دوشنبه 24 بهمن 1384

نیایش

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :احادیث و روایات ،

نیایش

خداوندا

ای پناه ما در گرفتاریها

و ای دادرس ما در سختیها

از تو دادرسی می جوییم

و به تو پناه می آوریم

از غیر توگشایشی نمی خواهیم

و به غیر تو پناه نمی بریم

خداوندا

به دادم برس ...

نیکی های اندکم را بپذیر

واز خطاهای بی شمارم بگذر

ای کسی که بخشنده  و مهربانی ...

خداوندا

به ما ایمانی دلنشین عطا کن

و چنان یقینی ببخش که بدانیم

جز آنچه تو می خواهی برما نمی رسد

و راضی باشیم بر آنچه رضای توست

ای مهربانترین مهربانان ...

خداوندا

ای کسی که در گرفتاریها به یاد مایی

و در سختیها یاور ما

ای سرپرست ما ...

تو نهایت اشتیاق من هستی ...

خداوندا

این تو هستی که عیوب مرا پوشاندی

و در وادیهای ترسناک مرا ایمن کردی

و از لغزشهای من  گذشتی

ای بخشنده ترین مهربانان

ما را بیامرز

 

 


دوشنبه 24 بهمن 1384

عالم ذر

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :احادیث و روایات ،

                                                              

عالم ذر

با سلام بر دوستان عزیز . امروز می خواهم چند خطی در مورد « عالم ذر»  بنویسم . گرچه حتما بیشتر شما در این مورد اطلاعاتی دارید ، اما ممکن است بعضی از دوستان دراین باره مطلب زیادی نشنیده باشند . من کسان زیادی را دیده ام که هرچند اهل مطالعه هستند ، در این باره اطلاعات زیادی ندارند .

می دانید که در بعضی از فرقه ها و مذاهب شرقی مثل « آیین بودا»  به تناسخ ارواح معتقد هستند . ایشان معتقدند که روح انسان تا رسیدن به تکامل ، در چرخه دنیای مادی ( سمساره ) باقی می ماند . یعنی اگر انسان در طول زندگی مادی خویش ، روحش را به تکامل نرسانده باشد ، بعد از مرگ روح وی در جسم دیگری ( شامل انسان و یا حیوان ) مجددا وارد شده و زندگی دیگری را شروع خواهد کرد و این چرخه آنقدر ادامه خواهد داشت تا روح به تکامل رسیده و دیگر پس از مرگ مجبور نباشد برای رسیدن به تکامل دوباره  به عالم ماده برگردد . چنین روحی به « نیروانا»  میرسد.

مهترین نتیجه ای که از این نظریه گرفته میشود قانون « کارما » است . بر طبق این قانون نتیجه تمام اعمال ما ، به خود ما برخواهد گشت و از طرف دیگر تمام اتفاقاتی که در زندگی فعلی ما رخ می دهد ، نتیجه اعمال خود ماست چه در این دنیا و چه در زندگی های پیشین . برای مثال شخصی که دچار بیماری صعب العلاجی مثل سرطان می شود ، به دلیل اعمالی است که در زندگی قبلی خود در این عالم ، انجام داده است .

این نظریه امروزه  در بین فرقه ها و نحله های عرفانی سراسر  جهان رایج است ، و البته گرچه کاملا صحیح نیست اما رگه هایی از حقیقت در آن وجود دارد .

واقعیت این است که روح عوالم دیگری را قبل از حلول در جسم کنونی خویش ، پشت سر گذاشته است ، اما نه به شکلی که معتقدین به تناسخ ، قائل شده اند .

در اسلام چنین بیان شده است که ارواح قبل از حلول در اجساد کنونی خویش در « عالم ذر » زندگی می کرده اند و قبل از آن هم در « عالم ارواح » .

مدت عالم ارواح   دو هزار سال بوده است و پس از آن ، ارواح به عالم ذر و یا « عالم میثاق »  وارد شده اند ، که در آن عالم خداوند عهدها و میثاقهایی را از ارواح گرفته است . در این مورد روایات و احادیث معتبری وجود دارد که در صورت نیاز ذکر خواهم کرد .

اعتقاد بیشتر علماء شیعه و سنی بر این است که در عالم ذر ، روح در بدنهای ذره ای بسیار کوچکی ولی با همین مشخصات که امروز در دنیا دارد زندگی می کرده است و آنچنان که ما امروز با این بدنهای دنیوی زندگی می کنیم ، آنها هم در عالم ذر زندگی می کرده اند و با هم معاشرت نیز داشته اند و همینطور که ما امروزه صاحب اختیار هستیم ، انان نیز صاحب اختیار بوده اند .  حلول روح در اجساد این عالم نیز نه بر حسب تصادف که بر اساس اعمال و سایر عواملی است که در عالم ذر بر ارواح حاکم بوده است .

ضمنا از آیات و روایات چنین استفاده می شود که ارواح انسانها در عالم ذر با افراد و مکانهایی برخورد داشته اند و صاحب معارفی بوده اند که همزمان با تولد شخص در این عالم ، فراموش می شود . این است علت اینکه گاهی با کسانی برخورد می کنیم و یا در مکانهایی می رویم که برایمان آشناست .

نکته جالب دیگری که در این مورد هست این است که انسان در عوالم قبل صاحب علوم بسیار و معارف بزرگی شده است که قسمتی از آن امروز به صورت غریزه و فطرت و عقل در او جلوه می کند و همچنین به دلیل اختیاری که داشته است ، توانسته است در راه حق و یا باطل سیر کند و در آن عالم نیز ارواح با ادیان و مذاهب و عقاید گوناگون زندگی می کرده اند و بر همان اساس در این عالم ، در محیطی متناسب با زندگی قبلشان متولد می شوند . ( در چهار ماهگی زمان حمل ، روح وارد جسم می شود )

در پایان ذکر این نکته ضروری است که گرچه انسان شرایط و مقتضیات هدایت و یا ضلالت را از عالم قبل به این دنیا آورده است ، اما در این دنیا نیز در انتخاب راهش کاملا آزاداست و به همین دلیل است که در اسلام بیشتر در مورد عوالم بعد از این حیات دنیوی صحبت شده است تا در مورد عوالم قبل از این عالم .

« و اوفوا بعهدالله اذا عهدتم و لا تنقضواالایمن بعد توکیدها و قد جعلتم الله علیکم کفیلا ان الله یعلم ما تفعلون * و لاتکونوا کالتی نقضت غزلها من بعد قوة انکثا »

« و به عهد الهی چون پیمان بستید ، وفا کنید و سوگندهایتان را پس از موکد داشتن آنها ، مشکنید ، حال آنکه خداوند را بر خود ضامن گرفته اید ، بی گمان خداوند به آنچه می کنید آگاه است * و همانند آن زنی مباشید که پشمهایش را که می بافت ، پس از محکم داشتن ، رشته رشته وا می تافت  »

 


سه شنبه 11 بهمن 1384

درباره هاله نورانی

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :خواص آیات واذکار ،

درباره هاله نورانی

دکتر لیال واتسن محققی است که در زمینه پدیده های فوق طبیعی به تمام جهان سفر کرده است و یکی از کتابهایی که در آن نتایج ده سال از تحقیقات خود را به رشته تحریر در آورده ، کتابی است با نام : فوق طبیعت « Super Nature» . دکتر واتسن متخصص در گیاه شناسی ، جانور شناسی ، زمین شناسی ، جغرافیا ، روانشناسی ، انسان شناسی و باستان شناسی است. او در کتاب فوق در مورد پدیده هایی مانند : امواج مغزی ، تله پاتی ، هاله ، شهود ، روشن بینی و تاثیر ماه و سیارات بر انسان تحقیقات آزمایشگاهی و وسواس گونه ای را ا انجام داده و یا نقل کرده است .

امروز قسمتی کوتاه از این کتاب را می خوانیم ولی قبل از آن جملاتی که دکتر واتسن کتابش را با آن تمام کرده نقل می کنم . فکر می کنم برای شما هم جالب باشد :

« ... من متاثرم از بی کفایتی خودمان ، از استعدادهای عمیق و وسیع و در عین حال دست نخورده مان ، و از پیشرفتی که در این زمان تنها با به کا ر گرفتن گوشه کوچکی از مغزهایمان نموده ایم . ما در واقع کرمهایی هستیم که در راه تبدیل شدن به کرم بزرگ صد پای بی مغز منابع زمین را می بلعیم . اما من معتقدم که پروانه از درون پیله شروع به جنبیدن کرده است . آنگاه که آب و هوا مناسب شود ، حصار را خواهد شکست و پای به جهان خواهد گذارد اما نه به صورت نوعی سوپر کامپیوتر ، بلکه به صورت موجودی زنده که به تمامی ، فوق طبیعت را تحقق خواهد بخشید و از پشت سرش به تکنولوژی ، به عنوان یک اسباب بازی کودکانه نظر خواهد کرد . »

خوب دوستان ،

با اینکه مطلب امروز کمی طولانی می شود ، خلاصه ای از یکی از عناوین کتاب را با هم می خوانیم : هاله تابان .

« ... از قدیم الایام در تصاویری که از پیامبران و قدیسین ادیان اسلام و مسیحیت تهیه می شده است همواره هاله تابانی به دور سر یا بدن آنان نقاشی کرده اند . این عقیده که ابری از انرژی یا ، هاله تابانی، بدن را احاطه کرده است به قرنها پیش باز می گردد . تصاویری باستانی از مردان مقدسی به دست آمده است که آنها را در محیطی نورانی نشان می دهد . این ابهام اساطیری اولین بار در بیمارستانی در لندن به وسیله Kilner کشف شد . در سال 1911 او متوجه شد که با نگاه کردن از پشت شیشه های رنگی قادر است به دور بیشتر افراد ، حاشیه ای تابان مشاهده کند . او می گفت که شکل و رنگ این این هاله تابان بر حسب میزان سلامتی شخص فرق می کند ، و خود از آن به عنوان کمکی در تشخیص طبی استفاده می کرد .

می دانید که چشمان ما به نوری حساس است که طول موجش بین 380 تا 760 میکرون باشد . این حقیقت که بدن انسان امواج الکترو مغناطیسی تابش می کند و طول موج این امواج بیشتر از آن است که اغلب چشمها قادر به دیدن آن باشند ، به وسیله فن جدید ، گرما نگاری ، که تابش گرمایی را به تصاویر رنگی شگفت آوری تبدیل می کند ، به روشنی ثابت شده است . در واقع بدن ما تابشی دارد که طول موج آن از حد طبیعی بینایی ما بیرون است و البته باید در نظر داشت که برد حساسیت انسان وسیع است ، بعضی افراد اصواتی را می شنوند که برای دیگران مافوق صوت است و بعضی طول موجهایی را می بینند که برای دیگران نامرئی است .

بدنبال کار کیلنر ، Bagnall زیست شناس دانشگاه کمبریج ، هاله تابان را به زبان فیزیکی توضیح داد و به کمک عینکهایی که با ماده شیمیایی خاصی پر شده بود ، موفق به دیدن هاله تابان شد و شکل آن را به تفضیل بیان کرد .

و بالاخره در سال 1964 ، Kirlian  فیزیکدانی روسی ، بعد از بیست و پنج سال تحقیق ، موفق به اختراع دور بینی شد که می توانست از این هاله عکس بگیرد . کرلیان و همسرش با این دوربین صدها عکس از انسان ، حیوانات و گیاهان تهیه کردند که درکتابها و نشریات مختلف چاپ شد .... »

نمی دانم شما تا بحال تصاویر دوربین کرلیان را دیده اید یا نه ؟ امروزه این عکس ها به راحتی در دسترس است . اگر در گوگل واژه Kirlian photo را جستجو کنید ، به دهها سایت در این زمینه دسترسی خواهید داشت . همچنین می دانید که بعضی ها بدون این دوربین هم می توانند هاله نورانی را بسیار واضحتر و دقیقتر از عکسهای کرلیان  مشاهده کنند . از روی رنگهای هاله انسان می توان بسیاری از بیماری های جسمی و روحی را مشاهده کرد و حتی درمان کرد ...

پشت جهان دیده ای روی جهان را ببین

                                         پشت به خود کن که تا روی نماید جهان

ای قمر زیر میغ  ،  خویش  ندیدی  دریغ

                                         چند چو سایه  دوی  در پی  این دیگران

 

 


یکشنبه 2 بهمن 1384

فعال‌سازی چشم سوم

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :فعال‌سازی چشم سوم ،


فعال‌سازی چشم سوم

 


چشم سوم با اسامی مختلف از جمله چشم معرفت، چشم بصیرت، چشم دل، چشم درون، تیسراتیل و آجنا خوانده می‌شود و جایگاه آن در كالبد اثیری و منطبق بر پیشانی در جسم فیزیكی است.

برخی دانشمندان اعتقاد دارند كه چشم سوم محلی برای دریافت ادراكات فراحسی، الهام و اشراق و وسیله‌ای برای ارتباط موجودات با یكدیگر در جهان هستی می‌باشد. از طریق آنجا می‌توان با عوالم و موجودات ماورائی و همچنین با ورای ابعاد مكانی و زمانی ارتباط برقرار ساخت. همچنین با كمك آنجا می‌توان هاله‌ها را دید.

برای رؤیت هاله، لازم است كه تمرینات باز كردن چشم سوم را انجام دهید، تا چشم سوم خود را تحریك كرده، قدرت گیرندگی آن را افزایش دهید. این كار شما را قادر میسازد كه انرژی اطراف سوژه‌ را دریافت كنید. البته بدون انجام این كار هم دیدن هالهی تك‌رنگ‌ ممكن است، اما اگر چشم سوم شما تحریك و باز نشده باشد، دیدن هالهی یك موجود زنده بسیار مشكل خواهد بود.

به یاد بیاورید كه وقتی خیلی خیلی خسته و كاملاً فرسوده‌اید چه حالی دارید؟ به یاد بیاورید كه چه احساسی دارید وقتی برای روزها نخوابیدهاید و به سختی میتوانید چشمهایتان را باز نگه دارید؟ به یاد بیاورید كه چه احساسی دارید وقتی چشمهایتان دست از تلاش برای بسته شدن بر نمیدارند؟ به یاد بیاورید كه چه حالی دارید وقتی كه با چشمهایتان میجنگید تا آنها را باز نگه دارید؟

تجسم این حالتها با تمركز و توجه كامل، در شما احساسی برمیانگیزد، مانند اینكه تلاش میكنید یك پردهی خیالی سنگین را از پشت چشمهایتان بلند كنید. در چنین حالتی ماهیچههای چشمهایتان خوب پاسخ نمیدهند، بنابراین كار شما تقریباً بطور كامل ذهنی است.

چند لحظه صبر كنید تا این حالت را به خوبی مجسم كنید. كوشش برای باز نگه‌داشتن چشمان خسته، یك تحریك ذهنی قوی در چشم سوم ایجاد میكند و به تدریج باعث باز شدن آن میشود. اما چگونه؟

این فعالیت گشایشی ذهن ، آگاهی جسمی شما را در محل چشم سوم  متمركز میكند. هنگامی كه آگاهی جسمی شما در یك قسمت از بدنتان متمركز میشود و شما آن ناحیه را تحت نفوذ ذهنی خود قرار میدهید، كالبد انرژی خود را در آن ناحیه به نحوی پویا تحریك میكنید. اگر این فعالیت ذهنی به اندازه كافی ادامه پیدا كند و تلاش ذهنی كافی صرف آن شود، چشم سوم شما شروع به باز شدن خواهد كرد.

اگر شما فعالیت گشایشی ذهن را هنگامی كه در حالت آرامش هستید و موضوعی در میدان دید شما قرار دارد ( و بطور مستقیم در حال نگاه كردن به آن نیستید ) انجام دهید، دید هالهای خودبخود ایجاد خواهد شد.

فعالیت گشایشی ذهن كه در اینجا شرح داده شد، شبیه تكنیكهای دیداری باز كردن چاكرا است كه توسط اكثر استادان كار با انرژی و پیشرفت قوای ذهنی تدریس میشود. فقط به مراتب قوی‌تر و مؤثرتر است. تمرینهای دیداری كار با انرژی به تنهایی ضعیف و كند هستند و یادگیری و استفاده از آنها مشكل است.

توصیه: مركز بین دو چشم (روی پیشانی) را به نرمی با ناخن بخارانید. این كار به شما كمك خواهد كرد كه این نقطه را با آگاهی جسمانی خود به دقت هدف بگیرید.

آگاهی جسمانی خود را به ناحیه بین چشمهای خود منتقل كنید. با تمركز كامل از این ناحیه آگاه شوید. این ناحیه را به صورت ذهنی بالا بكشید. چنان كه گویی تلاش میكنید پلكهایتان را به زور باز كنید. اما به ماهیچه‌هایتان در این ناحیه اجازه ندهید كه منقبض شوند یا به هر صورت دیگر پاسخ بدهند ( این تلاش كاملاً ذهنی است).

احساس خود را به دقت مورد توجه قرار دهید. تصور كنید كه چشمهایتان خیلی سنگین شدهاند؛ به آنها اجازه دهید كه بسته شوند، و چند بار پلكهایتان را به‌هم بزنید. توجه كنید كه برای این كار از كدام ماهیچه‌ها استفاده میكنید.

همین فرمان عضلانی را از طریق آگاهی جسمانی ذهن خود در آن ناحیه به كار ببرید، اما دیگر به ماهیچه‌های پلكهایتان اجازه ندهید كه از فرمان اطاعت كنند.

این كار را دوباره و دوباره تكرار كنید ( بالا بكشید، بالا بكشید، بالا بكشید ) چنان كه گویی یك وزنهی خیالی سنگین را از پشت چشمهایتان بلند میكنید.

این كار را بارها تكرار كنید، اما به خودتان ( یا هیچ یك از  ماهیچههایتان ) اجازه‎‎ی انقباض یا پاسخ ندهید. این كار در آغاز كمی دشوار است، اما با كمی تمرین به راحتی در انجام آن مهارت و تسلط پیدا میكنید.

این فعالیت گشایشی ذهنی خیلی مهم است. اگر میخواهید به روشن‌بینی و سایر توانایی‌های روحی دست پیدا كنید، این تمرین اولین قدم برای یادگیری كنترل چشم سوم است.

در مراحل اولیه ممكن است احساس كنید كه ناحیه وسیعی از بالای ابروهایتان را بالا میكشید، حتی تمام پیشانی خود را . این مورد اشكالی ندارد و باز هم میتواند تأثیر لازم را برای باز كردن چشم سوم شما داشته باشد. با تمرین بیشتر خواهید توانست حوزهی تمركز فعالیت ذهنی خود را كاهش دهید و آن را به ناحیهی بین ابروها ( چشم سوم ) محدود كنید.

اگر این فعالیت گشایشی ذهنی را ادامه دهید، چشم سوم خود را تحریك كرده ، آن را فعال خواهید ساخت. تمركز یكنواخت و آرام شما روی یك شیئ، چشم سوم شما را با انرژی ساطع شونده از آن شیئ هماهنگ خواهد كرد. این انرژی به مركز بینایی مغز شما ارسال میشود و در آنجا بعنوان یك تصویر ( یك نوار روشن از نور رنگی  ) تفسیر می‌شود.

توصیه: هر گاه در انجام این عملكرد گشایشی ذهنی، تمركز و تسلط كافی كسب كرده، آنرا بصورت ذهنی اجرا كنید، متوجه خواهید شد كه وزنهی خیالی پشت چشمهای شما در یك سمت آسانتر از سمت دیگر بالا كشیده میشود،كه معمولاً سمت راست آسانتر است. اصولاً این احساس ناشی از تفاوت بین دو نیمكره‎‎ی مغز شما است كه استفاده از یكی به مراتب آسانتر از دیگری است ( نیمكرهی غالب ). اگر این مورد برای شما ایجاد اشكال میكند، با یك فعالیت چرخشی ذهنی، در جهت چرخش عقربههای ساعت در ناحیهی بین ابروها، چشم سوم خود را تحریك كنید. منظور از جهت چرخش عقربههای ساعت این است كه صورت خود را به عنوان صفحهی ساعت در نظر بگیرید و جهت صحیح چرخش را با آن بسنجید. برای این فعالیت چرخشی نیز از همان فرمان ذهنی عضلانی استفاده كنید كه قبلاً برای باز كردن چشمهای خسته به كار میبردید. اما اكنون آنرا برای چرخش به كار ببرید، چنان كه گویی با حركت چرخشی یك مداد، این ناحیه را تحریك میكنید. بهترین روش این است كه برای فعال كردن چشم سوم خود تمرین گشایشی اصلی و این تمرین چرخشی را یك در میان انجام دهید. فعالیت گشایشی ذهنی به هر حال برای هماهنگ كردن چشم سوم شما با هاله لازم است.

توجه: به یاد داشته باشید كه همهی این تمرینهای محرك انرژی، به آگاهی جسمانی موضعی خصوصاً آگاهی موضعی در سطح پوست وابستهاند. برای اینكه این تمرینها مؤثر باشند، باید احساس كنید كه آنها واقعاً اتفاق میافتند.

 


یکشنبه 2 بهمن 1384

شعری از یوسفعلی میرشکاک

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :شعر ،

شعری از یوسفعلی میرشکاک

 

تمام خاک را گشتم به دنبال صدای تو

ببین باقیست روی لحظه هایم جای پای تو

 

اگر مومن اگر کافر به دنبال تو می گردم

چرا دست از سر من بر نمی دارد هوای تو؟

 

دلیل خلقت آدم ، نخواهی رفت از یادم

خدا هم در دل من پر نخواهد کرد جای تو

 

صدایم از تو خواهد بود اگر برگردی ای موعود

پر از داغ شقایق هاست آوازم برای تو

 

تو را من با تمام انتظارم جستجو کردم

کدامین جاده امشب می گذارد سر به پا ی تو ؟

 

نشان خانه ات را از تمام شهر پرسیدم

مگر آنسوتر است از این تمدن روستای تو


چهارشنبه 28 دی 1384

ده شرط سلوک

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :خواص آیات واذکار ،

ده شرط سلوک

شرط اول:  دوام طهارت (دوام الطّهاره)

شرط دوم: خلوت (الخلوه)

شرط سوم: دوام خاموشی مگر از ذکر خدای (دوام السکوت الاّ عن ذکر الله)

شرط چهارم: دوام روزه (دوام الصوم)

شرط پنجم: دوام ذکر خداوند به زبان با حضور قلب (دوام ذکر الله باللسان)

شرط ششم: تسلیم و تفویض (التسلیم)

شرط هفتم: نفی خواطر (نفی الخواطر)

شرط هشتم: بستن دل مرید بر شیخ (ربط القلب بالشیخ)

شرط نهم: به خواب نشوی تا خواب غالب نشود (النوم عن غلبه)

شرط دهم: اعتدال در طعام (المحافظه علی الامر الوسط فی الطعام و الشراب)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


چهارشنبه 28 دی 1384

سه رباعی

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :شعر ،

سه رباعی

*

عمریست  اسیر نفس  و نفس  خودم

ازخویش رها نه ام  که درحبس خودم

من    قصه  نا نوشته   نیک  و  بدم

من  ماه   فرو فتاده    شمس   خودم

*

آمد  به  برم  آن  مه  نو  ، دوشینه

دستار به سر ، جامه به تن پشمینه

گفتا  که از این راه به جایی  نرسی

برخیز    ز خواب   ،  رهرو  دیرینه

*

این كهنه سرای  جای  آسودن  نیست

در آخر كار ، جز كه  فرسودن  نیست

ای چرخ زمانه دست ازاین خرقه بدار

این  خرقه  كهنه ، لایق سودن نیست

 

 

 


یکشنبه 25 دی 1384

ما ز بالاییم و بالا میرویم

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :خواص آیات واذکار ،

ما ز بالاییم و بالا میرویم


آنچه می خوانیم بخشهایی از كتاب « بهگود گیتا » از كتابهای مقدس هند است .

* آدمی باید كه خود ، خود را رهایی بخشد . چرا كه دوست و دشمن آدمی خود اوست .

* آنكه در همه چیز مرا بیند و همه چیز را درمن بیند ، هرگز از من جدا نشود . و من هرگز از او جدا نشوم ، آنكه در راحت و محنت دیگران خود را بجای آنان ببیند .

* آنانكه خدایان گوناگون را می پرستند نزد همان خدایان می روند . آنانكه پریان را می پرستند به پریان و پرستندگان من نیز سرانجام به من می رسند .

* آنكه در محبت صادق باشد ، تواند كه مرا بشناسد . و ببیند . و در من راه یابد .

* براستی كه این وعده تو را می دهم : تو پیش من سخت عزیزی ، همه كار خود فروگذار و فرامن آی ، تنها بیا و پناه بجوی . من تو را از همه گناهان رهایی بخشم .

* مرد معرفت سرانجام درمی یابد و می فهمد که آنچه هست همه اوست ؛ ولی این بزرگمردان سخت نادر باشند .

دوستان عزیز ، بد نیست توضیح بسیار مختصری هم درباره این كتاب برای كسانی كه شاید با آن برخوردی نداشته اند بنویسم :
«بهاگود گیتا » یا كتاب سرود خداوند جزئی است از مجموعه بزرگ « مهابهارات » این كتاب شامل هجده گفتار است در موضوعات مختلف .اكثر محققان عقیده دارند این كتاب نوشته شخص خاصی نیست و این منظومه به مرور زمان شكل گرفته است . قدمت این كتاب به پنج قرن پیش از میلاد مسیح برمیگردد .نخستین كسی كه این كتاب را به فارسی ترجمه كرده است ، ابوریحان بیرونی است كه در كتاب معروف خود به نام « تحقیق ماللهند » قسمتهایی از این كتاب را به فارسی برگردانده است. اما نخستین ترجمه كامل گیتا تاریخ ندارد . برخی آن را به« دارا شكوه » و بعضی به « شیخ ابوالفضل دكنی‌ » نسبت داده اند ....

شباهتهای بسیاری كه بین این تعالیم و عرفان اسلامی هست مشهود است . حقیقت این است این شباهتها بین تمام طریقتهای معنوی وجود دارد و اصولا یك دین بیشتر در عالم نیست :

ما زبالاییم و بالا می رویم
ما ز دریاییم و دریا می رویم

ما از آنجا و از ازینجا نیستیم
ما زبیجاییم و بیجا می رویم

لااله اندر پی الاالله است
همچو لا ما هم به الا می رویم

 


پنجشنبه 22 دی 1384

اسم اعظم چیست؟

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :خواص آیات واذکار ،

                           

اسم اعظم چیست؟



مى دانیم كه هر كس اسم اعظم را بداند، دعاى او مستجاب مى شود و مى تواند معجزات و كارهاى خارق العاده و عجیبى انجام دهد، و مطابق روایات بسیار، امامان معصوم ما داراى اسم اعظم در سطح بالا بودند، تا آنجا كه از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نقل شده كه فرمودند: ((آصف برخیا (وزیر حضرت سلیمان) كه تخت بلقیس را در یك لحظه از یمن به بیت المقدس آورد، فقط داراى یك حرف از اسم اعظم بود، ولى ما داراى 72 حرف از اسم اعظم هستیم.))

اینك سوال این است كه اسم اعظم چیست؟
پاسخ: اسم اعظم، تنها اسم و نام كلمه یا اسم صفتى از صفات خدا نیست، بلكه بیشتر مربوط به عمل است، لذا دانستن اسمإ الهى و لفظ تنها، كارساز نخواهد بود.

 همانطور كه نام فروردین ایجاد گل و گلستان نمى كند و اسم چراغ، شب تاریك را روشن نمى نماید، لذا باید در پشت این اسم، در جستجوى مسمى بود، اسم بى مسمى هرگز معجزه آفرین و داراى قدرت تصرف در جهان آفرینش نخواهد بود. به همین دلیل بلعم باعورا كه در عصر حضرت موسى(ع) مى زیست و بر اثر علم و تقوا به مقامى رسیده بود كه به اسم اعظم آگاهى یافته بود، و به همین دلیل، دعایش مستجاب مى شد، وقتى كه هوس هاى نفسانى به او راه یافت و با موسى(ع) در ماجراى جنگ با عمالقه، مخالفت كرد، این موقعیت از او گرفته شد و دیگر دعایش به استجابت نمى رسید،و نور اسم اعظم نیز از او خارج شد و تاریكى گمراهى او را فرا گرفت.

خداوند نیز در قرآن او را چنین نكوهش مى كند:

((فمثله كمثل الكلب، مثل او همچون سگ است))
نتیجه این كه اسمإ حسنى و نام هاى الهى نشان گر همان صفات الهى هستند و كسى كه به این صفات تخلق یابد و داراى مفاهیم این صفات شود، یعنى مظهر این صفات ، حتى بخشى از این صفات ، گردد مى تواند آن چنان تكامل روحى یابد كه حامل اسم اعظم گردد و خداگونه شود، وگرنه یك شخص گناهكار هرگز نمى تواند با تلفظ یك كلمه از اسمإ الهى، مستجاب الدعوه و مانند آن شود.


پنجشنبه 22 دی 1384

شعر

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :شعر ،

همرهان رفتندوما درخواب هستیم ای دریغ

عمر شد ازدست و ما طرفی نبستیم ای دریغ

بود  بر   دریای  عالم    نوح   كشتیبان  ما

در درون  كشتی  نحوی  نشستیم   ای دریغ

ناله ها كردیم  ازتاریكی  و  ظلمت  چه سود

چون عیان شد نور بر ما دیده بستیم ای دریغ

گفت  ابراهیم    در آتش  در آ   حیران نمان

تا به امروز  ابلهیم  و  بت پرستیم  ای دریغ

باز  ابراهیم   در آتش   به  ما    پیغام  داد

ما به جای  بتكده  خود را  شكستیم ای دریغ

عیسی مریم  گذشت از خاك و  بر افلاك شد

بود ما را   پر ولی  در گل نشستیم ای دریغ

بر در و دیوار زندان  عاشق  و شیدا  شدیم

لیك  بر آن  راه  بالا   دل  نبستیم  ای دریغ

بود  ما را   رستم  دستان  و  آن   شیر خدا

ما ملول ازدیو و دد همواره مستیم ای دریغ

گرچه از بیداد فرعونی  جان  بر لب  رسید

از تكبر   همره    موسی   نرستیم  ای دریغ

در بن  چاهی   گرفتار آمدیم   از  بی كسی

منجی آمد  از رسن   بالا  نجستیم  ای دریغ

برد ما را خضر  در بحری  پراز آب حیات

لیك  با یك جرعه از مردن نرستیم ای دریغ

« گر مجال گفت بودی گفتنی ها گفتمی »

ای  دریغا  گوهر خود را  شكستیم ای دریغ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


تعداد کل صفحات: 11 1 2 3 4 5 6 7 ...
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic