن حضرت فرمود: هر کس وقت خواب این آیه را سه بار بقصد دیدن من بخواند البته او مرا می بیند ،
و هر کس در بلایی افتد و هفتاد بار با خلوص بخواند از آن بلا رها شود ،
و هر کس خواهد توانگر گردد هفتاد بار بخواند ،
وهر کس بر مریض هفت بار بخواند و بدمد او خوب شود .
وآیه مبارک این است:
وکفی بالله وکیلا وکفی بالله نصیرا وکفی بالله حسیبا وکفی باللهولیا وکفی بربک هادیا ونصیرا وکفی الله المومنین القتال وکان الله قویا عزیزا وکفی بالله شهیدا.

متافیزیك و شناخت جن
متافیزیك از پیشوند متا(meta) به معنی وراء، فرا، ماوراء، بعد و پشت و كلمه فیزیك(physics) به معنی طبیعت تشكیل شده است. منظور از “طبیعت” دنیایی است كه در حال حاضر در آن زندگی كرده، آنرا احساس و ادراك مینماییم. پس متافیزیك به معنی ماوراءالطبیعه، مابعدالطبیعه و یا فوق طبیعت است و شامل بخشهایی از جهان بیكران هستی و موجوداتی میشود كه از حوزة ادراك حواس پنجگانه ظاهری ما خارج است. قرار گرفتن در مسیر متافیزیك، نقطه آغاز و نقطه عطفی در زندگی همه است كه منتهی به شناخت و معرفت خداوند عزوجل خواهد شد،(انشاالله) معرفت شامل ابعاد مختلف آن خواهد بود كه نهایت آن معرفتالله است. (معرفت خود، معرفت سایر موجودات، معرفت دنیا، معرفت آخرت، معرفت رسول خدا، معرفت ائمه و…) متافیزیك مسیر یك طرفهای است كه از یك نقطه شروع شده، تا بینهایت ادامه دارد و غیر قابل برگشت است، چون دقیقاً متناسب و منطبق با فطرت و درون ما است، هر فردی پس از آشنایی با متافیزیك و قرار گرفتن در مسیر آن، آنقدر لذت معنوی خواهدبرد كه خود حاضر به برگشت
نمیباشد. اهم مباحثیكه در متافیزیك مورد نقد و بررسی قرار میگیرند شامل مبانی متافیزیك، عوالم متافیزیك، دانش متافیزیك و موجودات متافیزیك میباشد. مبانی متافیزیك به معنی شناخت فیزیك و متافیزیك، شناخت زمان، مكان، ماده و انرژی و تبیین وضعیت و نقش آنها در فیزیك و متافیزیك است. عوالم متافیزیك، بخشهایی از جهان هستی است كه از حوزة ادراك ظاهری ما خارج میباشد، برای مثال عالم ذر و عالم برزخ. در دانش متافیزیك با یك دیدگاه كُلنگر به جستجوی پاسخ سؤالات اساسی همچون فلسفه خلقت انسان و جهان، وضعیت انسان در قبل و بعد از این جهان و… میپردازیم(ازكجا آمدهام، آمدنم بهر چه بود ــ به كجا میروم آخر، ننمایی وطنم). در بخش موجودات متافیزیك میتوان به فرشتگان، ارواح، جن و ابعاد ماورائی انسان و شاید بسیاری از موجودات غیر فیزیكی دیگر كه ما از آن آگاهی نداریم اشاره نمود.(اللهاعلم) یكی از موجودات مهم متافیزیك جن میباشد، متأسفانه دیده میشود كه افراد سودجو تحت عناوین مختلف ارتباط با جن، تسخر جن و فروش موكل جنی ادعای حل مشكلات را دارند. این در حالی است كه بیشتر این افراد قصد سوء استفادههای مالی و مادی از افراد ناآگاه را دارند. لذا برآنیم كه با در اختیار قرار دادن اطلاعات دینی و علمی، گرد و غبار اوهام و خرافات را از ذهن علاقمندان پاك نماییم تا مورد سوء استفاده قرار نگیرند. همچنین با شناخت این موجودات ماورائی بیشتر به عظمت و بزرگی حقتعالی پی میبریم، باشد كه در مقابل او سر تعظیم فرود آوریم.(انشاالله) “جن” از لحاظ لغوی به معنای پنهان و پوشیده میباشد. جن كلمهای مفرد است، جمع آن جان یا جنه و همخانواده آن جنت، مجنون و جنین میباشد.
جن دارای حركات بسیار سریع میباشد و به همین دلیل قبلاً میتوانست در آسمان نفوذ و استراق سمع كند ولی با ظهور حضرت مسیح(علیهالسلام) جلوی ورود و نفوذ آنها به آسمانها به صورت نسبی گرفته شد و با ظهور پیامبر گرانقدر اسلام حضرت خاتم الانبیاء(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) كاملاً از ورود آنها به آسمانها جلوگیری گردید، پس جن نمیتواند از آینده و اسرار غیب خبر دهد و آنهایی كه مدعی این گونه امور هستند، آگاهانه یا ناآگاهانه دروغ میگویند. خلقت انسان بعد از خلقت جن روی زمین بوده است و جنها هفت هزار سال پیش از انسان در كره زمین زندگی میكردند. همانطور كه انسان ها از نسل آدم و حوا بوده، جن ها از نسل مارج و مارجه میباشند. طول عمر جن از انسان بسیار زیادتر است ولی جن نیز دارای مرگ، تولد و عمر محدود و مشخص میباشد، همچنین دارای حشر، نشر، معاد، حساب و كتاب اخروی است. از لحاظ مرفولوژی و ظاهری، قیافه واقعی جن با انسان تفاوت دارد(این موجودات میتوانند با قیافه و ظاهر كاذب نمایان شوند). جن یك امتیاز از لحاظ ظاهری نسبت به انسان دارد و آن اینكه میتواند به هر شكلی كه میخواهد اعم از انسان و حیوان دربیاید، ولی به شكل پیامبران، ائمه معصومین و شیعیان واقعی ظاهر نمیشود. طول قد جن بسته به سن او، بین سی تا هشتاد سانتیمتر است. جن دارای دو جنس مذكر و مؤنث است و تولید مثل میكند. نطفه جن بر خلاف انسان از جنس و ماهیت شبیه هوا میباشد. برخی معتقدند كه انسان و جن میتوانند با همدیگر ازدواج نموده، حتی تولید مثل نمایند. دستگاه گوارش جن با انسان تفاوت دارد، جن از پس مانده غذای انسان بصورت بو كشیدن و یا مزه مزه كردن استفاده میكنند. بطور معمول جن انسان را میبیند ولی برای انسان قابل رؤیت نمیباشد.
جن مانند انسان دارای علم، ادراك، قدرت تشخیص، مسئولیت و تكلیف است. پیغمبر گرامی اسلام بر جنها نیز مبعوث شدند و در بین جنها نیز دین و مذهب و فرقه وجود دارد. جان به دو گروه مسلمان و غیرمسلمان تقسیم شده و مسلمانان آنها نیز در دو گروه اهل تشیع و اهل تسنن قرار میگیرند. رهبر جنهای شیعه«سعفر ابن زعفر»میباشد و لوحی مزیّن به جملة مبارك«یا ابا عبد الله الحسین»برگردن دارد. پدر زعفر در صدر اسلام توسط حضرت علی(علیهالسلام) كشته شد و خود نیز به دست آن حضرت مسلمان گردید. زعفر و لشكریانش در واقعه كربلا به یاری حضرت امام حسین(علیهالسلام) شتافتند ولی آن امام بزرگوار اجازه نفرمودند. در منابع مختلف از جمله قرآن كریم، تفاسیر، احادیث و كتب علمی از جن یاد شده است. دانشمندان غربی از جن به عنوان ارواح صدادار یاد میكنند. پیامبر گرامی اسلام كه درود خدا بر او باد میفرمایند:«خداوند جن را در پنج صنف آفرید: باد، مار، عقرب، حشرات و انسان.»برخی از انسانها جن را میپرستند، علّامه طباطبائی(رضواناللهتعالیالیه) میفرمایند:«مشركان سه دسته میشوند، اول آنهاییكه جن میپرستند، دوم آنهاییكه ملائكه میپرستند و سوم آنهاییكه مقدّسینی از بشر را پرستش میكنند.» ابلیس از طوایف جن است و در قرآن صراحتاً به این مطلب اشاره شده است. ابلیس شش هزار سال عبادت كرد و همین امر باعث شد از زمین به آسمان برود و در رده ملائك قرار بگیرد و به درجهای رسید كه مرتبة استادی برخی از ملائك را داشت. برخی از جنها علاقمند به داشتن ارتباط با انسان میباشند، بعضی انسانها نیز به ایجاد رابطه با جنتمایل دارند، ایجاد این ارتباط امكان پذیر است ولی به هیچ عنوان توصیه نمیشود و نهی شده است، برخی از علما نیز آن را مجاز نمیدانند. دانشمند فرزانه حضرت آیتالله العظمی مكارم شیرازی ارتباط با ارواح و جن را برای كشف امور پنهانی جایز ندانستـهانـد.
ارتبـاط با جن و تسخیر جن نه تنها هیچ سودی برای انسان ندارد بلكه مضر نیز میباشد، اگر انسانی با جن ارتباط گرفت، دیگر نمیتواند آنرا قطع كند و یا حداقل قطع این ارتباط دارای عواقب خطرناكی است. قابل ذكر است كه جن در مقابل ارتباط با انسان و بعضاً خدماتی كه ارائه میكند، چیزهایی از انسان میگیرد كه جبران آن بسیار سخت بوده، یا غیرقابل جبران است. در صورتیكه جن از طرف انسان احساس خطر كند و یا آسیب ببیند، اقدام به تلافی خواهد كرد و به شخص مورد نظر یا بستگان نزدیك، از جمله همسر و فرزندان او آسیب میزند و یا آزار و اذیّت میرساند، پس بهتر است در مورد جن به همین مقدار اطلاعات رسیده از منابع دینی و بزرگان اكتفا نموده، جن را بهانهای برای تفكّر و تدبّر در عظمت خالق آن قرار دهیم. براستی كه اگر انسان تمام عمر خویش را نیز صرف اندیشیدن در بزرگی و عظمت حق تعالی نماید، بسیار اندك خواهد بود.

خواص اذکار
بر گرفته از کتاب <<جواهر المکنونه فی الاذکار>>
خواص سوره مبارک<< توحید>>
هر که را مصیبتی پیش آید چهل مرتبه هر روز بلافاصله بخواند.
برای دفع غم وفکر هر روز بیست و نه بار خواند .
برای توانگری و دفع فقر هر روز ده بار بخواند.
برای سلامتی اهل و عیال ومال وغیره هر روز پنج مرتبه بخواند .
برای رهایی از زندان در یک روز هزار مرتبه بخواند نجات یابد.
برای هر مشکلی هزار بار بخواند بسیار مجرب است.

در کتاب سرالمستتر وکتوب دیگر نیز آمده است:
" سوره یوسف را بنویسد و شب هنگام از خانه خارج گشته و در شکاف دیواری پنهان کند و موقع برگشتن به پشت سر خود نگاه نکند بعد از سه روز او را برای شغلی دعوت کنند و مشغول گردد."
ولی میبایست چند مورد حتماٌ رعایت شود. اول : در نوشتن آیات طهارت و وضو داشتن رعایت گردد ، قلم و کاغذ غصبی و نجس نباشد .دیواری که کاغذ در آن پنهان میشود غصبی و ناپاک نباشد . موقع برگشتن به هیچ وجه نباید به پشت سر نگاه کرد.

برای دیدن خواب هدفمند عبارات زیر را بر کف دست نوشته و تنها بخوابد یکی از پریان بیاید و از هر چه خواهد در خواب او را خبر دهد اینست:
بسم الله شهث هث یهث 
قبل از نوشتن حتماْ وضو بگیرید وبا اجازه استاد باشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © manvkhoda.MihanBlog.Com
Best Resolution : 1024 X 768