جمعه 11 آذر 1384

حدیث

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :احادیث و روایات ،

حدیث

ـ هركه ‌بسیار به ‌یاد خدا باشد، خردش ‌روشنی ‌گیرد. ـ هركه ‌به یاد خدا باشد، بینش ‌و بصیرت ‌یابد. ـ مداومت ‌بر یاد خدا دل‌و اندیشه ‌را روشن‌می‌كند. ـ یاد خدا خرد را آرامش ‌می‌دهد، دل ‌را روشن ‌می‌كند و رحمت‌(خدا) را فرود می‌آورد. میزان الحكمه، ص1849،ح6402تا6413

امام صادق(علیه‌السلام): ذكر زبان، ‌حمد و ثنا، ذكر نفس، ‌سخت كوشی‌و تحمّل ‌رنج، ذكر روح،‌بیم ‌و امید، ذكر دل،‌صدق ‌و صفا، ذكر عقل، ‌تعظیم ‌و شرم، ذكر معرفت، ‌تسلیم ‌و رضا و ذكر باطن ‌و درون،‌مشاهده ‌و لقاست. میزان الحكمه، ص1867،ح6489

پبامبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): ـ بهترین ‌عبادت‌گفتن ‌جمله لا اله الا الله است. ـ نه‌من‌و نه‌گویندگان ‌پیش ‌از من ‌سخنی ‌چون لا اله الا الله را نگفته‌ایم. میزان الحكمه، ص3605،ح12339و12340

امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه‌السلام): ـ در یاد خدا بودن، ‌نور است. ـ سلامتی ‌ده ‌بخش ‌است، نُه ‌بخش ‌آن ‌در سكوت ‌جز به ‌یاد خدا بودن ‌و بخش ‌آخر آن ‌در ترك‌همنشینی ‌با سَفیهان ‌است. ـ یاد خدا نور خرد، حیات ‌جانها و جلای ‌سینه‌هاست. ـ یاد خدا مونس‌عقل ‌و روشن‌كننده ‌دل ‌و فرود آورنده ‌رحمت ‌است. ـ مؤمن ‌‌همواره ‌به ‌یاد خداست‌، بسیار در اندیشه ‌است، بر نعمت ‌الهی ‌سپاسگزار و درگرفتاریها شكیباست. جلوه‌های حكمت، ص240و241،ح3،4،11،12،13

امام صادق(علیه‌السلام): …چنان‌باش‌كه ‌گویی ‌روحت ‌از بدن ‌جدا شده ‌و در عرصة محشر هستی ‌و مورد باز خواست ‌قرارگرفته‌ای …ذكر دو نوع ‌است: ذكر خالص ‌كه ‌قلب ‌با آن ‌همراهی ‌كند و ذكر صادق كه‌خدا را با آن ‌صفاتی ‌كه ‌می‌خواند، پذیرفته ‌باشد، چنان ‌كه ‌رسول ‌خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)(به‌خداوند) عرضه‌داشت:«ستایش ‌و ثنای ‌تو را نتوانم ‌به ‌بیان ‌و شمارش ‌آورم. تو همان ‌گونه‌ای ‌كه خود ثنای‌خویش‌گفته‌ای.» مصباح‌الشریعه ‌و مفتاح‌الحقیقه، باب‌پنجم، ص27

 


دوشنبه 7 آذر 1384

حدیث

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :احادیث و روایات ،

حدیث

 

امام علی(علیه‌السلام): ‌یاد‌كردن‌، نشستن ‌با محبوب ‌است. میزان الحكمه، ص1837،ح6339

پیامبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): پروردگارم‌مرا ‌فرمودند كه ‌گفتارم ‌ذكر‌(خدا) باشد و سكوتم‌اندیشیدن ‌و نگاهم‌عبرت ‌آموختن. میزان الحكمه، ص1837،ح6340

پیامبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): هیچ‌چیز را بر یاد خدا ترجیح ‌مده، چه ‌او می‌فرماید:«و یاد خدا بزرگتر است.» میزان الحكمه، ص1839،ح6348

پیامبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): هیچ‌عملی ‌نزد خدای ‌تعالی‌، محبوب‌تر و هیچ ‌عاملی ‌در نجات ‌بنده ‌از هرگناهی، ‌در دنیا و آخرت ‌مؤثرتر، از ذكر خدا نیست. میزان الحكمه، ص1839،ح6349

پیامبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): بر تو باد به‌تلاوت ‌قرآن ‌و بسیاری ‌یاد خدا، زیرا كه ‌آن ‌در آسمان‌برای ‌تو نام‌(وآوازه) است‌و در زمین‌نور. میزان الحكمه، ص1839،ح6351

امام علی(علیه‌السلام): ـ زبان ‌شخص‌نیكوكار‌، شیفتة ‌مداومت‌بر یاد‌(خدا) است. ـ مداومت ‌بر ذكر(خدا) دوست‌صمیمی‌اولیاء است. ـ مؤمن‌پیوسته ‌به ‌یاد خداست ‌و بسیار اندیشه ‌می‌كند. میزان الحكمه، ص1841،ح6361تا6363

 

 

امام علی(علیه‌السلام): كسیكه ‌به ‌یاد خدای ‌سبحان ‌باشد همنشین‌اوست. میزان الحكمه، ص1845،ح6384

امام علی(علیه‌السلام): ـ ریشه ‌صلاح ‌و پاكی‌دل، پرداختن ‌آن ‌به ‌ذكر خداست. ـ مداومت ‌بر ذكر، خوراك ‌روح ‌و كلید صلاح ‌و پاكی است. میزان الحكمه، ص1847،ح6394و6395

امام علی(علیه‌السلام): ـ در یاد خدا، حیات ‌دلهاست. ـ هركه ‌به ‌یاد خدای ‌سبحان ‌باشد، خداوند دلش‌را زنده ‌و اندیشه ‌و خردش‌را روشن‌گرداند. ـ یاد خدا روشنایی ‌خردهاست ‌و زندگی ‌بخش‌جانها و صیقل ‌دهنده ‌سینه‌ها. میزان الحكمه، ص1849،ح6398تا6400 پیامبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم): با یاد خدا دلها زنده ‌می‌شوند و با فراموش‌كردن ‌او می‌میرند. میزان الحكمه، ص1849،ح6401

امام علی(علیه‌السلام): ـ یاد خدا خوراك ‌جانها و نشستن ‌با محبوب ‌است. ـ همواره ‌به ‌یاد خدا بودن ‌خوراك ‌جانهاست. ـ بر تو باد به ‌ذكر‌خدا كه‌آن ‌روشنایی ‌دلهاست. ـ یاد خدا نور است‌و هدایت، فراموشی ‌تاریكی ‌است ‌و گم‌كردن‌(راه‌حق) ـ یاد خدا جلا دهندة ‌بینش‌ها و روشنایی ‌درونهاست. ـ یاد خدا مایة ‌هدایت ‌خردها و بصیرت‌جانهاست. ـ ثمرة ‌یاد خدا، نورانی ‌شدن ‌دلهاست. ـ یاد خدا موجب ‌موفقیت ‌دركارها و روشنایی ‌درونها ‌می‌شود

 


دوشنبه 9 آبان 1384

شعر

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :احادیث و روایات ،


هو یا علی مدد

  هو یا علی

 

دلا چون عاشقان هو یا علی گو

چو شور عارفان هو یا علی گو

 

ز عشق مرتضی جان را صفا بخش

به ذكر، ذاكران هو یا علی گو

 

گَرت عشق خدایی در سر افتاد

دلا با اِنس و جان هو یا علی گو

 

نوای یا علی ذكر ملائك

تو چون كروبیان هو یا علی گو

 

به عرش و فرش، علی زیب است و زینت

به زیب آسمان هو یا علی گو

 

به ملك لافتی، الا علی كیست؟

به هر كون و مكان هو یا علی گو

 

فلك گستر بود نام بلندش

كران تا بیكران هو یا علی گو

 

سریر كائنات و كعبه عشق

به عشق و مهر یزدان یا علی گو

 

علی قرآن ناطق، فخر قرآن

به مجد و عز قرآن یا علی گو

 

علی آینه غیب و شهود است

به یاد قطب امكان یا علی گو

 

علی میزان و عدل و داد و احسان

به حكم عدل و میزان یا علی گو

 

علی گنجینه اسرار یزدان

به نام شیر یزدان یا علی گو

 

به آن مردی كه رزمش، رزم عشق است

به مفتاح جنان هو یا علی گو

 

جهانی مانده در توصیف و مدحش

بر این دُرِّ گران هو یا علی گو

 

حبیب حق علی بود و علی بود

حبیبا بیكران هو یا علی گو


سه شنبه 19 مهر 1384

چهل حدیث

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :احادیث و روایات ،

چهل حدیث

قالَ أَمیرُالمُؤْمِنینَ عَلِىُّ بْنُ أَبیطالب(علیه السلام) :

1- خیر پنهانى و كتمان گرفتارى
مِنْ كُنُوزِ الْجَنَّةِ الْبِرُّ وَ إِخْفاءُ الْعَمَلِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الرَّزایا وَ كِتْمانُ الْمَصائِبِ.
از گنجهاى بهشت; نیكى كردن و پنهان نمودن كار[نیك] و صبر بر مصیبتها و نهان كردن گرفتاریها (یعنى عدم شكایت از آنها) است.
2- ویژگى هاى زاهد
أَلزّاهِدُ فِى الدُّنْیا مَنْ لَمْ یَغْلِبِ الْحَرامُ صَبْرَهُ، وَ لَمْ یَشْغَلِ الْحَلالُ شُكْرَهُ.
زاهد در دنیا كسى است كه حرام بر صبرش غلبه نكند، و حلال از شكرش باز ندارد.
3- تعادل در جذب و طرد افراد
«أَحْبِبْ حَبیبَكَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ یَعْصِیَكَ یَوْمًا ما. وَ أَبْغِضْ بَغیضَكَ هَوْنًا ما عَسى أَنْ یَكُونَ حَبیبَكَ یَوْمًا ما.»
با دوستت آرام بیا، بسا كه روزى دشمنت شود، و با دشمنت آرام بیا، بسا كه روزى دوستت شود.
4- بهاى هر كس
قیمَةُ كُلِّ امْرِء ما یُحْسِنُ.
ارزش هر كسى آن چیزى است كه نیكو انجام دهد.
5- فقیه كامل
«اَلا أُخْبِرُكُمْ بِالْفَقیهِ حَقَّ الْفَقیهِ؟ مَنْ لَمْ یُرَخِّصِ النّاسَ فى مَعاصِى اللّهِ وَ لَمْ یُقَنِّطْهُمْ مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ وَ لَمْ یُؤْمِنْهُمْ مِنْ مَكْرِ اللّهِ وَ لَمْ یَدَعِ القُرآنَ رَغْبَةً عَنْهُ إِلى ما سِواهُ، وَ لا خَیْرَ فى عِبادَة لَیْسَ فیها تَفَقُّهٌ. وَ لاخَیْرَ فى عِلْم لَیْسَ فیهِ تَفَكُّرٌ. وَ لا خَیْرَ فى قِراءَة لَیْسَ فیها تَدَبُّرٌ.»
آیا شما را از فقیه كامل، خبر ندهم؟ آن كه به مردم اجازه نـافرمانى خـدا را ندهـد، و آنهـا را از رحمت خدا نومید نسازد، و از مكر خدایشان آسوده نكند، و از قرآن رو به چیز دیگر نكنـد، و خیـرى در عبـادت بدون تفقّه نیست، و خیـرى در علم بدون تفكّر نیست، و خیرى در قرآن خواندن بدون تدبّر نیست.
6- خطرات آرزوى طولانى و هواى نفس
«إِنَّما أَخْشى عَلَیْكُمْ إِثْنَیْنِ: طُولَ الاَْمَلِ وَ اتِّباعَ الْهَوى، أَمّا طُولُ الاَْمَلِ فَیُنْسِى الاْخِرَةَ وَ أَمّا إِتِّباعُ الْهَوى فَإِنَّهُ یَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ.»
همانا بر شما از دو چیز مىترسم: درازى آرزو و پیروى هواى نفس. امّا درازى آرزو سبب فراموشى آخرت شود، و امّا پیروى از هواى نفس، آدمى را از حقّ باز دارد.
7-مرز دوستى
«لاَ تَتَّخِذَنَّ عَدُوَّ صَدیقِكَ صَدیقًا فَتَعْدى صَدیقَكَ.»
با دشمنِ دوستت دوست مشو كه [با این كار] با دوستت دشمنى مىكنى.
8-اقسام صبر
«أَلصَّبْرُ ثَلاثَةٌ: أَلصَّبْرُ عَلَى الْمُصیبَةِ، وَ الصَّبْرُ عَلَىالطّاعَةِ، وَ الصَّبْرُ عَلَى الْمَعْصِیَةِ.»
صبر بر سه گونه است: صبر بر مصیبت، و صبر بر اطاعت، و صبر بر [ترك] معصیت.
9- تنگدستى مقدَّر
مَنْ ضُیِّقَ عَلَیْهِ فى ذاتِ یَدِهِ، فَلَمْ یَظُنَّ أَنَّ ذلِكَ حُسْنُ نَظَر مِنَ اللّهِ لَهُ فَقَدْ ضَیَّعَ مَأْمُولاً.
وَ مَنْ وُسِّعَ عَلَیْهِ فى ذاتِ یَدِهِ فَلَمْ یَظُنَّ أَنَّ ذلِكَ اسْتِدْراجٌ مِنَ اللّهِ فَقَدْ أَمِنَ مَخُوفًا.
هر كه تنگدست شد و نپنداشت كه این از لطف خدا به اوست، یك آرزو را ضایع كرده و هر كه وسعت در مال یافت و نپنداشت كه این یك غافلگیرى از سوى خداست، در جاى ترسناكى آسوده مانده است.
10- عزّت، نه ذلّت
اَلْمَنِیَّةُ وَ لاَ الدَّنِیَّةُ وَ التَّجَلُّدُ وَ لاَ التَّبَلُّدُ وَ الدَّهْرُ یَوْمانِ: فَیَوْمٌ لَكَ وَ یَوْمٌ عَلَیْكَ فَإِذا كانَ لَكَ فَلا تَبْطَرْ،وَ إِذا كانَ عَلَیْكَ فَلا تَحْزَنْ فَبِكِلَیْهِما سَتُخْتَبَرُ.
مردن نه خوار شدن! و بى باكى نه خود باختن! روزگار دو روز است، روزى به نفع تو، و روزى به ضرر تو! چون به سودت شد شادى مكن، و چون به زیانت گردید غم مخور، كه به هر دوى آن آزمایش شوى.
11- طلب خیر
ما حارَ مَنِ اسْتَخارَ، وَ لا نَدِمَ مَنِ اسْتَشارَ.
هر كه خیر جوید سرگردان نشود، و كسى كه مشورت نماید پشیمان نگردد.
12- وطن دوستى
عُمِّرَتِ الْبِلادُ بِحُبِّ الأَوْطانِ.
شهرها به حبّ و دوستى وطن آباداند.
13- سه شعبه علوم لازم
أَلْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: أَلْفِقْهُ لِلاَْدْیانِ، وَ الطِّبُّ لِلاَْبْدانِ،وَ النَّحْوُ لِلِّسانِ.
دانش سه قسم است: فقه براى دین، و پزشكى براى تن، و نحو براى زبان.
14- سخن عالمانه
تَكَلَّمُوا فِى الْعِلْمِ تَبَیَّنَ أَقْدارُكُمْ.
عالمانه سخن گویید تا قدر شما روشن گردد.
15- منع تلقین منفى
لا تُحَدِّثْ نَفْسَكَ بِفَقْر وَ لا طُولِ عُمْر.
فقر و تنگدستى و طول عمر را به خود تلقین نكن.
16- حرمت مؤمن
سِبابُ الْمُؤْمِنِ فِسْقٌ وَ قِتالُهُ كُفْرٌ وَ حُرْمَةُ مالِهِ كَحُرْمَةِ دَمِهِ.
دشنام دادن به مؤمن فسق است، و جنگیدن با او كفر، و احترام مالش چون احترام خونش است.
17- فقر جانكاه
أَلْفَقْرُ الْمَوْتُ الاَْكْبَرُ، وَ قِلَّةُ الْعِیالِ أَحَدُ الْیَسارَیْنِ وَ هُوَ نِصْفُ الْعَیْشِ.
فقر و ندارى بزرگترین مرگ است! و عائله كم یكى از دو توانگرى است، كه آن نیمى از خوشى است.
18- دو پدیده خطرناك
أَهْلَكَ النّاسَ إِثْنانِ: خَوْفُ الْفَقْرِ وَ طَلَبُ الْفَخْرِ.
دو چیز مردم را هلاك كرده: ترس از ندارى و فخرطلبى.
19- سه ظالم
أَلْعامِلُ بِالظُّلْمِ وَ المُعینُ عَلَیْهِ وَ الرّاضِىُ بِهِ شُرَكاءُ ثَلاثَةٌ.
شخص ستمكار و كمك كننده بر ظلم و آن كه راضى به ظلم است، هر سه با هم شریكاند.
20- صبر جمیل
أَلصَّبْرُ صَبْرانِ: صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصیبَةِ حَسَنٌ جَمیلٌ، وَ أَحْسَنُ مِنْ ذلِكَ الصَّبْرُ عِنْدَ ما حَرَّمَ اللّهُ عَلَیْكَ.
صبر بر دو قسم است: صبر بر مصیبت كه نیكو و زیباست، و بهتر از آن صبر بر چیزى است كه خداوند آن را حرام گردانیده است.
21- اداى امانت
أَدُّوا الاَْمانَةَ وَ لَوْ إِلى قاتِلِ وُلْدِ الاَْنْبیاءِ.
امانت را بپردازید گرچه به كشنده فرزندان پیغمبران باشد.
22- پرهیز از شهرت طلبى
قالَ(علیه السلام) لِكُمَیْلِ بْنِ زِیاد:رُوَیْدَكَ لاتَشْهَرْ، وَ أَخْفِ شَخْصَكَ لا تُذْكَرْ، تَعَلَّمْ تَعْلَمْ وَ اصْمُتْ تَسْلَمْ، لا عَلَیْكَ إِذا عَرَّفَكَ دینَهُ، لا تَعْرِفُ النّاسَ وَ لا یَعْرِفُونَكَ.
آرام باش، خود را شهره مساز، خود را نهان دار كه شناخته نشوى، یاد گیر تا بدانى، خموش باش تا سالم بمانى.
بر تو هیچ باكى نیست، آن گاه كه خدا دینش را به تو فهمانید، كه نه تو مردم را بشناسى و نه مردم تو را بشناسند (یعنى، گمنام زندگى كنى).
23- عذاب شش گروه
إِنَّ اللّهَ یُعَذِّبُ سِتَّةً بِسِتَّة : أَلْعَرَبَ بِالْعَصَبیَّةِ وَ الدَّهاقینَ بِالْكِبْرِ وَ الاُْمَراءَ بِالْجَوْرِ وَ الْفُقَهاءَ بِالْحَسَدِ وَ التُّجّارَ بِالْخِیانَةِ وَ أَهْلَ الرُّسْتاقِ بِالْجَهْلِ.
خداوند شش كس را به شش خصلت عذاب كند:عرب را به تعصّب، و خان هاى ده را به تكبّر، و فرمانروایان را به جور، و فقیهان را به حسد، و تجّار را به خیانت، و روستایى را به جهالت.
24- اركان ایمان
أَلاِْیمانُ عَلى أَرْبَعَةِ أَرْكان: أَلتَّوَكُّلِ عَلَى اللّهِ، وَ التَّفْویضِ إِلَى اللّهِ وَ التَّسْلیمِ لاَِمْرِللّهِ، وَ الرِّضا بِقَضاءِ اللّهِ.
ایمان چهارپایه دارد: توكّل بر خدا، واگذاردن كار به خدا، تسلیم به امر خدا و رضا به قضاى الهى.
25- تربیت اخلاقى
«ذَلِّلُوا أَخْلاقَكُمْ بِالَْمحاسِنِ، وَ قَوِّدُوها إِلَى الْمَكارِمِ. وَ عَوِّدُوا أَنْفُسَكُمُ الْحِلْمَ.»
اخلاق خود را رامِ خوبى ها كنید و به بزرگوارى هایشان بكشانید و خود را به بردبارى عادت دهید.
26- آسانگیرى بر مردم و دورى از كارهاى پست
«لاتُداقُّوا النّاسَ وَزْنًا بِوَزْن، وَ عَظِّمُوا أَقْدارَكُمْ بِالتَّغافُلِ عَنِ الدَّنِىِّ مِنَ الاُْمُورِ.»
نسبت به مردم، زیاد خرده گیرى نكنید، و قدر خود را با كناره گیرى از كارهاى پست بالا برید.
27- نگهبانان انسان
«كَفى بِالْمَرْءِ حِرْزًا، إِنَّهُ لَیْسَ أَحَدٌ مِنَ النّاسِ إِلاّ وَ مَعَهُ حَفَظَةٌ مِنَ اللّهِ یَحْفَظُونَهُ أَنْ لا یَتَرَدّى فى بِئْر وَ لا یَقَعَ عَلَیْهِ حائِطٌ وَ لا یُصیبَهُ سَبُعٌ، فَإِذا جاءَ أَجَلُهُ خَلُّوا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ أَجَلِهِ.»
آدمى را همین دژ بس كه كسى از مردم نیست، مگر آن كه با او از طرف خدا نگهبان هاست كه او را نگه مىدارند كه به چاه نیفتد، و دیوار بر سرش نریزد، و درنده اى آسیبش نرساند، و چون مرگ او رسد او را در برابر اجلش رها سازند.
28- روزگار تباهىها
«یَأْتى عَلَى النّاسِ زَمانٌ لا یُعْرَفُ فیهِ إلاَّ الْماحِلُ وَ لا یُظَرَّفُ فیهِ إِلاَّ الْفاجِرُ وَ لا یُؤْتَمَنُ فیهِ إِلاَّ الْخائِنُ وَ لا یُخَوَّنُ إِلاَّ المُؤتَمَنُ، یَتَّخِذُونَ اْلَفْئَ مَغْنًَما وَ الصَّدَقَةَ مَغْرَمًا وَصِلَةَ الرَّحِمِ مَنًّا، وَ الْعِبادَةَ استِطالَةً عَلَى النّاسِ وَ تَعَدِّیًا و ذلِكَ یَكُونُ عِنْدَ سُلطانِ النِّساءِ، وَ مُشاوَرَةِ الاِْماءِ، وَ إِمارَةِ الصِّبیانِ.»
زمانى بر مردم خواهد آمد كه در آن ارج نیابد، مگر فرد بىعرضه و بىحاصل، و خوش طبع و زیرك دانسته نشود، مگر فاجر، و امین و مورد اعتماد قرار نگیرد، مگر خائن و به خیانت نسبت داده نشود، مگر فرد درستكار و امین! در چنین روزگارى، بیتالمال را بهره شخصى خود گیرند، و صدقه را زیان به حساب آورند، وصله رحم را با منّت به جاى آرند، و عبادت را وسیله بزرگى فروختن و تجاوز نمودن بر مردم قرار دهند و این وقتى است كه زنان، حاكم و كنیزان، مشاور و كودكان، فرمانروا باشند!
29- زیركى به هنگام فتنه
«كُنْ فِى الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ; لا ظَهْرٌ فَیُرْكَبَ، وَ لا ضَرْعٌ فَیُحْلَبَ.»
هنگام فتنه چون شتر دو ساله باش كه نه پشتى دارد تا سوارش شوند و نه پستانى تا شیرش دوشند.
30- اقبال و ادبار دنیا
«إذا أَقْبَلَتِ الدُّنیا عَلى أَحَد أَعارَتْهُ مَحاسِنَ غَیْرِهِ، وَ إِذا أَدْبَرَتْ عَنْهُ سَلَبَتْهُ مَحاسِنَ نَفْسِهِ.»
چون دنیا به كسى روى آرد، نیكویى هاى دیگران را بدو به عاریت سپارد، و چون بدو پشت نماید، خوبى هایش را برباید.
31- ناتوان ترین مردم
«أَعْجَزُ النّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ اكْتِسابِ الاِْخْوانِ، وَ أَعْجَزُ مِنْهُ مَنْ ضَیَّعَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ مِنْهُمْ.»
ناتوانترین مردم كسى است كه توانِ به دست آوردن دوستان را ندارد، و ناتوانتر از او كسى است كه دوستى به دست آرد و او را از دست بدهد.
32- فریاد رسى و فرح بخشىِ گرفتار
«مِنْ كَفّاراتِ الذُّنُوبِ الْعِظامِ إِغاثَةُ الْمَلْهُوفِ وَ التَّنْفیسُ عَنِ الْمَكْرُوبِ.»
از كفّاره گناهان بزرگ، فریاد خواه را به فریاد رسیدن، و غمگین را آسایش بخشیدن است.
33- نشانه كمال عقل
«إِذا تَمَّ الْعَقْلُ نَقَصَ الْكَلامُ.»
چون خرد كمال گیرد، گفتار نقصان پذیرد.
34- رابطه با خدا
«مَنْ أَصْلَحَ ما بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللّهِ أَصْلَحَ اللّهُ ما بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النّاسِ وَ مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْیاهُ. وَ مَنْ كانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ واعِظٌ كانَ عَلَیْهِ مِنَ اللّهِ حافِظٌ.»
آن كه میان خود و خدا را اصلاح كند، خدا میان او و مردم را اصلاح مىكند و آن كه كار آخرتِ خود را درست كند، خدا كار دنیاى او را سامان دهد. و آن كه او را از خود بر خویشتن واعظى است، خدا را بر او حافظى است.
35- افراط و تفریط
«هَلَكَ فِىَّ رَجُلانِ مُحِبٌّ غال وَ مُبْغِضٌ قال.»
دو تن به خاطر من هلاك شدند: دوستى كه اندازه نگاه نداشت و دشمنى كه بغض ـ مرا ـ در دل كاشت.
36- روایت و درایت
«إِعْقِلُوا الْخَبَرَ إِذا سَمِعْتُمُوهُ عَقْلَ رِعایَة لاعَقْلَ رِوایَة، فَإِنَّ رُواةَ الْعِلْمِ كَثیرٌ، وَ رُعاتُهُ قَلیلٌ.»
هر گاه حدیثى را شنیدید آن را با دقّت عقلى فهم و رعایت كنید، نه بشنوید و روایت كنید! كه راویان علم بسیارند و رعایت كنندگانِ آن اندك در شمار.
37- پاداش تارك گناه
«مَا الُْمجاهِدُ الشَّهیدُ فى سَبیلِ اللّهِ بِأَعْظَمَ أَجْرًا مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ، لَكادَ الْعَفیفُ أَنْ یَكُونَ مَلَكًا مِنَ الْمَلائِكَةِ.»
مُزد جهادگرِ كشته در راه خدا بیشتر نیست از مرد پارسا كه ـ معصیت كردن ـ تواند ـ لیكن ـ پارسا ماند و چنان است كه گویى پارسا فرشته اى است از فرشته ها.
38- پایان ناگوار گناه
«أُذْكُرُوا انقِطاعَ اللَّذّاتِ وَ بَقاءَ التَّبِعاتِ.»
به یاد آرید كه لذّتها تمام شدنى است و پایان ناگوار آن بر جاى ماندنى.
39- صفت دنیا
«فى صِفَةِ الدُّنْیا: تَغُرُّ وَ تَضُرُّ وَ تَمُرُّ.»
در صفت دنیا فرموده است:مىفریبد و زیان مىرساند و مىگذرد.
40- دینداران آخر الزّمان
«یَأْتى عَلَى النّاسِ زَمانٌ لا یَبْقى فیهِ مِنَ الْقُرْآنِ إِلاّ رَسْمُهُ وَ مِنَ الاِْسْلامِ إِلاَّ اسْمُهُ. مَساجِدُهُمْ یَوْمَئِذ عامِرَةٌ مِنَ الْبِناءِ خَرابٌ مِنَ الْهُدى. سُكّانُها وَ عُمّارُها شَرُّ أَهْلِ الاَْرْضِ، مِنْهُمْ تَخْرُجُ الْفِتْنَةُ وَ إِلَیْهِمْ تَأْوِى الْخَطیئَةُ یَرُدُّونَ مَنْ شَذَّ عَنْها فیها.
وَ یَسُوقُونَ مَنْ تَأَخَّرَ إِلَیْها.
یَقُولُ اللّهُ تَعالى «فَبى حَلَفْتُ لاََبْعَثَنَّ عَلى أُولئِكَ فِتْنَةً أَتْرُكَ الْحَلیمَ فیها حَیْرانَ» وَ قَدْ فَعَلَ. وَ نَحْنُ نَسْتَقیلُ اللّهَ عَثْرَةَ الْغَفْلَةِ.»
مردم را روزگارى رسد كه در آن از قرآن جز نشان نماند و از اسلام جز نام آن، در آن روزگار ساختمان مسجدهاى آنان نو و تازه ساز است و از رستگارى ویران. ساكنان و سازندگان آن مسجدها بدترین مردم زمین اند، فتنه از آنان خیزد و خطا به آنان درآویزد.
آن كه از فتنه به كنار ماند بدان بازش گردانند، و آن كه از آن پس افتد به سویش برانند.
خداى تعالى فرماید: «به خودم سوگند، بر آنان فتنه اى بگمارم كه بردبار در آن سرگردان مانَد» و چنین كرده است، و ما از خدا مىخواهیم از لغزش غفلت درگذرد.
                                                                       گدای نظرتم یا علی             ومن الله توفیق.


سه شنبه 19 مهر 1384

حدیث و شرح

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :احادیث و روایات ،

علت

روزه از زبان امام صادق 

اِنَّما فَرَضَ اللهُ الصِّیامَ لِیستَوِی بِهِ الغَنِّی وَ الفَقیرُ، وَ ذلِكَ أَنَّ الغَنَِّی لَم یكُن لِیجِدَ مَسَّ الجُوعِ فَیرحَمَ الفَقیرَ لاَِنَّ الغَنِّی كُلَّما أَرادَ شَیئاً قَدَرَ عَلیهِ، فَاَرادَ اللهُ تَعالی اَن یسَتَّوی بَینَ خَلقِهِ وَ اَن یُذیقَ الغَنِّی مَسَّ الجُوعِ وَلألَمِ لِیرِقَ عَلَی الضَّعیفِ وَ یرحَمَ الجائِعَ.

امام صادق علیه السلام می فرماید:

خداوند روزه را بدین جهت واجب كرد كه بین غنی و فقیر تساوی برقرار شود، چون غنی و بی نیاز گرسنگی را نمی فهمد تا بر فقیر رحم كند، چون غنی هر چه بخواهد برآن قدرت دارد و لذا خداوند متعال خواست تا بین خلقش تساوی برقرار كند و اثر و درد گرسنگی را به شخص غنی بچشاند تا بر ضعیف رقت كند و بر گرسنه رحم نماید. و چه نیكو توجه خداوند متعال به بندگانش از این حدیث ظاهر می شود كه حتی روزه را برای این واجب فرموده كه قدرتمندان به فكر بیفتند و ضعفا از محرومیت به در آیند و این بالاترین وظیفه برای اشخاص قدرتمند است كه فكر ضعفا و محرومین جامعه باشند.

همه اشخاص نمی توانند قدرتمند باشند و طبیعی است كه در هر اجتماعی عده ای دارای قدرت و دیگران فاقد آن هستند، بر قدرتمندان است كه به حال دیگران هم بیندیشند و در فكر رفع محرومیت ها و جبران ضعف های آنان نیز باشند.

                                                                 ومن الله توفیق.



چهارشنبه 13 مهر 1384

رمضان ماه خدا

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :احادیث و روایات ،

به مهمانی خدا خوش آمدیدالتماس دعا


پنجشنبه 24 شهریور 1384

از علائم آخر الزمان

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :احادیث و روایات ،

                                     

از علائم آخر الزمان

                                         

از علائم آخر الزمان اینکه: 

1-    مردم از شهوت پیروی کنند .

2-    دلهاشان از ایمان خالی ،

3-    ودینشان را بدنیا میفروشند.

4-    موسیقی رواج ومعمول شود.

5-    می خوارگی رواج شود.

6-    صورتها زیبا و سیرتها زشت .

7-    دولت از اشرار باشد .

8-    مردم بر یکدیگر ستم نمایند .                              

9-    از علما گریزان باشند .

10-    عمر ها کوتاه ،

11-       وبنا ها بلند گردد .

12-    می گساری علنی گردد .

13-      حکومت خرید و فروش می شود .

14-        شنیدن لهو وباطل بمردم سبک ،

15-     وشنیدن ذکر خدا سنگین گردد .

16-     از کفار واهل شر تقلید کنند .

17-       همت مردم شکم وفرجشان .

18-    نماند از اسلام مگر اسمی .

19-     زنها لباس پوشند ولی عریانند .

20-   عبادت نکنند مگر در ماه رمضان .

21-       مقرب می شوند شیادان وحیله گران .

22-  حلال میشمارند ربا و می خوارگی را .

23-   بر ضعفا رحم نکنند .

24-    کوفه از مومنین خالی شود .

25-      شهر قم معدن علم گردد و علم از قم به تمام شهر ها می رسد .

از خدایوند متعال مسئلت میکنیم که ظهور ولی عصر سلام الله علیه را نزدیک فر ماید وچشمهای ما را به جمال مقدسش روشن نماید .

بر گرفته از کتاب الملاحم از فاظل ورع آقا شیخ محمد حسین همدانی طاوئی .

دوستان عزیزم ،  هر کدام از موارد را که توضیح بیشتری می خواهند را در قسمت نظر ها بنویسند تا عبد حقیر توضیح بیشتری بدهم .

 

 

ما هم انتظار فرج داریم                             

                                                                                                             و من الله التوفیق .


                                   

 


تعداد کل صفحات: 3 1 2 3
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic