جمعه 15 اردیبهشت 1385

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :مختصری درباره‌ رمل ،

مختصری درباره‌ رمل

(به نقل از فرهنگ دهخدا)

رمل

. [ ر ] (ع ا) نام علمی است پیداكرده دانیال علیه السلام بدان جهت كه جبرئیل علیه السلام بر ریگ نقطهای چند كرده بود. (آنندراج). علمی است پیداكرده دانیال پیغمبر علیه السلام كه جبرئیل علیه السلام آن رانقطهای چند بنموده و گویند علمی است كه در آن از اشكال شانزده گانه بحث میشود و نتیجه آن استعلام از مجهولات احوال عالم است وموضوع آن اشكال شانزده گانه و هدف آن وقوف بر احوال عالم است و صاحب این علم را رمال گویند. (از كشاف اصطلاحات الفنون). و صاحب نفائس الفنون آرد: علم رمل عبارت است از معرفت طرق استدلال بروقایع خیر و شر از اشكال مخصوصه و كیفیت استخراج و دلالات آن.آنچه در این قسم دانستن آن اهم باشد بیان كنیم.

فصل اول

: در بیان واضع و كیفیت وضع. اما واضع مشهور چنان است كه دانیال پیغمبر بود و آنچه گویند این علم از معجزه اوست چنان است كه او مدتی خلق را به حق دعوت میكرد و هیچكس بدو نمیگروید والتفات به سخن او نمیكرد. از آن شهر بیرون شده به شهر دیگر كه اورا نمیشناختند رفت و تخته حاصل كرده ریگ سرخ بر آنجا ریخت و دردكانی بنشست و خطی چند بر آنجا كشید و از احوال گذشته و آینده خبرمیداد و جمله خبایا و دزدیده میگفت و آواز او به پادشاه آن اقلیم رسید و او را طلب نمود و بر سبیل امتحان چیزی چند از او پرسیدچنانچه واقع بود خبر داد از او درخواست كرد تا ملازم او شود دانیال او را با چهار كس از ملازمان ارشاد میكرد تا در این فن ماهر شدند.روزی دانیال به ایشان گفت رمل بزنید و بنگرید در این عصر كسی هست كه پیغمبری را شاید یا نه. ایشان رمل زدند و گفتند هست... گفت اكنون حلیه او را بنویسید تا كدام است. ایشان صورت و شكل او بنوشتند و چون نگریستند همه صفت او بود. گفتند پیغمبر توئی و در حال به اوبگرویدند. و اما وضع او بر چهار عنصر است بر این وجه .: نقطه اول راناری خوانند و دوم را هوایی و سوم را آبی و چهارم را خاكی برترتیب وقوع عناصر و چون وضع از مفردات بود بعد از آن چون تركیب كردند بر این مثال شد.: آن را جماعت نام كردند و بعد از آن نقصان میكردند و میافزودند تا شانزده خانه كه حاصل ضرب چهار در چهاراست حاصل شد. پس هر شكل را كه نقطه فرد بود اگر آن نقطه در اولباشد همچو لحیان آتشی خوانند و اگر در آخر همچو انكیس خاكی و اگر در وسط باشد اگر آب بود آبی و اگر بجای هوا بود هوایی. و اگر دوباشد همچو اجتماع ممتزج و قبض الداخل دو نقطه دارد: هوایی و خاكی.

اما او را جهت آن خاكی خوانند كه نقطه هوا میان آتش و آب است و اورا از هیچ یك یاری نبود بخلاف خاك

 پس قوت نقطه خاكی چون بیشتربود خاكی خوانند و علی هذا القیاس.

فصل دوم

: در معرفت رمل زدن. اول چهار خانه از خطوط بنهند هرخانه چهار خط و باید كه نقطه های خطوط بشمرند و گفته اند باید كه هرخطی كمتر از شش نقطه و بیشتر از دوازده نقطه نباشد و بوقت رمل زدن از دست چپ آغاز كنند و از آنجا كه آغاز كرده باشند دودو طرح كنند تا آنكه دو یا یكی بماند پس از آنچه در آخر خطوط بماند از هرخطی خانهای بیرون آرند و آنچه اول زده باشند در اول بنهند از دست راست و خانه دیگر را بهمین ترتیب تا آخر و از این چهار خانه چهارشكل دیگر را بیرون آرند چنانكه از اول هر شكلی از امهات یكی بردارند و خانه پنجم بیرون آرند. و از دوم هر یكی ششم و از سوم هریكی هفتم و از چهارم هر یكی هشتم و بعد از آن از اول و دوم درزیر هر دو نهم بیرون آید چنانكه اول یكم و اول دوم را با هم جمع كنند فرد باشد فردی بنهند و اگر زوج باشد زوجی و همچنین تا آخر واز سوم و چهارم به همین ترتیب دهم بیرون آرند و از پنجم و ششم یازدهم و از هفتم و هشتم دوازدهم و بعد از آن از نهم و دهم سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم. پس از این شكل پانزدهم كه میزان رمل است و از اول شانزدهم بیرون آرند و اگر یكی از این اشكال هشتگانه كه لحیان است و انكیس و حمره و بیاض و كوسج و نقیالخد و عتبه داخل و عتبه خارج در پانزدهم افتد رمل خطا بود و شرط این آن است كه زوج از دو فرد حاصل میشود و از زوج فرد حاصل نشود الا از زوج و فرد و چندان نقطه كه در امهات باشد همچنان در نبات بود پس آنچه از نبات حاصل آید مساوی آن باشد كه از امهات حاصل شده باشد پس ح سیزدهم كه نتیجه نتایج امهات است و چهاردهم كه نتیجه نباتاست مساوی باشند. نقاط شكل پانزدهم فرد نتواند بود و هرگاه فردباشد خطا بود اما هرگاه كه زوج باشد لازم نیست كه صواب باشد. و بباید دانست كه مجموع نقاط و اشكال شانزده گانه زیاده از نودوشش و كمتراز آن نتواند بود زیرا كه اشكال كمتر از رباعی و زیاده از ثمانی چنانكه اشاره كرده شد نیستند و آنچه متوسط اند یا خماسی باشند یا سداسی یاسباعی و رباعی یك بیش نیست و آن طریق است و ثمانی نیز یك بیش نیست و آن جماعت است و خماسی چهارند: عتبه داخل و عتبه خارج وكوسج و نقیالخد و سداسی شش اند: قبضالداخل و قبضالخارج ونصره داخل و نصره خارج و اجتماع و عقله و سباعی چهار: لحیان وانكیس و حمره و بیاض و مجموع این اشكال شانزده است و شانزده رادر وسط اشكال كه سداسی است ضرب كنند نودوشش حاصل شود و ازاشكال رمل هر آنچه اول او فرد بود و آخر او زوج آن را خارج خوانند و آنچه اول او زوج باشد و آخر او فرد داخل و آنچه اول و آخر زوجباشد آن را ثابت خوانند.

فصل سوم

: در معرفت صور اشكال شانزده گانه.

فصل چهارم

: در معرفت صواحب اشكال و سعادت و نحوست و دلالت هر یكی.

فصل پنجم

: در معرفت بروج.

فصل ششم

: در بیان شواهد و كیفیت حكم شواهد.

فصل هفتم

: در بیان استخراج ضمیر.

فصل هشتم

: در بیان آنكه هر شكلی را در هر یك از خانه ها چه حكم است. (از نفایس الفنون). و برای شرح هر یك از این فصول رجوع به نفایس الفنون شود.


پنجشنبه 14 اردیبهشت 1385

علم جفر

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :احادیث و روایات ،

علوم غریبه

علم جفر



جفر در واقع به معنی پوست بزغاله ای است كه وسیع باشد وچیزهای زیادی را در خود جا میدهد و علم جفر بر اساس برخی روایات به این نحوه بوده كه كتابیرا جبرائیل به خدمت حضرت محمد(صلوات الله علیه واله)اوردند كه تمامی علم عالم از اول خلقت تا به اخر انرا توضیح داده بود كه این كتاب جفر نام داشت و روزی یكی از صحابه پیغمبر كتاب را از ایشان عرض كردند وبه بیایانی رفتند تا مطالعه كنند ولی در هنگام باز گشت طوفان شدیدی میگیرد كه چندین برگ از كتاب را با خود میبرد صحابه نیز شرمگین نزد رسول خدا آمده و ماجرا را شرح میدهدرسول خدا به همراه صحابی به بیابان رفته و چندین برگ از ان كتاب را پیدا میكنند ولی یك برگه از ان كتاب مفغود باقی میماند واین علم جفری كه تا كنون در سراسر دنیا منتشر شده از همان یك ورق بوده كه خدا میداند دست كه افتاده بوده ولی كتاب اصل ان در حال حاضر در نزد حضرت(حجت عج الله تعالی فرجه الشریف )است ولی باید دانست كه تا آقا امام زمان به كسی نظر نداشته باشد محال است كسی بتواند به آن(جفر) دسترسی داشته باشد.
علم جفر علمی است كه به وسیله حروف و یك سری فرمولها می توان به تمامی سوالات پاسخ داد.

علم رمل



علم رمل از معجزات حضرت دانیال نبی علیه السلام است و نیز حضرت امیرالمومنین علیه السلام از این علم بهره مند بودند واین علم بر پایهء اعداد وعناصر اربعه است وتا حدودی میتوان از اینده با خبر شدالبته به توسط این علم . وبیشتر بر مبنای سیرخط ونقطه است رمل نیز مانند علوم دیگرشاخه های گوناگونی دارد
ولی بهترین كارها نزد خداوند متعال انجام واجبات وترك محرمات است كه احسان به والدین از این جمله است




علوم غریبه به پنج قسمت تقسیم میشود

كیمیا: از شناخت گیاهان وجمادات و معدنیات و فلزات و خواص آنها بهم میرسد كه خدای تعالی چنان قرار داده كه اگر قطره بر فلزی چكد انرا به فلز دیگر تبدیل میكند به تحقیق رسیده كه (اكی) گیاهی است كه در ریگستان پیدا میشود برگ ان به شكل برگ اك است ولی فرقش آن است كه اك شاخها دارد اگر برگ یا شاخش را بشكنند شیری بیرون اید ولی اكی یكشاخست به قدر دو وجب از زمین بلند تر وبه همان متصل است مثل برگهای اك ودر شكستن شیر بیرون نیاید باید از بیخ كنده خشك كند سفوف باریك ساخته حفظ كند وقت لزوم یك طوله قلع گداخته را به قدر یك ماشه از ان سفوف بر ان ریزد به عون خداوند نقره گردد

لیمیا: و ان علم طلسمات است كه از كنوز اسرار به قلم اید و با ان دانسته میشود كیفیات تمزیج قوای فاعله عالیه به منفعلهء سافله تا از انجا حاصلی غریب بدست بیاید ودر این باب كتاب زیاد استواز این قبیل میتوان به كتب طلسم اسكندرونقش سلیمانی وافاق و . . .. اشاره نمود

هیمیا : ان علم تسخیرات باشد كه از معرفت به احوال سیارات سبعه از حیث تصرف انها كه فواعل علوی اند در قوابل سفلی اثر دارند وموضوع ان دعوات وخواتیم وبخورات انها و تسخیر روحانیات وعزائم جنیان و معرفت اقداح و منازل و افسونها واحراز است


سیمیا: و اساس ان خیالات باشد كه مخیله فعالیت دارد وجز احداث مثالات خیالیه حاصلی نیاورد و وجود خارجی ندارد بلكه كلیات وجود ذهنی است ودر اسلام حرام است وجایگاهی ندارد

ریمیا : و ان علم شعبده است كه قوای جوهر ارضیه را با مزج به یكدیگر حاصل و اشكال تازه میدهد وكتاب بحرالعیون مشتهر به ابن حلاج مشتمل بر علم سیمیا و ریمیا است وحل المشكلات حاوی لیمیاو سرالمكتوم شامل هیمیا میباشد و كتابهای گوناگون نیز خلاصه ای از این پنج علم را دارد.


پنجشنبه 14 اردیبهشت 1385

سیر و سیاحت عجیب

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :ذکری از شیخ حسنعلی اصفهانی ( نخودکی ) ،

 

سیر و سیاحت عجیب

فرزند ایشان نقل می کند

:
به خاطر دارم که شخصی بنام « صنیعی » از اهل اصفهان که ریاست اداره تلفن مشهد را نیز به عهده داشت، برای من حکایت کرد که
:
«
وقتی به درد پا مبتلا شدم و به ارشاد و به اتفاق دو تن از دوستانم به نامهای حسن روستائی و شاهزاده دولتشاهی به خدمت مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی رحمة الله علیه رفتم تا توجهی فرمایند و از آن درد خلاص گردم، چون به خانه او رفتم، دیدم که در اطاق گِلی و بر روی تخت پوست و زیلویی نشسته است
.
در دلم گذشت که شاید این مرد نیز با این ظواهر، تدلیس می کند. پس از شنیدن حاجتم، فرمود تا دو روز دیگر به خدمتش برسم
.

روز موعود رسید و بنا به وعده آنجا رفتم ولیکن در دل من همچنان خلجانی بود. چون به خدمتش نشستم، نظر عمیقی در من افکند که ناگهان خود را در شهر اراک که مدتی محل سکونتم بود، یافتم
.
 
در آن وقت نیز پسرم در آن شهر ساکن بود. یکسره به خانه او رفتم، ولی به من گفتند: فرزند تو چندی است که از اینجا به جای دیگر منتقل شده است و نشانی محل جدید او را به من دادند. به سوی آن نشانی جدید راه افتادم و در راه با تنی چند از دوستان مصادف شدم که قرار گذاشتند همان شب به دیدن من بیایند
.
 
چون به در منزل فرزندم رسیدم و در را به صدا درآوردم، خادمه یی در را بگشود، چون خواستم که به درون بروم، ناگهان صدای مرحوم شیخ مرا به خود آورد، دیدم غرق عرق شده و خسته و کوفته ام
.
 
آنگاه دستوری از دعا و دوا به من مرحمت فرمود، ولی پیوسته در اندیشه بودم که این چگونه سیر و سیاحتی بود که کردم؟ پس از چند روز، نامه یی گله آمیز از پسرم رسید که چه شد به اراک و تا در خانه ما آمدی، ولی داخل نشده و بازگشتی و چرا با دوستانت که در راه، قرار ملاقات نهاده بودی، و شب به دیدار تو آمده بودند، تخلّف وعده کردی؟

و در پایان آدرس منزل خود را، در همان محل داده بود که من در آن مکاشفه و سیاحت به آنجا رفته بودم. »


پنجشنبه 14 اردیبهشت 1385

کلام مولا علی

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :پند هایی از نهج البلاغه ،

کلام مولا علی


*پروردگار از نادانان پیمان نگرفت که دانا شوند ؛ مگر پس از اینکه از دانایان پیمان گرفت که به نادانان ؛ دانش بیاموزند.

*چه بسیار باشند کسانی که به دلیل گفتار نیک مردم ؛ در فتنه و فساد افتند.

*هنگامی که درباره دیگری سخن میگویی ؛ از خداوند بترس.

*محال است که پروردگار در شکر را به دل کسی بگشاید ؛ و در وفور نعمت را به رویش ببندد ؛ و غیر ممکن است که خداوند در توبه را بگشاید ؛ و در آمرزش را فرو بندد.

*ارزش بهره مندی از دنیا در اندک بودن آن است.

*آنکس که میان خود و پروردگارش ؛ ایمان خویش را پاک گرداند ؛ خداوند مهربان ؛ میان او و کار مردم ؛ سازش و سامان ایجاد می فرماید.

*ساکنان دنیا به کاروانیانی مانند هستند که در نیمه راه ؛ برای رفع خستگی نشسته و کاروان سالار بانگ زند که : کوچ کنید و منشینید که مهلت گذشته است.

*دل ؛ دفتر دیده است.

*از دنیا ؛ آنچه به سوی تو می آید بگیر و از هرچه از تو دور می شود ؛ روی بگردان.

*از کار خویش غافل مباش ؛ که کسی لحظه ای از تو غافل نیست.


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات