پنجشنبه 14 اردیبهشت 1385

کلام مولا علی

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :پند هایی از نهج البلاغه ،

کلام مولا علی


*پروردگار از نادانان پیمان نگرفت که دانا شوند ؛ مگر پس از اینکه از دانایان پیمان گرفت که به نادانان ؛ دانش بیاموزند.

*چه بسیار باشند کسانی که به دلیل گفتار نیک مردم ؛ در فتنه و فساد افتند.

*هنگامی که درباره دیگری سخن میگویی ؛ از خداوند بترس.

*محال است که پروردگار در شکر را به دل کسی بگشاید ؛ و در وفور نعمت را به رویش ببندد ؛ و غیر ممکن است که خداوند در توبه را بگشاید ؛ و در آمرزش را فرو بندد.

*ارزش بهره مندی از دنیا در اندک بودن آن است.

*آنکس که میان خود و پروردگارش ؛ ایمان خویش را پاک گرداند ؛ خداوند مهربان ؛ میان او و کار مردم ؛ سازش و سامان ایجاد می فرماید.

*ساکنان دنیا به کاروانیانی مانند هستند که در نیمه راه ؛ برای رفع خستگی نشسته و کاروان سالار بانگ زند که : کوچ کنید و منشینید که مهلت گذشته است.

*دل ؛ دفتر دیده است.

*از دنیا ؛ آنچه به سوی تو می آید بگیر و از هرچه از تو دور می شود ؛ روی بگردان.

*از کار خویش غافل مباش ؛ که کسی لحظه ای از تو غافل نیست.


پنجشنبه 12 آبان 1384

رابطه عقل وگفتار

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :پند هایی از نهج البلاغه ،

                              اذا تم العقل نقص الکلام .

                                                           ح/71

ترجمه :هنگامی که عقل انسان کامل گردد ، گفتارش کوتاه می شود .

شرح: انسان ، هر اندازه که عقل و شعورش بیشتر شود و به سوی کمال برود ، به همان نسبت ، کمتر حرف میزند و در عوض بیشتر فکر میکند . کسانیکه زیاد حرف میزنند و جلوی زبان خودرا نمی گیرند ، عقلشان کم و فکرشان کوتاه است . به همین دلیل ، هنگام سخن گفتن ، درباره آنچه می گویند ، فکر نمی کنند ، و هر چه به زبانشان آید ، بدون فکر و اندیشه ، بیان می کنند.

اما بر عکس ، افراد عاقل ، تا زمانی که موضوعی را خوب بررسی نکرده اند ، و درباره خوب وبد آن نیندیشیده اند ، سخنی بر زبان نمی آورند . به همین دلیل ، شخص عاقل ، کمتر حرف می زند ، چون مقداری ازوقت خود را ، به فکر کردن در باره گفتاری که می خواهد بر زبان آورد ، می گذراند .

حضرت علی علیه السلام ، در جمله دیگری میفرماید :((زبان عاقل ، در پشت عقل او قرار دارد )) .

یعنی : شخص عاقل ، عقل خود را پیش از زبانش بکار می اندازد . ودر هر کاری ، اول فکرمیکند ، عقل و شعور خود را به کار می گیرد ، و  هنگامی که به درستی سخن خود مطمئن شد ، زبان به گفتار می گشاید . در حالیکه شخص نادان ، پیش از آنکه فکر خود را بکار بیاندازد ، شروع به حرف زدن می کند ، و چه بسا که با سخنان بی معنی وحساب نشده اش ، هم خود وهم دیگران را به زحمت و ناراحتی دچار می سازد .

                                                                         ومن الله توفیق       

 


دوشنبه 4 مهر 1384

زندگی دنیوی دلیل زندگی اخروی

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :پند هایی از نهج البلاغه ،

زندگی دنیوی دلیل زندگی اخروی

عجبت لمن انکر النشاه الاخری وهویری النشاء الاولی.   ح/126

ترجمه: امیر المومنین حضرت علی علیه السلام میفرمایند در شگفتم ،از کسی که زندگی دنیا را می بیند ،و باز زندگی دنیای دیگر ]آخرت[ را قبول ندارد.

شرح:کسیکه با درک و دانایی،در زندگی این دنیا نظر کند،سراسر دنیا را، پر از نشانه هایی خواهد دید که از قدرت آفرینش خداوند حکایت میکنند. و کسیکه قدرت آفرینش خداوند را ،با عقل و بینش بررسی کند ، هرگز مسئله آخرت و زندگی پس از مرگ را انکار نخواهد کرد.

اگر ما ، با دقت و شعور و انصا ف ، به دنیای خود نگاه کنیم ، به روشنی می بینیم که انسان و حیوان وگیاه ، وبالاخره تمام موجودات زنده این دنیا ، از (( نیستی)) به وجود آمده اند ، پس خداوندی که قادر بوده است این زندگی واین همه موجودات زنده را ، از (( نیستی )) به (( هستی )) بیاورد ، باز هم قدرت آن را خواهد داشت که پس از مرگ و نابودی این موجودات ، یکبار دیگر آنها را زنده کند.

اگر در زندگی انسان دقت کنیم ، از یک نظر ، خواهیم دید که خداوند ، در همین دنیا هم ، ریشه و اصل زندگی انسانها را در دل خاک قرار داده ، و در وقت لزوم ، افراد بشر را ، از خاک به وجود آورده است.

ابتدا ، ریشه زندگی و اصل وجود ما ، در دل همین خاکهای بیابانی پنهان بوده است . از دل این خاکها ، گندم و برنج  وسبزی و میوه و دیگر گیاهان خوردنی روئیده اند.قسمتی از این روئید نیها را ، پدر و مادر ما خورده اند. قسمت دیگری را نیز حیوانات خورده اند ، تا زنده بمانند و بزرگ شوند و به صورت غذای انسان در آ یند. یعنی پدر و مادر ما ، وقتی گوشت حیوانات را نیز خورده اند ، در حقیقت ، از غذایی استفاده کرده اند که اصل آن ، باز هم از خاک بوده است .

به این ترتیب ، پدر ومادر ما ، با خوردن خوراکی هایی ، که در هر حال ، از زمین بدست می آید ، به زندگی خود ادامه داده اند و بزرگ شده اند . بعد ، وجود ما ، همچون یک یاخته ، در پشت وشکم آنه ، پیدا شده است . آنگاه ما شروع به رشد کرده ایم ، صاحب دست و پا و چشم و گوش و مغز و سایر اعضاء بدن شده ایم و سرانجام ، به صورت یک انسان کامل ، از شکم مادر ، به این جهان قدم  گذاشته ایم .

تمام این مراحل ، از وقتی که ذرات هستی ما ، در دل خاکها بوده اند ، تا وقتی که این ذرات   به وجود پدر و مادر منتقل شده و سپس به صورت انسان در آمده است ، با قدرت آفرینش خداوند طی شده است .

پس میبینیم که خداوند ، قبلا ، یکبار قدرت خود را ، در همین دنیا ، نشان داده و ما را ، از خاک به وجود آورده است . به این ترتیب ، خدایی که چنین قدرتی دارد ، یکبار دیکر هم ، قادر به انجام این کار خواهد بود . یعنی ، وقتی ما بمیریم و به مشتی خاک مبدل شویم ، دوباره ، در قیامت ، خداوند ما را ، از دل خاکها بیرون می آورد ، و به ما (( هستی )) و زندگی میدهد ، تا برای رسیدگی به حساب کارهایمان ، در صف محشر آماده شویم.

پس چه بهتر و شایسته تر است که در کارهای نیک کوشاتر باشیم ، و برای خود در این دنیا یادی نیک و در آن دنیا توشه ذخیره کنیم .

ومن الله التوفیق.


 


شنبه 2 مهر 1384

در خلوت هم از گناه بپر هیزی

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :پند هایی از نهج البلاغه ،

در خلوت هم از گناه بپر هیزی

اتقو معاصی الله فی الخلوات فان الشاهد هو الحاکم. ح/324

ترجمه: امیر المومنین حضرت علی علیه السلام میفرمایند در خلوت و تنهایی هم ، از گناه و نافرمانی خدا بپرهیزید ، زیرا همان کسی که گناه شما را میبیند ] یعنی خداوند [ خودش نیز در باره آن ، داوری خواهد کرد.

شرح: گروهی از افراد کوته فکر هستند ، که گمان میکنند اگر در خلوت وتنهایی ، مرتکب گناه شوند ، و کسی شاهد گناه آنها نباشد ، از کیفر و مجازات در امان خواهند بود . غافل از آنکه خداوند ، در همه جا حاضر است ، و در خلوت ودر تنهایی هم ، شاهد اعمال بندگان خویش است .

امام صادق علیه السلام می فرمایند : کسیکه در تنهایی مرتکب گناه شود ، مثل کسی است  که در یک کشتی ، داخل اطاقک خصوصی خود ، نشسته است  و کف آن را سوراخ می کند . گر چه کسی شاهد این عمل زشت و نادرست نیست ، تا از آن جلو گیری کند ، یا آن شخص را به مجازات رساند ، ولی چنین کسی ، مجازات عمل خود را خواهد دید ، زیرا به خاطر کار زشت او ، دیگران هم صدمه خواهند دید ، چون سرانجام ، آب دریا ، از سوراخ آن اتاقک بالا خواهد آمد ، و همه کشتی را ، با تمام سرنشینان آن غرق خواهد کرد.

پس گناه ، اگر در خلوت و تنهایی هم صورت گیرد ، هم شخص گناه کار را به مجازات خواهد رسانید ، هم بر روی جامعه اثر بد خواهد گذاشت .

از سوی دیگر ، انسان در رابطه با خدا ، باید بداند که : هر چند در خلوت و تنهایی مرتکب گناه شود ، و کسی هم شاهد آن نباشد ، ولی خداوند ، او را می بیند و شاهد گناه اوست .به این ترتیب ، شخص گناه کار ، در روز رستاخیز ، از داوری خداوند توانا وبینا که خود ، آن گناه را دیده است – هیچ راه فراری نخواهد داشت .

ومن الله التوفیق 

 


دوشنبه 28 شهریور 1384

انگیزه دوری از گناه

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :پند هایی از نهج البلاغه ،

انگیزه دوری از گناه


لو لم یتو عد الله علی معصیته لکان یجب ان لا یعصی شکراً لنعمه .  ح/290

ترجمه:اگر حتی خداوند ، بندگانش را ، از نافرمانی کردن وگناه ورزیدن نترسانیده بود ، باز هم واجب بود که انسان ، مرتکب هیچ گناهی نشود ، تا به این وسیله ، در برابر نعمتهای او ، سپاسگزاری کرده باشد.

شرح: کسیکه گناه میکند و فرمان خداوند رابه جای نمی آورد ، در حقیقت ، نعمت هایی را که خدا به او داداه است ، تباه میکند.

زیرا چنین کسی ، برای آنکه بتواند گناهی را مرتکب شود ، ناچار باید تمام نیروهائی را که در وجودش هست ، به کار ببرد . در حالی که خداوند ، این نیروها را ، برای گناه و نافرمانی کردن به او نداده است .

دوست عزیزم ، کسی رادر نظر بگیر ، که می خواهد ، بر خلاف فرمان خداوند ، مرتکب گناه شود ، وبطور مثال ، دست به دزدی بزند:

تمام اعضاء بدن آن شخص ، باید وظایف خود را ، با تمام نیرویی که دارند انجام دهد ، تا او توانایی انجام چنین گناهی را داشته باشد .

ششهای او ، باید بطور مرتب هوای ت

تازه را به خود بگیرد ، تا او نفس بکشد وزنده بماند ، قلبش بایدبطور منظم در حال تپیدن باشد ، تا خون به تمام پیکرش برسد و او را زنده نگاه دارد ، چشمهایش باید تونایی دیدن را داشته باشد ، تا او راه خود را ببیند ،  پاهایش باید قادر به حرکت و قدم برداشتن باشند ، تا در مسیری که با چشمهایش میبیند ، پیش برود ، گوشهایش باید توانایی شنیدن را داشته باشند ، تا او صدای نزدیک شدن مردم را تشخیص بدهد و از خطر فرار کند ، دستهایش باید توانایی کار و حرکت داشته باشند ، تا او درها را باز کند و اشیاء را بردارد ، مغزش باید کار خود را انجام دهد ، تا سایر اعضاء بدنش از آن فرمان بگیرند ، و وظایف خود را اجرا کنند.....

و اگر یکی از اعضاء ، یعنی یکی از این نعمتهایی که خداوند به انسان داده است ، کار خود را به درستی نجام ندهد ، شخص کناه کار ، قادر به انجام گناه نخواهد بود .

پس میبینی که گناهکار ، برای آنکه در برابر خداوند ، مرتکب گناه و نافرمانی ، شود، از همان امکانات ونیروهایی استفاده میکند ، که خداوند ، آنها را ، برای انجام کار درست و نیک به او داده است . به این ترتیب ، آیا شخص گناه کار ، با انجام هر کدام از گناهان خود ، ونعمتها ونیروهایی را که از  خداوند دارد ، تباه و حرام نمی کند ؟

البته خداوند ؛ به بندگان خود هشدار داده ، و آنها را از گناه و نافرمانی ، بیمناک کرده است . ولی اگر خداوند چنین بیم و هشداری هم نداده بود ، واگر انسان آسوده خاطر بود که به خاطر گناهانش کیفر و مجازات نخواهد دید ، باز هم حق نداشت نعمتهای خداوند را تباه کند ، یعنی دربرابر نعمتهای دیدن ، شنیدن ، بوئیدن ، حرکت ، تپیدن قلب ، تنفس ششها ، اندیشیدن ، توانایی انجام کارهای گوناگون داشتن ، و هزاران نعمت دیگر ، انسان باید قدر شنا س باشد ، و به شکرانه این نعمتهای بزرگ و با ارزش ، هرگز مرتکب گناه  ونافرمانی خداوند نشود.

                                                                                                               ومن الله التوفیق .

 

 


چهارشنبه 9 شهریور 1384

ایمان چیست؟

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :پند هایی از نهج البلاغه ،

ایمان چیست؟

وسئل عن الامان،فقال:الایمان معرفة بالقلب،و اقرا باللسان،وعمل بالارکان. ح/227

ترجمه:

فرمود

:((ایمان عبارت است از :شناخت قلبی،اعتراف واقرار به زبان،علم با اعضاء و جوارح بدن)).

شرح :

امام علیه السلام ،برای مومن حقیقی ، سه نشانه اصلی و مهم تعین فرموده است،که ما نیز با توجه به آنها می توانیم مومنان حقیقی را بشناسیم .طبق فرموده امام علیه السلام مومن حقیقی کسی است که :

اولا شناخت قلبی داشته باشد .یعنی از صمیم قلب و از ته دل ،وجود خدا را شناخته باشد ،وصمیمانه معتقد باشد که اصول دین اسلام ، یعنی یگانگی خداوند متعال ، نبوت حضرت محمد (ص) ،و فرا رسیدن روز قیامت ،عدل خداوند وجانشینی امامان (ع)بر حق است .

ثانیاً

ثالثاً

بنا براین ، کسی که یکی از این نشانه ها ، یا حتی قسمتی از این نشانه ها را نداشته باشد،نمی تواند خود را مومن حقیقی بداند.

و ظایف اسلامی خود را با اعضاءبدنش انجام دهد ،یعنی وضو ساختن، نماز خواندن، روزه گرفتن، بد نگفتن با زبان، بد نشنیدن با گوش، نگاه حرام نکردن با چشم، و... تمام وظائفی را که خداوند برای اعضاء بدن او تعیین فرموده است، به طور صحیح وکامل به انجام رساند.
به زبان اعتراف کند،یعنی اعتقادات الهی و اسلامی خود را به زبان آورد ،و همواره کلمه ((شهادتین)) را به زبان جاری سازد،و به یگانگی خدا ونبوت حضرت محمد(ص) اقرار کند.
ایمان حقیقی،نشانه هایی دارد ،که هر کس این نشانه ها را در خود داشته باشد، مومن حقیقی است.

ومن الله توفیق .

از امیر المومنین علیه السلام،پرسیدندکه:((ایمان چیست)) ؟


ادامه مطلب

دوشنبه 7 شهریور 1384

تنگدستی وپاکدامنی یا ثروت وزشتکاری

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :پند هایی از نهج البلاغه ،

تنگدستی وپاکدامنی یا ثروت وزشتکاری

((والحرفه مع العفه خیر من الفنی مع الفجور.نامه/31))

ترجمه:

کارگری،همراه با پاکدامنی،بهتر از داشتن ثروتی است که با گناهکاری به دست آمده باشد.

شرح:

بسیاری از ثروتمندان هستند،که به خاطر داشتن مال ودارایی فراوان،ظاهراًهمه گونه وسایل راحت وآسایش را در اختیار دارند.اما در حقیقت،آنها،نه تنها آسوده و راحت نیستند،نه تنها در خوشی وخوشبختی به سر نمی برند،بلکه روزو شب خود را،با رنج واضطراب می گذرانند،وعمرشان در دلهره ونگرانی طی میشود.زیرا بیشتر ثروتمندان،مال ودارایی خود را،از راههای حرام وآلوده به گناه،به دست می آورند.

امام علیه السلام،در جایی دیگر فرموده است:((هر جا ثروتی هنگفت انباشته شده باشد،حتما در کنار آن،حق پایمال شده گروهی از محرومان جامعه،دفن شده است)).

معنی این سخن آن است که:کمتر ممکن است ثروتی پیدا شود که تمامی آن،از راه حلال به دست آمده باشد.بیشتر کسانی که به ثروت هنگفت میرسند،حق مردم محروم و مستضعف را پایمال کرده ومال دیگران را خورده اند یعنی از راههایی مانند دزدی،کم فروشی،گران فروشی،احتکار،یا خوردن مال افرادضعیف،بیوه زنان،یتیمان وامثال آنها،وخیانت کردن

چنین ثروتی ،که از راههای نا پاک ونادرست به دست آمده،آلوده به گناه است وکسی که چنین ثروتی دارد،اگر هم در ظاهر،راحت وآسوده زندگی می کند،در باطن،آرامش وآسایش ندارد و تمام ساعات روز و شبش،در وحشت و اضطراب می گذرد.از یک طرف،ترس از خدا،وحساب و کتاب روز قیامت او را می ترساند وآرامشش را بهم میزند،و از طرف دیگر،دائماً وحشت آن را دارد،که مبادا مردم محروم و ستمدیده ،راز دزدی ومال مردم خوری و خیانت او را بفهمند، و برای گرفتن حق خود ،بر سرش بتازند و حکم عدالت اسلامی را ،درباره اش اجراء کنند.

اما کسی که کار کم در آمدی دارد،ولی با تقوی و پاکدامنی آنرا انجام میدهد،و به خیانت وظلم آلوده نمی شود، دل راحت و فکر آسوده دارد.چنین کسی،چون در آمدش حلال وپاک است ،حقی را پایمال نکرده و مال کسی را نخورده است،کمترین نگرانی ودلهره وحشتی هم ندارد.اگر سفره اش رنگین نیست اما حلال است ،ولی در عوض با وجدان پاک و فکر آسوده بر سر آن می نشیند،و شب که به بستر میرود،دچار کابوسهای وحشت آور نمی شود و راحت و آسوده می خوابد،وسحرگاه ؛آرام وسبکباربیدار می شود ، و خوشبختی واقعی را باتمام وجودش حس میکند.

وبا خیال آرام رو به سوی درگاه خداوند متعال رازونیاز میکند.

بخاطر همین است که امام علیه السلام نیز ، کار کم درآمد،ولی همراه باپاکدامنی را از ثروتی که همراه با گناه باشد،بهتر شمرده اند.

 به افراد ملت ومملکت به مال ودارایی رسیده اند.

ومن الله توفیق.


شنبه 5 شهریور 1384

پندهایی از نهج البلاغه

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :پند هایی از نهج البلاغه ،

         فرصت را از دست ندهیم

        اضاعه الفرصه غصه-ح/۱۱۸

ترجمه:ازدست دادن فرصت؛مایع غم واندوه است.

شرح:عمر انسان کوتاه وزودگذر است ؛وفرصتهای زندگی کوتاه تر وزود گذرتر از آن.هر روزی که از عمر انسان میگذرد؛تعدادی از فرصتهای زندگی او نیزبرای همیشه ازدست میرود ونابود می شود.

چون فرصت های زندگی؛دیگر قابل بازگشت نیستند؛باید از هر فرصتی بهترین استفاده را بکنیم.

استفاده کردن از فرصت؛یعنی اینکه هر کاری را در وقت مناسب آن انجام دهیم.

اگر فرصتی که امروز؛برای انجام کاری در اختیار ما است از دست برود؛فردا؛برای آن کار ؛فرصتی نخواهد بود.چون فرصتهای فردا هم ؛مخصوص کارهای دیگری است که هر یک باید در وقت خود انجام شود؛ودیگر نمی توانیم کاری راکه فرصت انجامش امروز بوده؛برای فردا بگذاریم؛در آن صورت؛کارهایی را که باید در فرصتهای فرداانجام شود؛عقب میافتد؛واگر کار به همین شکل پیش برودتمام فرصتهای روزهای آینده ما نیز؛تباه میشوندواز دست میروند.

پس هر کاری را؛باید در فرصت مناسب آن کار انجام شود؛وگرنه ممکن است که دیگر ؛هیچگاه فرصتی برای انجام آن پیدا نشود.

مثلاسنین کودکی ونوجوانی؛فرصت مناسب تحصیل علم وآموختن دانش است.کسی که چنین فرصت مناسبی رااز دست بدهد ؛در سالهای بعد؛گرفتاریهای زندگی ؛اشتغال به کاروتامین معاش؛رسیدگی به امور خانه وهمسر ورزندان؛وده ها مسئولیت دیگر؛به او اجازه وفرصت تحصیل نخواهد داد.

بهمین دلیل است که انسان باید هر فرصتی را که پیش میاید غنیمت بشماردواز آن بهترین استفاده را بکند.وگرنه؛از دست دادن فرصت؛مایع غم واندوهی میشود که به هیچ قیمتی؛قابل جبران نخواهد بود.   ومن الله التوفیق



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic