یکشنبه 2 خرداد 1389

نیروی جاودان هستی

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :متافیزیك، خودشناسی و خداشناسی ،

نیروی جاودان هستی  

جلوه هایی از انرژی حیاتی ، پرانا

انرژی حیاتی، جنبة نادیدنی هستی‌ است که جهان را شکل می‌دهد و همه چیز را به جنبش درمی‌آورد. این انرژی قابل دیدن و لمس کردن نیست، اما مانند هوایی که تنفس می‌کنیم ما را دربرگرفته و موجب ایجاد توازن در روح، روان و جسم ما می‌شود. انرژی حیاتی به اشكال مختلف ظهور می‌كند و همة جامدات و موجودات جهان فیزیك و پدپده‌های روحی و روانی را شامل می‌گردد. هرچه انرژی حیاتی متراكم‌تر شود، به ماده و جهان فیزیك نزدیك‌تر است و هرچه رقیق‌تر باشد به تجلیات روح.
مذاهب، مکاتب، فرهنگ‌ها و نژادها همواره از وجود این انرژی آگاه بوده و آن را به اسامی مختلفی نامیده‌اند. مسیحیان آن را «ایت» می‌نامند كه در همه‌جا نافذ و سیال است و كاهنان پُلی‌زیری و هاوایی آن‌را «مانا» می خوانند. نزد صوفیان این نیرو به «بركت» شناخته می‌شود. از طرفی پژوهش‌گران روسی این انرژی را به نام «پلاسمای حیاتی» می‌شناسند. همچنین «نومیا» به گفتة پاراسلوس، «انرژی حیاتی و کیهانی» به گفتة برونلر، نام‌هایی ‌است كه به انرژی حیاتی اطلاق شده است. همة این اسامی اشاره به انرژی مادر و بنیادین هستی‌ دارند كه همه چیز را شكل داده و در همه چیز نفوذ می‌كند. در شماره‌های پیش به انرژی ارگن به گفتة ویلهم رایش و نیروی ادیك كشف رایشن باخ پرداختیم، در این شماره نیز به‌ جلوه‌ای دیگر از انرژی حیاتی، درالفبای باطنی هندوها یعنی «پرانا» می‌پردازیم. . . . .

مكانیزم اعمال خارق العاده

نیروی ذاتی روح به صورت بالقوه و نهفته در روح تمام انسان‏ها وجود دارد. در تاریخ ملل و فرهنگ‏های مختلف، همچنین در تاریخ ادیان الهی و مكاتب گوناگون تجربه‏های متعدد و بسیاری از پدیده‏های عجیب و اعمال خارق‏العاده مشاهده و ثبت شده است، اعمالی چون: شفا دادن بیماری‏ها، غلبه برطبیعت (ایجاد باد، باران، طوفان)، برخاستن از زمین و پرواز كردن، خبردادن از غیب و پیش‏گویی كردن، قدرت تحقق بخشیدن به خواسته‏ها، تبدیل چیزهای مختلف به یكدیگر، زنده كردن مردگان و... كه تحت عناوین مختلفی همچون معجزه وكرامات شناخته می‏شوند. درباره چگونگی وقوع این پدیده‏های فوق طبیعی یا صحت و سقم آن، نظرها و دیدگاه‏های گوناگونی وجود دارد. عده‏ای این پدیده‏ها را صرفاً منحصر به عهد عتیق می‏دانند و آنها را به اولیاء خداوند نسبت می‏دهند. عده‏ای هم به طور كلی وقوع این اعمال را رد می‏كنند و آنها را منتج از اوهام و شعبده تلقی می‏كنند. در این میان محققان و دانشمندانی هم وجود دارند كه به بررسی این گونه اعمال می‏پردازند و سعی در دریافت قوانین حاكم بر اعمال فوق طبیعی دارند. به طور كلی مكاتب باطنی وقوع اعمال خارق‏العاده را به توانایی ذاتی روح نسبت می‏دهند و اظهار می‏كنند كه نیروی ذاتی روح به صورت بالقوه و نهفته در روح تمام انسان‏ها وجود دارد. آنها هم چنین مسئله پرورش و فعال نمودن این نیروی ذاتی را مطرح می‏كنند كه در صورت شكوفا شدن می‏تواند كاربردهای شگرفی در زندگی روزمره و بهبود آن داشته باشد و موجب تعالی انسان گردد. در عصر كنونی به مدت چندین دهه است كه دانشمندان در زمینه‏های فیزیك، زیست شناسی، ژنتیك، روانشناسی، فراروانشناسی و... این مبحث را مدّ نظر قرار داده و از رهگذر نتایج حاصله، به همسویی‏هایی با باطن‏گرایان شرق دست یافته‏اند. علم كنونی و در دسترس بشر، به طور روشن و كامل قادر به توجیه و ارائه پاسخی قطعی به پدیده‏های خارق‏العاده نیست، ولی تحقیقات دانشمندان بخصوص در فیزیك نو راهی به سوی تبیین و درك روح و اعمال خارق‏العاده ناشی از توان ذاتی روح باز كرده است. آنچه در علم ثابت شده وجود نوعی شعور و آگاهی در ذرات بنیادی و انرژی و شعوری فراسوی ماده در كل هستی است. این مقاله قصد دارد توانایی‏های بالقوه روحی-روانی انسان را مدّ نظر قرار داده و ارتباط آن را با اعمال خارق‏العاده، بررسی كند. دسته‏بندی چنین اعمالی از نظر تفاوت‏ها، چگونگی وقوع و مكانیزم‏شان از دیگر اهداف این مقاله است. تعریف اعمال خارق‏العاده پدیده‏های فوق طبیعی و اعمال خارق‏العاده شامل پدیده‏هایی می‏گردد كه ماورا ماده و خارج از تبیین فیزیك مكانیكی می‏باشد و به مجموعه پدیده‏هایی اطلاق می‏گردد كه در حیطه جهان انرژی-آگاهی قرار دارد و علت اصلی آن نیروی ذهنی-روحی انسان است. چگونگی وقوع اعمال خارق‏العاده پدیده‏های فوق طبیعی از نظر تفاوت در چگونگی وقوعشان، به سه دسته كلی تقسیم می‏شوند. دسته اول به گروهی از پدیده‏ها اطلاق می‏گردد كه مربوط به روح خداوند است و از طریق اولیا و انبیا و منتخبین خداوند صادر می‏شود. دسته دوم شامل گروهی از پدیده‏هاست كه انجام آن مربوط به روح فردی می‏باشد. در این روش از طریق انجام تمرینات، فنون و تكنیك‏ها، نیروی ذاتی روح را فعال نموده و موجب وقوع پدیده‏های فوق طبیعی می‏شوند. دسته سوم به اعمالی خارق‏العاده اطلاق می‏گردد كه توسط كارگزاران روحی و غیبی وقوعشان امكان‏پذیر است. الف - همانطور كه گفته شد، دسته اول شامل گروهی می‏شود كه از اولیا و انبیا و منتخبین خداوند صادر می‏گردد. افرادی كه به دلیل بزرگی و پاكی روحشان واسطه‏هایی بین خداوند و انسان‏های عادی هستند. در كتب آسمانی نیز از اعمال فوق طبیعی و خارق‏العاده روحی آنان یاد شده است. در حقیقت این افراد تحت القا روح الهی قرار گرفته‏اند و از این طریق توانایی‏های خارق‏العاده روح آنان آشكار شده، آنها برای نیل به این قدرت ذاتی تمرینی انجام نداده‏اند. نیروهای طبیعت تحت كنترل آنها و قدرت خداوند پشتیبان كلامشان می‏باشد. آنها كه روحشان با روح خداوند یگانه شده است بیماری‏ها را شفا می‏دهند، مرده را زنده می‏كنند و با تكه نانی گروه بی‏شماری را سیر می‏نمایند... ب - دسته دوم شامل افرادی می‏شود كه از طریق روش‏های خاص و تمرینات ویژه ذهنی و بدنی نیروی ذاتی روح خود را فعال نموده و به توانایی‏هایی از قدرت روح خود دست می‏یابند. هسته مركزی این روش‏ها بكارگیری نیروی روحی تحت تسلط و كنترل ذهن است. آنطور كه ثابت شده حدی برای توانایی‏های بدنمان تحت نظارت ذهن وجود ندارد. این توانایی‏ها بعداز سال‏ها تمرینات مراقبه و تمركز ذهن، تجسم و تخیل خلاق، تمرینات تنفسی و تمرینات خاص بدنی و... حاصل می‏گردد. از جمله این قدرت‏ها كنترل آگاهانه اعمال حیاتی غیرارادی بدن مانند آهنگ نبض، تنفس، هاضمه، سوخت و ساز غذا، فعالیت كلیه‏ها و... است كه می‏توانند تحت تأثیر اراده قرار بگیرند و به طور دلخواه تغییر كنند. افراد ماهری كه سال‏ها وقت صرف كرده‏اند، می‏توانند ضربان قلب خود را تا حد مرگ كاهش دهند و دمای بدن را تا جایی كه در حالت عادی مرگ‏آور است، پایین بیاورند و تنفس را به حدود یك بار در هر چند دقیقه برسانند. در این حالت بدن در شرایطی مشابه خواب زمستانی بعضی حیوانات قرار می‏گیرد، بنابراین آنها حتی می‏توانند خود را زنده، بدون بروز آثار سوئی، روزهای متمادی مدفون كنند و یا واكنش‏های بدن را چنان منحرف كنند كه بدون احساس درد، سوزن به اعضا بدن فرو برند و سیخ از چانه و زبان بگذرانند. در حین انجام این اعمال تحت كنترل روح، دستگاه اعصاب نباتی )سمپاتیك( به طور موضعی حذف شده یا به نحوی تحریك می‏شوند كه از خونریزی جلوگیری می‏شود. از دیگر اعمالی كه توسط روح فردی و نیروی ذهن صورت می‏گیرد: بی‏وزنی، شفابخشی، جابجایی اشیاء، تأثیرگذاری از فاصله، تله‏پاتی، خبر دادن از غیب، كنترل و تسلط بر كالبد اختری، همزمان در دومكان بودن، بكارگیری نیروی روحی در هنرهای رزمی و... می‏باشد. در هنرهای رزمی تایی‏چی و شائولین، به‏كارگیری انرژی روحی و هماهنگی ذهن و جسم موجب می‏گردد تا قابلیت‏های مهیبی كسب شود. برای مثال یك استاد تایی‏چی می‏تواند با ضربه‏ای آرام و ملایم ولی متمركز شخصی را به هوا پرتاب كند و به زمین بزند، درست مانند اینكه نیروی الكتریسیته از وی عبور كرده باشد. ج- دسته سوم مربوط به انجام اعمال خارق‏العاده توسط كارگزاران روحی )واسطه‏ها( میشود. در این روش عامل براساس به كارگیری موجودات واسطه‏ای عمدتاً روحی و انرژیك، موجب بروز پدیده‏های فوق طبیعی می‏گردد. این موجودات كارگزار را در فرهنگ عمومی به نام‏های ارواح، جنیان، موكلان، ملائك و... می‏شناسیم. استفاده از ارواح امكانی است كه در اختیار انسان قرار داده شده است. برای مثال در كتب مقدس اشارات متعددی مبنی بر اقتدار و كنترل بسیار بالای حضرت سلیمان بر كارگزاران بیشمار از جنس‏های مختلف و به كارگیری آنها گردیده كه در آنی و لحظه‏ای اعمالی خارق‏العاده را به فرمان حضرت سلیمان انجام می‏دادند. از اواخر قرن نوزدهم به بعد در اروپا و آمریكا تحقیقات گسترده‏ای در زمینه پدیده‏های روحی و ادراكات فراحسی توسط محققان و دانشمندان برجسته صورت گرفته و نتایج شاخصی نیز حاصل شده است. از جمله دانشمندان برجسته "سر ویلیام كروكس"(1) فیزیكدان صاحب نام انگلیسی و "آلان كارداك"(2) پزشك فرانسوی را می‏توان نام برد. نتایج كلی كه از مطالعه و مشاهده پدیده‏های مرتبط با ارواح به دست آمده است بدین قرار است: 1- پدیده‏های مرتبط با روح توسط موجوداتی هوشمند و غیرمتجسد یعنی توسط ارواح آزاد پدید آورده می‏شوند. 2- ارواح آزاد كه موجودات دنیای روحی هستند، همه جا در فضای بیكران پراكنده می‏باشند حتی در كنار و در اطراف ما پیوسته رفت و آمد دارند. 3- برخی از ارواح كه در هر دو عالم روحی و جسمی نفوذ دارند، از جمله عوامل نیرومند طبیعت می‏باشند. 4- هر یك از ارواح به تناسب پیشرفتی كه احراز كرده است، به درجات مختلف نیكی یا بدی و علم یا جهل نائل می‏گردد. 5- ارواح آزاد در صورت فراهم بودن بعضی شرایط مخصوص می‏توانند با زندگانی جسمانی تماس یابند و احیاناً پاره‏ای پدیده‏ها را به وجود آورند. 6- ارتباط ارواح با انسان‏ها از مجرای مدیوم‏ها )انسان‏های واسطه( برقرار می‏شود وبه نسبت استعداد و قدرت مدیوم‏ها، ارواح پدیده‏های مختلفی را بروز می‏دهند مانند بلند كردن اشیا سنگین یا سبك، حركت اشیاء، ظهور نورهای مختلف از منبع نامعلوم، ایجاد صدا و تجسد ارواح، آوردن و ظهور شئی از مكان دیگر )پدیده آورش( و... مؤخره این امكان وجود دارد كه بسیاری از افراد، به راحتی هر لحظه از كنار وقوع اعمال خارق‏العاده و تفاسیر و تعابیر آنها عبور كنند، اما شكی نیست كه در عصر حاضر، علاقه و توجه جدی نسبت به پدیده‏ها و امور ماورالطبیعه، افزایش چشمگیری پیدا كرده است. این توجه در عصری كه بسیاری سعی دارند برای تمامی پدیده‏های فوق طبیعی، دلایل علمی و مستند ارایه دهند، نوید دهنده آینده درخشانی است. منابع: - واتسن، لیال؛ "فوق طبیعت" ترجمه شهریار بحرانی، احمد ارژمند، تهران، انتشارات امیركبیر، 1369. - هامفری، نائومی؛ "مدیتیشن" ترجمه دكتر رضا جمالیان، ناشر مترجم، 1370. - ولیزاده، صمد؛ "ابرنیروی چی" انتشارات زرقلم، 1370. - كارداك، آلان؛ "ارتباط باارواح" ترجمه حسن سعد. - مركز تحقیقات و مطالعات انرژی‏زایی-روح‏زایی؛ "پدیده‏های انرژیی‏زایی و ردیابی نشانه‏های روح‏زایی" نشر حم، 1382. پی‏نوشت: 1- Sir William Crux 2- Allan Kardak

 

اعمال خارق العاده وانسان معاصر

چندی است از دور و نزدیك اخبار حیرت‏انگیزی راجع به وقوع اعمال خارق‏العاده می‏شنویم. خلق اشیا و ناپدید كردن آنها، خبر گرفتن از غیب، شفای بیماری، غلبه بر نیروهای طبیعت، همزمان در دو مكان بودن و... اخبار مربوط به اعمال خارق‏العاده نه تنها نظر و توجه عموم مردم را به خود جلب كرده است، بلكه محققان و دانشمندان بسیاری در جهت اثبات و توجیه و تفسیر آنها به كار تحقیق و بررسی پرداخته‏اند و از طریق انجام آزمایش‏های بسیار موجب گسترش اینگونه پدیده‏ها شده‏اند. هم‏چنین چندین دهه است كه دانش متعارف این مبحث را از زوایای گوناگون وقوع پدیده‏ها، مورد بررسی و مد نظر قرار داده است. امروزه با اطمینان می‏توان گفت كه دانش متعارف، وجود توانمندی‏های فوق‏العاده در انسان را تأیید می‏كند و بروز چنین پدیده‏هایی از طرف انسان به اثبات رسیده است. اكنون دانشمندان در پی فرمول‏بندی‏ها و توجیه و تفسیر نحوه عملكرد آن‏ها می‏باشند. ثبت تغییرات میدان مغناطیسی بدن و جریان الكتریكی مغز به هنگام انجام اعمال خارق‏العاده(1)، عكسبرداری از فوران انرژی به هنگام شفا، كشف جایگاه فیزیكی انجام پدیده‏های فوق طبیعی در مغز انسان، تفاسیر فیزیكدانان از پدیده‏ها بر مبنای تئوری‏های فیزیك نو از جمله دستاوردهای منتج از تلاش‏های دانشمندان بوده است.(2) حال كه وجود توانمندی‏های فوق‏العاده در انسان به اثبات رسیده سوالاتی مطرح می‏شوند كه این اخبار حاوی چه پیامی برای انسان هستند؟ چرا همه انسان‏ها قادر به انجام اینگونه اعمال نیستند؟ چرا تنها عده‏ای موفق به استفاده از نیروهای بالقوه روحی خود می‏گردند؟ محققان پاسخ را اینگونه داده‏اند، ذهن و سطح آگاهی انسان تعیین كننده برخورداری از توانائی‏ها و محدودیت‏های او می‏باشند. ذهن )روان( آدمی پدیده‏ای اسرارآمیز است و بسان ماشینی بسیار قدرتمند، تاثیری كامل بر جسم، بروز توانائی‏ها و بیماری‏ها و حتی بر كیفیت زندگی انسان دارد و شكل دهنده موفقیت‏ها و شكست‏هایش می‏باشد. این موضوع قرن‏هاست كه هم دانشمندان و هم فیلسوفان را متحیر ساخته است. هر نظریه‏ای كه در زمینه هوشیاری و آگاهی مطرح می‏شود به نوعی تحت تاثیر فلسفه‏ای قرار دارد كه متداول و غالب است. در دانش مادی‏گرایانه معاصر كه بر غرب حكومت می‏كند، شعور و آگاهی تنها به عنوان آثار و نشانه‏هایی از مغز، تلقی و تصور می‏شود. اما فلسفه شرق مسئله را از زاویه كاملاً متفاوتی مد نظر قرار داده و تمام این آثار و شواهد را مربوط به حقایق روحی و بازتاب‏هایی از قدرت روحی می‏انگارد. از این دیدگاه ذهن انسان پدیده‏ای منفرد و شخصی نیست بلكه یك وجود جهانی است. كل هستی و كیهان حاوی شعور و آگاهی است كه به نام ذهن كیهانی شناخته می‏شود. ذهن كیهانی دارای سطوح مختلفی است. ذهن)روان( انسان، این اقیانوس عظیم آگاهی و انرژی نیز دارای هفت سطح كلی است كه با سطوح ذهن كیهانی مطابقت دارد. هر سطحی از آگاهی دارای ساختار معینی است. سطوح پائین‏تر آگاهی، متراكم‏تر و با جهان فیزیكی در ارتباط است و سطوح بالاتر، ساختاری لطیف‏تر دارد و به سطوح متعالی‏تر و برتر آگاهی مربوط می‏گردد. آنچه كه مسلم است آگاهی عموم مردم در سطوح پائین‏تر مستقر است. این استقرار به دلیل انتخاب خود انسان بوجود آمده و بر اساس تمركز بیش از حد او بر زندگی مادی و بی‏توجهی به زندگی باطنی است. این نحوه زندگی ارتباط بین فرد و سطوح برتر آگاهی را قطع كرده و جدائی بوجود آورده و خود موجب ایجاد حجاب‏ها و موانع بسیاری بر سر راه ارتباط با شعور برتر شده است. در نتیجه تغذیه از آگاهی برتر میسر نمی‏باشد. در این سطح از آگاهی، هستی فرد منحصر به جسم و توانائی‏های محدود آن می‏باشد. آگاهی او در سطح كلام اینگونه است: "من جسم هستم. من ذهن دارم". "من روح دارم". "این درخت است". "این آسمان است". در این سطح از آگاهی، فرد خود را هم هویت با جسم خود می‏شناسد و روح و ذهن خود را از متعلقات جسم خود می‏داند. این در صورتی است كه ذهن فرد مستقر در سطوح برتر آگاهی از شعور عالی هستی تغذیه می‏كند. او به وحدت قائل است و بین روح هستی، روح، ذهن و جسم خود تمایزی قائل نیست. تجلی كلام او در این سطح اینگونه است: "من روح هستم". "درخت در من است"، آسمان در من است، من‏از تو جدا نیستم". فردی كه در این سطح از آگاهی مستقر است وقتی به درخت فرمان بارور شدن بدهد، درخت باور می شود. "من هستم" این دو گروه بسیار باهم تفاوت دارد. این یكی در توهم و فراموشی زندگی می‏كند و توانائی‏های خود را محدود به خوردن، خوابیدن ، كاركردن و... كرده است و آن یكی، به نسبت عمق ارتباطش با شعور برتر و به نسبت یگانگی با روح خود و روح هستی، بزرگتر و بزرگتر، و وسیع و وسیع‏تر می‏شود. پر واضح است كه تمایل اصیل هر انسانی متوجه كامل شدن و توانمند ساختن قابلیت‏ها و واقعیت بخشیدن به نیروهای نهفته خود است، اما شكوفائی توانائی‏ها و عبور از محدویت‏ها میسرنمی‏شود مگر در ارتباط با شعور برتر هستی. برقراری ارتباط با شعور برتر چگونه اتفاق می‏افتد؟ همه ادیان شیوه‏ها و طرق خاص خود را برای ایجاد ارتباطی بیشتر و گسترده‏تر ارائه داده‏اند. همچنین در بسیاری از مكاتب شرقی تعلیماتی همچون مراقبه و تمرینات جسمی و تمركزی به منظور بیدار سازی این ارتباط در نظر گرفته شده است. یكی از مهم‏ترین راه‏های برقراری ارتباط، شناخت از طریق تعقل و تجربه حیطه‏های باطنی است. توجه به باطن گامی در جهت شناخت باطنی است و شناخت باطنی مانند پلی است كه سطوح مختلف آگاهی را به هم مرتبط می‏سازد. همانگونه كه برتری و اقتدار انسان بر طبیعت به دلیل احاطه او بر دانش ظاهری است، شناخت و كسب دانش باطنی نیز موجب تسلط و قدرت و گسترش هستی انسان در حوزه باطنی می‏گردد. دانائی و شناخت، حجابها، شرطی شدگی‏ها و توهمات را از بین می‏برد و انسان را از تاریكیها، موانع و ضعفها عبور می‏دهد. این راهی است آهسته و گام به گام، همانگونه كه حجابها و شرطی شدگیها ناگهان بوجود نیامده بلكه در طی زمان و به آهستگی ایجاد شده و انسان را از اصل خود دور ساخته است. از سوئی تنها نوع شناختی كه میتواند به این آهستگی سرعت بخشد و راه را كوتاه كند، شناخت قلبی و ایمان است. ایمان به غیب و باطن خود و جهان هستی، اوج آگاهی و شناخت است. آنجا كه ایمان وارد می‏شود هر خواسته‏ای تحقق پیدا می‏كند. و اما گام اول. آنچه كه بسیاری از محققین در زمینه چگونگی وقوع پدیده‏های غیر متعارف اذعان می‏دارند این است كه دیدگاه‏ها و باورهای انسان تاثیر بسزایی در امكان به وجود آمدن اعمال خارق العاده دارند. از طرفی در آزمایشات تجربی نیز این موضوع به اثبات رسیده كه دیدگاه بدبینانه و منفی نسبت به وجود این گونه پدیده‏ها، خود مانع بزرگی در جهت عدم بروز آن‏ها است. از این رو محققین اولین گام را برای اینكه انسان شاهد وقوع پدیده‏های غیر متعارف باشد، نداشتن قضاوت منفی و بطور كلی بی‏قضاوتی در حوزه باطنی دانسته‏اند. در این صورت احتمال وقوع اینگونه پدیده‏ها بوجود خواهد آمد. هم‏چنین این امكان وجود دارد كه با مشاهده اعمال خارق العاده و شنیدن خبرهای به ظاهر عجیب و غریب، انسان به فكر فرو رود و وضعیت خود را بسنجد، دست به انتخاب زند و با باور باطن و حقیقت وجودی خود آنچه راكه باید، تجربه كند و در مسیر درست گام بردارد. پی‏نوشت: 1- در كتاب جنگ روانی-3، ص 118 مواردی از اعمال خارق‏العاده معرفی شده است. مانند عبور شیئی از مانع كه در شرایط كنترل شده، از آن با سرعت بسیار بالا (400 عكس در ثانیه( فیلمبرداری گردید. 2- تحقیقات بسیاری در این زمینه در كتاب روش‏های جنگ روانی-3، نتایج تحقیقات و كشفیات فراروانشناسی، به تفصیل داده شده است.


ادامه مطلب


******************************************************************

متافیزیك، خودشناسی و خداشناسی

 

معرفت از جمله مراحل تكامل انسان امتافیزیك، خودشناسی و خداشناسیست كه در افراد مؤمن پس از تعبد فراوان و مزین شدن به زیور زهد حاصل می‌گردد. معرفت(شناخت) روشنایی دل و نشان فضیلت و ایمان است. آنان كه شناخت ندارند، دلهاشان تاریك و از نور ایمان تهی می‌باشد. پیامبر گرامی اسلام حضرت ختمی مرتبت(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) می‌فرمایند:«شناخت، سرمایه من است و خرد، ریشة دینِ من و عشق، اثاث من و شوق، مركب من و یاد خدای عزوجل، همدم من». پس برای هر فرد سالك طریق دوست، واجب است كه معارف لازم را از اهل آن بیاموزد.

 مهم‌ترین اركان معارف شامل شناخت خود، خدا، رسول الله، دنیا، آخرت، مرگ و شیطان است. شناخت زمانی حاصل شده كه اثرات آن آشكار گردد، مولای عارفان و دریای معرفت الهی حضرت علی(علیه‌السلام) می‌فرمایند:«هركه خدا را شناخت تنها شد. هر كه خود را شناخت مجرد شد، هر كه دنیا را شناخت از آن دل كَند، هر كه مردم را شناخت تنهایی گزید.»

فردی كه جمیع معارف لازم را كسب كند، عارف گفته می‌شود(كه این توفیق نصیب همه كس نمی‌گردد).

 در كتاب ارزشمند“تفسیر ادبی و عرفانی قرآن مجید” از قول عرفا نقل شده است:«حیات معرفت عبارت است، از خلق عزلت گرفتن، با حق خلوت كردن، زبان به ذكر گشودن، دل در فكر داشتن،گهی از نظر جلال و عزت در هیبت بودن، گهی بر امید نظر لطف بر سر مراقبت رفتن، پیوسته جان بر تابه عشق كباب كردن، پروانه‌وار همی سوختن و در شب تاریك چون والان به فغان آمدن، بر امید آنكه تا سحرگاه صبح امید بردمد؛ و او تعهد بیماران كند و گوید: ای فرشتگان شما گِرد دل ایشان طواف كنید تا من مرهم بر جراحات نهم.»(والله علیم حكیم)

   خودشناسی: خودشناسی غایت و نهایت شناخت‌هاست كه به شناخت خداوند حكیم منتهی می‌شود(انشاالله). در كلام معصومین آمده است كه خودشناسی نافع‌ترین معارف است و یا آمده است كه هر كس خود را بشناسد، خدای متعال را خواهد شناخت. لذا خودشناسی برترین حكمت‌ها و سودمندترین شناخت‌هاست.(نادان‌ترین مردم آنهایی‌اند كه خود را نمی‌شناسند.)

انسان از سه بخش جسم، روان و روح تشكیل شده است. روح هستة مركزی وجود انسان و جوهرة اصلی اوست و از حضرت حق منشاء گرفته است(و نفخت فیه من روحی) و به سوی او نیز باز خواهد گشت(انا لله‌ و انا الیه راجعون).جسم ابزار و وسیله‌ای است كه در مدت كوتاه زیستن در عالم فیزیكی در اختیار می‌باشد و امانتی بیش نیست. روان نیز بخش حد واسط جسم و روح است، ماهیت جسم و روح بسیار متفاوت می‌باشد؛ جسم زمینی و روح آسمانی و تفاوت آنها به معنای واقعی از زمین تا آسمان است، لذا با این همه تفاوت براحتی نمی‌توانند كنار هم قرار گیرند، مگر آنكه چیز سومی بعنوان حد واسط بین آنها قرار گیرد كه همان روان می‌باشد. برخی اعتقاد دارند روان حاصل روابط و تأثیرات متقابل جسم و روح می‌باشد.(الله اعلم)

گمـان می‌رود آن خودشناسی كه منتهی به خداشناسی می‌شود، همـان شنـاخت روح باشد. روح دارای صفات و ویژگی‌هایی است كه شناخـت آن به شناخت خالق یكتا كمك می‌كند، چرا كه شناخت كامل حضرت حق امری محال است. شاید بهترین نتیجه حاصل از تعمق و تفحص در مقولة خداشناسی آن باشد كه بدانیم قدرت شنـاخت خداوند عظیم را نداریم پس بهتر آنكه خاضعانه عرض كنیم: مولای یا مولا انت العظیم و انا الحقیر، انت الكبیر و انا الصغیر و به یاد داشته باشیم كه«قل الروح من امر ربی و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا» و اما قطره‌ای از آن قلیل بدین شرح است: 

روح با حواس پنج‌گانه قابل احساس نمی‌باشد و نمی‌توان از طریق ابزار مادی با آن تماس برقرار كرد. برای مثال نمی‌توان روح را دید و یا لمس كرد، یا نمی‌توان از طریق تلفن و امثال آن با ارواح ارتباط برقرار نمود(حداقل تا امروز)، خداوند لطیفِ خبیر نیز قابل احساس با حواس پنج‌گانه نبوده و قابل تماس با ابزارهای مادی نمی‌باشد. روح در جسم یكتا بوده، جایگاه مشخص ندارد هر چند اثرات حضور آن در تمام قسمت‌های بدن مشهود است، خداوند احد و صمد نیز در جهان هستی یگانه بوده، در عین حال كه هیچ جای مشخصی ندارد و در همه جا حاضر است. روح قدرت تحریك جسم را دارد و آن را اداره می‌كند، قدرت تحریك و ادارة جهان نیز در اختیار حضرت حق می‌باشد(ان الله علی كل شیء قدیر). روح بر جسم آگاهی دارد ولی جسم از شناخت روح ناتوان است، خداوند علیم نیز بر جهان آگاهی كامل دارد ولی مخلوقات از شناخت او عاجزند(و الله واسع علیم). روح بر جسم احاطه كامل داشته، خداوند نیز بر جهان هستی احاطه و اشراف كامل دارد. روح پیش از پیدایش جسم وجود داشته، بعد از مرگ جسم نیز باقی خواهد ماند، خداوند كریم نیز ازلی و ابدی می‌باشد.

حضرت امام صادق(علیه‌السلام) ـ آن مؤسس اولین دانشگاه علوم الهی‌ ـ‌ می‌فـرمایند:«خودشنـاسی انسـان این است كه خویشتن را به چهـار طبـع و چهار ستون و چهـار ركن بشناسد، چهار طبعش خـون است و صفرا و بـاد وبلغم، ستون‌هایش خرد است كه از خرد، فهم و حافظه مایه می‌گیرد و اركانش نور است و آتش و روح و آب.»

  رخنه در اسرار متافیزیك(سیری در اندیشه‌های متافیزیك از دیدگاه اسلام)

تألیف :دكتر مطلّب برازنده
عضو هیأت علمی جهاددانشگاهی و مدیریت مدرسه
 متافیزیك

 

 



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات