چهارشنبه 3 خرداد 1385

تشکر

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :احادیث و روایات ،

با سلام خدمت همه دوستانی که با الطافشون منو شرمنده کردند.

و با تشکر از آقای سید روح الله نوربخش و وبلاگ هیئت دیوانگان حسین(ع) که در این ایام که کسالت داشتم  بنده را یاری نمودند .

و من الله التوفیق


چهارشنبه 3 خرداد 1385

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :احادیث و روایات ،

یا ابا صالح المهدی ادرکنی

اللهم عجل لولیک الفرج

الا ای گوهر یکدانه برگرد
تمنای دل دیوانه برگرد
اگر چه خانه ام تنگ است، ای یار
کرم بنما به سوی خانه برگرد
غریبی کردنت با ما روا نیست
مشو با بی کسان بیگانه برگرد
بیا تا دین ما باقیست ساقی
برای رونق میخانه برگرد
سراغ شهر را از چشم ما گیر
به حق تربت پروانه برگرد
برای هل اتی بودن ما
سفر کرده از این کاشانه برگرد

بر گرفته از وب سایت هیئت دیوانگان حسین (ع) بابل


چهارشنبه 3 خرداد 1385

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :احادیث و روایات ،

حقوق مسلمانی
 

حق اول آنكه هر چه به خویشتن نپسندد به هیچ مسلمان نیز نپسندد ، كه رسول(ص) می گوید : " مَثَل مؤمنان جمله چون یك تن است : چون یك اندام را رنجی رسد ، همه اندامها آگاهی یابد و رنجور شود . "  ، گفت : " هر كه خواهد كه از دوزخ خلاص یابد

، باید كه چون مرگ وی را دریابد ، بر كلمه شهادت دریابد ، و هر چه نپسندد كه با وی كنند با هیچ مسلمان نكند ".

حق دوم ، آنكه هیچ مسلمان از دست و زبان وی نرنجد . رسول ( ص)  گفت : " دانید كه مسلمان كه بود ؟ " گفتند : خدای و رسول بهتر دانند . گفت : " آنكه مسلمانان از دست و زبان وی آسوده باشند . " گفتند: " پس مؤمن كه بود ؟ "  گفت : " آنكه مسلمان  را بر وی ایمنی بود در تن و مال خویش . "  گفتند : " پس مهاجر كه بود ؟ " گفت : " آنكه از كار بد بریده بود . " و گفت : " حلال نیست كسی را كه به یك نظرت اشارت كند كه مسلمانی ازآن برنجد ، و حلال نیست كه چیزی كند كه مسلمان بهراسد و بترسد. "

حق سوم آنكه برهیچ كس تكبر نكند كه خدای تعالی متكبران را دشمن دارد و رسول - ص- گفت : " وحی كرد به من تواضع كن تا هیچ كس بر هیچ كس فخر نكند." و نباید كه به هیچ كس به چشم حقارت نگرد كه باشد كه آن كس ولی حق تعالی باشد و وی نداند .  كه خدای تعالی اولیای خود را پوشیده گردانیده است تا كس بدیشان راه نبرد .

حق چهارم آنكه سخن هیچ نمّام برهیچ مسلمان نشنود كه سخن از عدل باید شنید و نمّام فاسق است كه در خبر است كه : هیچ نمّام در بهشت نشود.

حق پنجم آنكه زبان از هیچ آشنا باز نگیرد بیش از سه روز. و رسول - ص- می گوید : " حلال نیست از برادر مسلمان بیش از سه روز زبان باز گرفتن" و بهترین ایشان آن بود كه به سلام ابتدا كند .

حق ششم آنكه با هر كه باشد نیكوئی كند ، بدانكه تواند و فرق نكند میان نیك و بد، كه در خبر است كه : نیكوئی كن با هر كه توانی : اگر آن كس اهل آن نباشد تو اهل آنی .

و درخبراست كه : اصل عقل پس از ایمان ، دوستی نمودن است با خلق و نیكویی كردن با پارسا و ناپارسا.

حق هفتم آنكه پیران را حرمت دارد و بر كودكان رحمت كند كه رسول - ص- می گوید : هر كه پیر را حرمت ندارد و بر كودكان رحمت نكند از ما نیست .

حق هشتم آنكه با همه مسلمانان روی خوش دارد و پیشانی گشاده دارد و در روی همگنان خندان باشد و رسول - ص-  گفت : " خدای تعالی گشاده روی و آسان گیر را دوست دارد."

حق نهم آنكه هیچ مسلمان را وعده خلاف ندهد . در خبر است كه سه چیز در هر كه بود منافق بود ، اگر چه نماز كن و روزه دار است : اندر حدیث كردن دروغ گوید و وعده را خلاف كند و اندر امانت خیانت كند.

حق دهم آنكه حرمت هر كسی به درجه وی دارد ، هر كه عزیزتر بود وی را در میان مردمان عزیزتر دارد.

حق یازدهم آنكه هر گاه دو مسلمان با یكدیگر به وحشت باشند ، جهد كند تا میان ایشان آشتی افكند. كه رسول - ص- گفت:" بگویم شما را كه چیست كه از نماز و روزه و صدقه فاضلتر است" گفتند: بگوی. گفت:" صلح افكندن میان مسلمانان "

حق دوازدهم آنكه همه عیب ها و عورت های مسلمانان پوشیده دارد كه در خبر است كه " هر كه در این جهان ستر برمسلمانان نگاه دارد ، حق - تعالی-  اندر قیامت ستر بر گناهان وی نگاه دارد."

حق سیزدهم آنكه از راه تهمت دور باشد ، تا دل مسلمانان را از گمان بد و زبان ایشان را از غیبت ، صیانت كرده باشد ، كه هر كه سبب معصیت دیگری باشد، وی درآن معصیت شریك بود و رسول - ص- می گوید:" چگونه باشد كسی كه مادر و پدر خود را دشنام دهد؟ "  گفتند: " این ، كه كند یا رسول الله؟"  گفت:" آن كسی كه مادر و پدر دیگری را دشنام دهد تا مادر و پدر وی را دشنام دهند، آن دشنام وی داده باشد."

حق چهاردهم آنكه اگر وی را جاهی باشد ، شفاعت دریغ ندارد در حق هیچ كس. رسول - ص- صحابه را گفت:" از من حاجت خواهید كه در دل دارم كه بدهم و تأخیر می كنم، تا كسی از شما شفاعت كند تا وی را مزد بود، شفاعت كنید تا ثواب یابید."

حق پانزدهم آنكه چون بشنود كه كسی در مسلمانی زبان دراز می كند و به جان و مال وی قصد می كند- و وی غایب است- ناصرآن غایب باشد در جواب، و آن ظلم را از وی باز دارد، كه رسول- ص- می گوید:" هیچ مسلمانی نیست كه نصرت كند مسلمانی را جایی كه سخن وی گویند به زشتی، و حرمت وی فرو نهند، كه نه خدای تعالی وی را نصرت كند آنجا كه حاجتمندتر بود، و هیچ مسلمانی نیست كه نصرت فرو گذارد و خصمی نكند كه نه حق- تعالی- وی را ضایع بگذارد جایی كه دوست تر دارد."

حق شانزدهم آنكه چون به صحبت كسی بد مبتلا شود، مجاملت و مدارا باید كرد تا برهد ، و با وی درشتی نكند در مشافهه.

ابن عباس می گوید در معنی این آیت كه و" یدرؤون بالحسنة السیئة " كه فحش را به سلام و مدارا مقابله كنید.

حق هفدهم آنكه نشست و خاست و دوستی با درویشان دارد و از مجالست توانگران حذر كند. رسول - ص- گفت:" با مردگان منشینید " گفتند: كه این كیانند  گفت " توانگران " .

حق هجدهم آنكه جهد كند تا شادی به دل مسلمانی رساند وحاجتی از آن وی قضا كند. رسول - ص- می گوید:" هر كس كه حاجت مسلمانی روا كند، همچنان باشد كه همه عمر حق تعالی را خدمت كرده باشد. "

حق نوزدهم آنكه فراهر كه رسد ، به سلام ابتدا كند پیش از سخن گفتن و دست وی فرا گیرد.

حق بیستم آنكه اگر كسی را عطسه آید بگوید: الحمدلله . چون این بگفت كسی كه این بشنود بگوید: یرحمك الله...

حق بیست و یكم آنكه به بیمار ،  پرسان شود كسی را كه آشنا بود اگر چه دوست نبود .

حق بیست و دوم آنكه از پس جنازه فرا شود . رسول - ص-  می گوید : " هر كه از پس جنازه فرا شود وی را قیراطی مزد است و اگر بایستد تا دفن كنند دو قیراط . هر قیراطی چند كوه احد."

و ادب تشییع آن است كه خاموش باشد و نخندد و به عبرت مشغول باشد و از مرگ خود اندیشه كند.

حق بیست و سوم آنكه به زیارت گورها شود تا دعا گوید ایشان را ، و بدان عبرت گیرد و بداند كه ایشان از پیش برفتندی و وی را نیز بباید رفت بزودی و جای وی همچون جای ایشان گور است .

این است جمله  تفصیل حقوق مسلمانان كه نگاه باید داشت به مجرد مسلمانی .        

"  كیمیای سعادت "

باتشکر از وبلاگ هیئت دیوانگان حسین(ع)


چهارشنبه 3 خرداد 1385

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :احادیث و روایات ،

زندگى‏نامه ملا احمد نراقى (۱)

ایران اسلامى با تاریخ درخشان مهد پرورش علماء، و دانشمندان بزرگ مسلمانى بوده است كه به داشتن این ستارگان علم و فضیلت مباهات دارد.

یكى از این بزرگان علامه مولى احمد بن محمد مهدى نراقى، معروف به فاضل نراقى (م 1245 ق) است. وى در چهاردهم جمادى الثانى، در عهد سلطنت كریم خان زند در سال 1185 ق در خاندان علم و فضیلت در نراق دیده به جهان گشود.

وى دوران نوجوانى و جوانى را در شهر كاشان و در محضر پدر بزرگوارش محقق نراقى (م 1209 ق) حدود سال‌هاى 1190 تا 1205 در پانزده سال اواخر عمر پدر بزرگوارش ـ به تحصیل دوره‏هاى مقدمات، سطح و خارج گذراند و عمده تحصیل وى در این ایام مى‏باشد.

وى در حالی كه در سال 1205 به درجه اجتهاد نائل شده بود همراه پدر بزرگوارش به عتبات عالیات مشرف و مراتب عالى تحصیلات حوزوى را در آنجا مى‏گذراند.

ملااحمد از همان دوران جوانى مسئولیت مرجعیت و ریاست و زعامت دین و دنیاى مردم كاشان و قسمت‌هاى وسیعى از ایران را برعهده داشت و سخنان معاصرین و علماى پس از وى شاهد بر این مطلب مى‏باشد.

در آنجا از محضر بزرگانى همچون سید محمد مهدى بحرالعلوم (م 1212 ق)، سید على طباطبائى، صاحب الریاض (م 1231 ق)، سیدمهدى شهرستانى (م 1216 ق)، شیخ محمدجعفر نجفى (م 1228 ق)، استفاده‏هاى وافرى برده و به تدریس، تحقیق و تألیف مى‏پردازد (1) هنوز بیش از چهار سال از اقامت وى در نجف اشرف نمى‏گذشت كه به خاطر وفات پدر بزرگوارش در سال 1209 ق به ناچار به كاشان باز مى‏گردد و به جاى پدرش مسؤلیت اداره حوزه علمیه، تدریس و خدمت به مردم آن سامان را به عهده مى‏گیرد.

حوادث سیاسى و اجتماعى زمان وى

یکی از حوادث سیاسی عصر وی قتل محمد خان قاجار در سال 1212 ق است. فتحعلى شاه كه پس از او به حكومت رسید با توجه به ایمان دینى مردم و از باب مصلحت و براى مشروعیت دادن به حكومتش به دنبال جلب نظر علما بود وى در هنگام جلوس بر تخت سلطنت از شیخ جعفر نجفى معروف به كاشف الغطاء كه از بزرگان فقها در زمان او بود اجازه گرفت و سپس از ملا احمد كه بزرگترین شخصیت علمى و مرجع شیعیان ایران بود درخواست نمود كه رساله عملیه‏اى را تألیف نماید تا به دستورات آن عمل شود ملا احمد به دلیل تمایل شاه رساله وسیلة النجاة را در دو مجلد نوشته به او هدیه نمود.

فرزندان

در مقدمه معراج السعادة چاپ امیر كبیر، فرزندان ملااحمد را دو پسر ذكر نموده‏اند به نام‌هاى حاج ملامحمد معروف به حجت الاسلام و ملقب به خاتم المجتهدین كه داماد میرزاى قمى صاحب قوانین بوده است.

طرح مبحث ولایت فقیه، نمونه‏ایى بارز از ابتكارات احمد نراقی مى‏باشد وى بر خلاف اكثر فقهاى قبل از خود به این بحث به صورت یك مسئله فرعى جزئى نگاه مى‏كردند و آن را در امور حسبیه و صرف موارد زكات و خمس منحصر مى‏دیدند، بین حكومت اسلامى و مبحث ولایت فقیه جمع نموده و آن را به صورت مفصل و منسجم مطرح نموده است.

و پسر دیگر وى نصیرالدین نام داشته كه فردى فاضل و دانشمند و ادیب بوده و داراى تألیفات زیادى است. اما آنچه در كتب تراجم دانشمندان و فقهاى شیعه ذكر شده 4 پسر فاضل و دانشمند وى بدین شرح است: ملامحمد (1215 ـ 1297 ق) معروف به عبدالصاحب، محمد نصیر (1219 ـ 1273 ق) ابوتراب (1221 ـ 1262 )، محمد جواد (1222 ـ 1278 ق) كه تفصیل آثار و تألیفات آنان خواهد آمد.

شاگردان ایشان

اگر چه شاگردان ملااحمد زیاد بوده‏اند و آن چنان كه در مقدمه كتاب خزائن وى، استاد على‏اكبر غفارى نقل نموده كه بیش از 20 اجازه از وى موجود است كه در نزد فاضل معاصر حسن نراقى موجود است (2) اما نام بعضى از آنان كه در دسترس مى‏باشند عبارتند از:

1ـ شیخ مرتضى انصارى (م 1281 ق) وى بین سال‌هاى 1241 تا 1244 در اواخر عمر شریف ملا احمد از محضر وى استفاده نموده است.

2ـ برادر فاضل و دانشمندش محمدمهدى بن محمد مهدى نراقى (م 1286 ق) معروف به آقا بزرگ.

3ـ سید شفیع چابلقى (م 1280 ق) .

4ـ محمد حسن جاسبى.

5ـ فرزندش محمد بن احمد (م 1297 ق) ملقب به عبد الصاحب و معروف به حجة الاسلام، داماد محقق قمى .

6ـ برادرش میرزا ابوالقاسم كاشانى (م 1256 ق).

وى در سلسله مشایخ بسیارى از متأخرین از طریق شاگردانش به خصوص شیخ مرتضى انصارى مى‏باشد كه مى‏توان از محدث نورى صاحب مستدرك الوسائل امام خمینى(ره) و مرحوم آیة الله عظمى نجفى مرعشى نام برد.

پی‌نوشت‌ها:

1- الذریعه 1/145/ روضات الجنات 7/ 200.

2- الخزائن، ص 5.

برگرفته ازوبلاگ هیئت دیوانگان حسین


پنجشنبه 14 اردیبهشت 1385

علم جفر

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :احادیث و روایات ،

علوم غریبه

علم جفر



جفر در واقع به معنی پوست بزغاله ای است كه وسیع باشد وچیزهای زیادی را در خود جا میدهد و علم جفر بر اساس برخی روایات به این نحوه بوده كه كتابیرا جبرائیل به خدمت حضرت محمد(صلوات الله علیه واله)اوردند كه تمامی علم عالم از اول خلقت تا به اخر انرا توضیح داده بود كه این كتاب جفر نام داشت و روزی یكی از صحابه پیغمبر كتاب را از ایشان عرض كردند وبه بیایانی رفتند تا مطالعه كنند ولی در هنگام باز گشت طوفان شدیدی میگیرد كه چندین برگ از كتاب را با خود میبرد صحابه نیز شرمگین نزد رسول خدا آمده و ماجرا را شرح میدهدرسول خدا به همراه صحابی به بیابان رفته و چندین برگ از ان كتاب را پیدا میكنند ولی یك برگه از ان كتاب مفغود باقی میماند واین علم جفری كه تا كنون در سراسر دنیا منتشر شده از همان یك ورق بوده كه خدا میداند دست كه افتاده بوده ولی كتاب اصل ان در حال حاضر در نزد حضرت(حجت عج الله تعالی فرجه الشریف )است ولی باید دانست كه تا آقا امام زمان به كسی نظر نداشته باشد محال است كسی بتواند به آن(جفر) دسترسی داشته باشد.
علم جفر علمی است كه به وسیله حروف و یك سری فرمولها می توان به تمامی سوالات پاسخ داد.

علم رمل



علم رمل از معجزات حضرت دانیال نبی علیه السلام است و نیز حضرت امیرالمومنین علیه السلام از این علم بهره مند بودند واین علم بر پایهء اعداد وعناصر اربعه است وتا حدودی میتوان از اینده با خبر شدالبته به توسط این علم . وبیشتر بر مبنای سیرخط ونقطه است رمل نیز مانند علوم دیگرشاخه های گوناگونی دارد
ولی بهترین كارها نزد خداوند متعال انجام واجبات وترك محرمات است كه احسان به والدین از این جمله است




علوم غریبه به پنج قسمت تقسیم میشود

كیمیا: از شناخت گیاهان وجمادات و معدنیات و فلزات و خواص آنها بهم میرسد كه خدای تعالی چنان قرار داده كه اگر قطره بر فلزی چكد انرا به فلز دیگر تبدیل میكند به تحقیق رسیده كه (اكی) گیاهی است كه در ریگستان پیدا میشود برگ ان به شكل برگ اك است ولی فرقش آن است كه اك شاخها دارد اگر برگ یا شاخش را بشكنند شیری بیرون اید ولی اكی یكشاخست به قدر دو وجب از زمین بلند تر وبه همان متصل است مثل برگهای اك ودر شكستن شیر بیرون نیاید باید از بیخ كنده خشك كند سفوف باریك ساخته حفظ كند وقت لزوم یك طوله قلع گداخته را به قدر یك ماشه از ان سفوف بر ان ریزد به عون خداوند نقره گردد

لیمیا: و ان علم طلسمات است كه از كنوز اسرار به قلم اید و با ان دانسته میشود كیفیات تمزیج قوای فاعله عالیه به منفعلهء سافله تا از انجا حاصلی غریب بدست بیاید ودر این باب كتاب زیاد استواز این قبیل میتوان به كتب طلسم اسكندرونقش سلیمانی وافاق و . . .. اشاره نمود

هیمیا : ان علم تسخیرات باشد كه از معرفت به احوال سیارات سبعه از حیث تصرف انها كه فواعل علوی اند در قوابل سفلی اثر دارند وموضوع ان دعوات وخواتیم وبخورات انها و تسخیر روحانیات وعزائم جنیان و معرفت اقداح و منازل و افسونها واحراز است


سیمیا: و اساس ان خیالات باشد كه مخیله فعالیت دارد وجز احداث مثالات خیالیه حاصلی نیاورد و وجود خارجی ندارد بلكه كلیات وجود ذهنی است ودر اسلام حرام است وجایگاهی ندارد

ریمیا : و ان علم شعبده است كه قوای جوهر ارضیه را با مزج به یكدیگر حاصل و اشكال تازه میدهد وكتاب بحرالعیون مشتهر به ابن حلاج مشتمل بر علم سیمیا و ریمیا است وحل المشكلات حاوی لیمیاو سرالمكتوم شامل هیمیا میباشد و كتابهای گوناگون نیز خلاصه ای از این پنج علم را دارد.


پنجشنبه 25 اسفند 1384

عکس زیبا

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :احادیث و روایات ،

علی رضا


پنجشنبه 4 اسفند 1384

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :احادیث و روایات ،

آجرک الله یا صاحب الزمان

حمله تروریستی به حرم مقدس امامین عسکریین(علیهما السلام) وتخریب گنبد حرم مطهر را به حضرت ولی الله الاعظم امامنا المهدی(عج)  مقام معظم رهبری شیفتگان عاشقان و دیوانگان اهل بیت(علیهم السلام)تسلیت عرض می نمائیم.

لینک اخبار از سامرا 


پنجشنبه 4 اسفند 1384

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :احادیث و روایات ،

هیهات من الذله

        مسلمان بپا خیز

                              هوشیار باش که فتنه درکمین است 

دیگر بار هوشیارانه هم صدا و هم دل میشویم واین بار

برای دفاع از حرمت خون امام حسین دست یاری میدهیم

باز هم توهین .........

این بار به خون خدا حسین ابن علی(ع)

همه با هم هم صدا و هم دل

به این وبلاگ اعتراض کرده و از بلوگفا خواستار بسته شدن

هر چه سریعتر این وبلاگ ضد اسلامی میشویم.

آدرس اعتراض به  بلوگفا:

 

  http://blogfa.com/About/ContactUs.aspx

آدرس وبلاگ مورد نظر:

 

 

http://vohooman.blogfa.com

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


دوشنبه 24 بهمن 1384

نیایش

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :احادیث و روایات ،

نیایش

خداوندا

ای پناه ما در گرفتاریها

و ای دادرس ما در سختیها

از تو دادرسی می جوییم

و به تو پناه می آوریم

از غیر توگشایشی نمی خواهیم

و به غیر تو پناه نمی بریم

خداوندا

به دادم برس ...

نیکی های اندکم را بپذیر

واز خطاهای بی شمارم بگذر

ای کسی که بخشنده  و مهربانی ...

خداوندا

به ما ایمانی دلنشین عطا کن

و چنان یقینی ببخش که بدانیم

جز آنچه تو می خواهی برما نمی رسد

و راضی باشیم بر آنچه رضای توست

ای مهربانترین مهربانان ...

خداوندا

ای کسی که در گرفتاریها به یاد مایی

و در سختیها یاور ما

ای سرپرست ما ...

تو نهایت اشتیاق من هستی ...

خداوندا

این تو هستی که عیوب مرا پوشاندی

و در وادیهای ترسناک مرا ایمن کردی

و از لغزشهای من  گذشتی

ای بخشنده ترین مهربانان

ما را بیامرز

 

 


دوشنبه 24 بهمن 1384

عالم ذر

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :احادیث و روایات ،

                                                              

عالم ذر

با سلام بر دوستان عزیز . امروز می خواهم چند خطی در مورد « عالم ذر»  بنویسم . گرچه حتما بیشتر شما در این مورد اطلاعاتی دارید ، اما ممکن است بعضی از دوستان دراین باره مطلب زیادی نشنیده باشند . من کسان زیادی را دیده ام که هرچند اهل مطالعه هستند ، در این باره اطلاعات زیادی ندارند .

می دانید که در بعضی از فرقه ها و مذاهب شرقی مثل « آیین بودا»  به تناسخ ارواح معتقد هستند . ایشان معتقدند که روح انسان تا رسیدن به تکامل ، در چرخه دنیای مادی ( سمساره ) باقی می ماند . یعنی اگر انسان در طول زندگی مادی خویش ، روحش را به تکامل نرسانده باشد ، بعد از مرگ روح وی در جسم دیگری ( شامل انسان و یا حیوان ) مجددا وارد شده و زندگی دیگری را شروع خواهد کرد و این چرخه آنقدر ادامه خواهد داشت تا روح به تکامل رسیده و دیگر پس از مرگ مجبور نباشد برای رسیدن به تکامل دوباره  به عالم ماده برگردد . چنین روحی به « نیروانا»  میرسد.

مهترین نتیجه ای که از این نظریه گرفته میشود قانون « کارما » است . بر طبق این قانون نتیجه تمام اعمال ما ، به خود ما برخواهد گشت و از طرف دیگر تمام اتفاقاتی که در زندگی فعلی ما رخ می دهد ، نتیجه اعمال خود ماست چه در این دنیا و چه در زندگی های پیشین . برای مثال شخصی که دچار بیماری صعب العلاجی مثل سرطان می شود ، به دلیل اعمالی است که در زندگی قبلی خود در این عالم ، انجام داده است .

این نظریه امروزه  در بین فرقه ها و نحله های عرفانی سراسر  جهان رایج است ، و البته گرچه کاملا صحیح نیست اما رگه هایی از حقیقت در آن وجود دارد .

واقعیت این است که روح عوالم دیگری را قبل از حلول در جسم کنونی خویش ، پشت سر گذاشته است ، اما نه به شکلی که معتقدین به تناسخ ، قائل شده اند .

در اسلام چنین بیان شده است که ارواح قبل از حلول در اجساد کنونی خویش در « عالم ذر » زندگی می کرده اند و قبل از آن هم در « عالم ارواح » .

مدت عالم ارواح   دو هزار سال بوده است و پس از آن ، ارواح به عالم ذر و یا « عالم میثاق »  وارد شده اند ، که در آن عالم خداوند عهدها و میثاقهایی را از ارواح گرفته است . در این مورد روایات و احادیث معتبری وجود دارد که در صورت نیاز ذکر خواهم کرد .

اعتقاد بیشتر علماء شیعه و سنی بر این است که در عالم ذر ، روح در بدنهای ذره ای بسیار کوچکی ولی با همین مشخصات که امروز در دنیا دارد زندگی می کرده است و آنچنان که ما امروز با این بدنهای دنیوی زندگی می کنیم ، آنها هم در عالم ذر زندگی می کرده اند و با هم معاشرت نیز داشته اند و همینطور که ما امروزه صاحب اختیار هستیم ، انان نیز صاحب اختیار بوده اند .  حلول روح در اجساد این عالم نیز نه بر حسب تصادف که بر اساس اعمال و سایر عواملی است که در عالم ذر بر ارواح حاکم بوده است .

ضمنا از آیات و روایات چنین استفاده می شود که ارواح انسانها در عالم ذر با افراد و مکانهایی برخورد داشته اند و صاحب معارفی بوده اند که همزمان با تولد شخص در این عالم ، فراموش می شود . این است علت اینکه گاهی با کسانی برخورد می کنیم و یا در مکانهایی می رویم که برایمان آشناست .

نکته جالب دیگری که در این مورد هست این است که انسان در عوالم قبل صاحب علوم بسیار و معارف بزرگی شده است که قسمتی از آن امروز به صورت غریزه و فطرت و عقل در او جلوه می کند و همچنین به دلیل اختیاری که داشته است ، توانسته است در راه حق و یا باطل سیر کند و در آن عالم نیز ارواح با ادیان و مذاهب و عقاید گوناگون زندگی می کرده اند و بر همان اساس در این عالم ، در محیطی متناسب با زندگی قبلشان متولد می شوند . ( در چهار ماهگی زمان حمل ، روح وارد جسم می شود )

در پایان ذکر این نکته ضروری است که گرچه انسان شرایط و مقتضیات هدایت و یا ضلالت را از عالم قبل به این دنیا آورده است ، اما در این دنیا نیز در انتخاب راهش کاملا آزاداست و به همین دلیل است که در اسلام بیشتر در مورد عوالم بعد از این حیات دنیوی صحبت شده است تا در مورد عوالم قبل از این عالم .

« و اوفوا بعهدالله اذا عهدتم و لا تنقضواالایمن بعد توکیدها و قد جعلتم الله علیکم کفیلا ان الله یعلم ما تفعلون * و لاتکونوا کالتی نقضت غزلها من بعد قوة انکثا »

« و به عهد الهی چون پیمان بستید ، وفا کنید و سوگندهایتان را پس از موکد داشتن آنها ، مشکنید ، حال آنکه خداوند را بر خود ضامن گرفته اید ، بی گمان خداوند به آنچه می کنید آگاه است * و همانند آن زنی مباشید که پشمهایش را که می بافت ، پس از محکم داشتن ، رشته رشته وا می تافت  »

 


تعداد کل صفحات: 3 1 2 3
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic