یادی از مرحوم شیخ رجبعلی خیاط(نکوکویان) (4)
ذکری از شیخ حسنعلی اصفهانی ( نخودکی ) (3)
شما می توانید با وارد كردن ایمیل خود در این قسمت از به روز شدن این وبلاگ با خبر شوید .
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :
كل نظرات :
ایجاد صفحه : - ثانیه
جهت بیداری در وقت معین
هرکس این آیه را بخواند و بخوابد هر ساعتی را که نیت کند٬ بیدار می شود
بسم الله الرحمن الرحیم
قل انما انا بشر مثلکم یوحی الی انما الهکم اله واحد فمن کان یرجو لقاء ربّه فلیعمل عملاً صالحاً و لا یشرک بعبادة ربّه احدا.
![]()
متافیزیك و طلسم
(منابع حدیث)سیری در اندیشههای متافیزیك از دیدگاه اسلامنویسنده: دكتر مطلّب برازنده
امام علی(علیهالسلام): هركهچیزی از جادو بیاموزد، كم یا زیاد، كافر است و پایان عهد او با پروردگارش باشد و كیفرش آن است كه كشته شود مگر توبه كند. میزان الحكمه، ص2413،ح8333
امام علی
(علیهالسلام): چشمزخم و طلسم و جادو و فال نیك زدن واقعیت دارد، اما فال بد زدن و سرایت(بدی) واقعیت ندارد. میزان الحكمه، ص2413،ح8334امام علی
(علیهالسلام): منجممانند كاهن است و كاهنمانند جادوگر و جادوگر مانند كافر و كافر در آتش است. میزان الحكمه، ص2413،ح8335زنی خدمت رسول خدا
(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) آمد و عرض كرد: ایرسول خدا! شوهری دارم كه با منتند است و من كاری كردهام(جادو و جنبل) كهبا منمهربان شود؟ رسول خدا(صلیاللهعلیهوآلهوسلم) فرمودند: وایبر تو! دینترا تیره كردی! نفرینفرشتگان نیك بر تو باد اینجمله را سه بار فرمودند:«نفرین فرشتگان آسمان بر تو باد! نفرینفرشتگان زمینبر تو باد.» میزان الحكمه، ص2413،ح8336امام علی
(علیهالسلام): چشمزخم، دعا و افسون، جادو و فال خوب زدن حقیقت دارد، اما فال بد و واگیری حقیقت ندارد. میزان الحكمه، ص4491،ح15586پیامبر خدا
(صلیاللهعلیهوآلهوسلم): ـ فال بد زدن، شرك است. ـ از ما نیست كسیكه فال بد زند یا برایش فال بد زده شود(به فال بد دیگران نسبت بهخود اعتقاد داشته باشد)، پیشگویی كند یا برایشپیشگویی شود، جادو كند یا برایش جادو شود(به پیشگو و جادوگر مراجعه كند) ـ كفارة فال بد توكل است. میزان الحكمه، ص3345،ح11336،11339و11346امام صادق(علیهالسلام): تأثیر فال بد بهخودت بستگی دارد: اگر آن را آسان بگیریآسان میشود. اگر سختبگیری سختمیشود و اگر آنرا به چیزینگیری چیزی نخواهد بود. میزان الحكمه، ص3345،ح11345
امام صادق
(علیهالسلام): در پاسخ به سؤال محمدبنیحییخثعمی كهپرسید: آیا علم نجوم حقیقت دارد؟ ( فرمودند: ) آری، او میگوید: عرض كردم: آیا روی زمین كسی است كه علوم نجوم بداند؟ فرمودند: آری، در روی زمین كسانی هستند كه علم نجوم بدانند. میزان الحكمه، ص6235،ح20017امام صادق
(علیهالسلام): در پاسخ به سؤال از علم نجوم: آن علمی از علومپیامبران است. راوی میگوید: عرض كردم: آیا علیبنابیطالب(علیهالسلام) آن را میدانست؟ فرمودند: او عالمترین مردم به این علم بود. میزان الحكمه، ص6235،ح20018امام علی
(علیهالسلام): هر قرآندانی، اگر شمهای از دانشنجوم بداند. بر ایمان و یقین او افزوده میشود. حضرت سپساین آیه را تلاوت كردند:«همانا درگردششب و روز» میزان الحكمه، ص6235،ح20020امام صادق
(علیهالسلام:( بهامام صادق(علیهالسلام) عرضشد: در بین مردم چنین شهرت دارد كهپرداختن بهعلم نجومحرام است و به دین انسان آسیبمیرساند. حضرتفرمودند: چنان نیست كه میگویند، به دینت آسیبنمیرساند. سپسفرمودند: شما بهموضوعی میپردازید كه زیاد آن دستنیافتنی و اندك آن هم كارآیی ندارد. میزان الحكمه، ص6235،ح20021![]()
متافیزیك و طلسم
نویسنده: دكتر مطلّب برازنده
انسان موجود بسیار پیچیدهای است و دارای قدرتهای عجیب و غریب فراوان میباشد، كه این خود نشانه و آیت عظمت خالق تواناست(فتبارك الله احسن الخالقین). از این روست كه میتواند كارهای خارقالعاده و غیر طبیعی انجام دهد، این گونه كارها معمولاً از ابعاد فیزیك و متافیزیك وجود بشر منشاء میگیرد. در بعد فیزیك انسان میتواند با كمك ابزار و با انجام تمرینات، سرعت خود را در انجام برخی كارها افزایش دهد و یا نسبت به برخی پدیدهها عادت پیدا كند كه برای سایرین عجیب مینماید. در بعد متافیزیك انجام این كار با استفاده از نیرویهای روانی، فراروانی و روحی صورت میگیرد. برخی افراد با بهرهگیری از این تواناییهای خارقالعاده اقدام به پیشبرد اهداف شوم خود میكنند و یا حداقل این امور را بهانهای برای كسب درآمدهای مالی و مادی قرار میدهند. البته محدود افرادی نیز یافت میشوند كه از این توانمندیها برای خدمت به خلق و یا در انجام كارهای خیر و مثبت بهره میگیرند. در جامعه امروز علیرغم تمام پیشرفتهای صنعتی و علمی، هنوز افراد زیادی برای حل مشكلات خود به این روشها روی میآورند و به این بهانهها مورد سوء استفاده قرار میگیرند. لذا بر آنیم تا با تشریح و نقد و بررسی این مقولات آگاهی لازم را به عموم منتقل نموده تا جلوی سوء استفاده برخی افراد فرصت طلب گرفته شود، همچنین میخواهیم یادآور شویم كه یگانه قدرت مؤثر در عالم خدای قادر میباشد(لله الواحد القهار)، لذا بهتر است برای حل مشكلات بجای روی آوردن به سحر، طلسم، جادو و امثال آن به درگاه رحمت حضرت حق پناه بریم، جای بسی تأسّف است كه هنوز در عمل، به این مطلب مهم اعتقاد پیدا نكردهایم كه«و من یتوكل علی الله و كفی بالله وكیلا».
انجام امور خارقالعاده معمولاً از طریق علوم غریبه صورت میگیرد. علوم غریبه دارای پنج شاخه اصلی میباشد كه عبارتند از: علم كیمیا، علم لیمیا، علم هیمیا، علم سیمیا و علم ریمیا. البته این علوم دارای شاخههای فرعی نیز میباشند كه از آن جمله میتوان به علم اعداد و اوفاق، علم احضار ارواح، علم تنویم مغناطیس و خافیه اشاره كرد. موضوع علم كیمیا، چگونگی تبدیل صورت یك عنصر به صورت عنصر دیگر میباشد. این همان است كه در طول تاریخ افراد زیادی به دنبال آن بودهاند و قصد تبدیل خاك به طلا داشتهاند. داستانهای زیادی در ادبیات ملل مختلف دربارة كیمیا وجود دارد، ظاهراً عرفا دارای این قدرت بودهاند(آنان كه به یك نظر خاك را كیمیا كنند). علم لیمیا، علم تسخیرات است. در این شاخه چگونگی تأثیرهای ارادی در صورت اتصالش با موجودات ماورائی مورد نقد و بررسی قرار میگیرد. لیمیا منجر به كسب قدرت تسخیر جن و روح میشود. منظور از تسخیر آن است كه موجودات در اختیار و به فرمان انسان باشند.
معمولاً افـراد سودجـو معمولاً افـراد سودجـو برای رسیدن به اهداف خود(كه عمدتاً اهداف غیر معنوی و مادی است) از این موجودات تسخیر شده بهره میبرند. در علم هیمیا، تركیب قوای عالم بالا با عناصر عالم پایین مد نظر است و به آن علم طلسمات نیز میگویند. در طلسم از طریق برخی ابزار و وسایل مادی(عناصر عالم پایین) نیروهای ماورائی جهت انجام كارها به خدمت گرفته میشوند. ظاهراً طالعبینی نیز زیر مجموعة هیمیا میباشد. در طالعبینی اعتقاد بر این است كه محل و موقعیت قرار گرفتن ستارگان در لحظه تولد نوزاد، بر سرنوشت و آینده او تأثیر میگذارد و از این طریق نسبت به پیشگویی در مورد آینده اقدام میشود. طالعبینان معمولاً با استناد به تأثیرات ماه، خورشید و ستارگان دیگر پیشگویی میكنند. در كل پیشگویی و اطلاع از اخبار آینده مورد تأیید نمیباشد، هرچند كه ممكن است این كار عملی باشد. اگر لازم بود انسان از آینده با خبر باشد، مسائل آینده در حجاب و پوشش قرار نمیگرفت و یقیناً پوشیده بودن آن حكمت الهی داشته و خیر عموم در آن است. سیمیا علم تركیب نیروهای روانی و جسمانی است. به عبارت دیگر هماهنگ ساختن و خلط كردن قوای ارادی با قوای مخصوص مادی میباشد. از این علم برای دستیابی و تحصیل قدرت در تصرفات عجیب و غریب در امور طبیعی استفاده میشود. برای مثال تصرف در خیال مردم و تغییر آن از این دسته است. علم ریمیا استفاده از قوای مادی در انجام امور خارقالعاده است. مانند كاری كه معمولاً شعبدهبازان انجام میدهند. این افراد از توان نهفته در امكانات و وسایل مادی با ظرافت خاصی برای انجام كارهای عجیب و غریب بهره میگیرند. كهانت و سحر نیز از همین مقولات میباشند. كهانت خبرگیری و یا طلب یاری از جن یا ارواح و امثال آن است.
در كلام مـعصومین از كـاهن به عنوان كافر یاد شده است. سحر، انجام امور خارق عادت از طریق دعا، افسون و طلسم میباشد. سحر كفر به خداست و تصرف و دست یازیدن در عالم بر خلاف وضع عادی آن میباشد. سحر مایة شر بوده، شومترین منابع فساد در اجتماع بشری است. منشاء سحر ابلیس میباشد و از این طریق نیز به سایر شیاطین(انسی و جنی) منتقل شده است. كسانی كه از سحر و جادو استفاده میكنند با شیاطین در ارتباط هستند. امروزه وجود و تأثیرات سحر، طلسم و امثال آن از دیدگاه دین و علم اثبات شده است ولی دین رفتن به سمت این امور و استفاده از آن را شدیداً نهی میكند. مبین آن اینكه حضرت علی(علیهالسلام)ـ امام عارف و آگاه به علوم غیب ـ میفرمایند:«هر كه چیزی از جادو بیاموزد، كم یا زیاد، كافر است.» موضوع دیگر از این مقولات نجوم میباشد، كه از دو دیدگاه قابل بررسی است. اول علم نجوم كه توسط دانشمندان فیزیك، ریاضی و ستارهشناسان و به صورت علمی و یا روشهای تجربی مورد نقد و بررسی است. دوم علم نجوم كه بیشتر توسط طالعبینان و با روشهای متافیزیك برای كشف امور پنهانی مورد استفاده میباشد. ظاهراً حالت اول بلامانع و حالت دوم محل اشكال است. در حالت دوم میتوان به سه صورت به موضوع نظر داشت. اول اعتقاد به تأثیر حركات كواكب در موجودات و عالم هستی كه تحریم شده است، دوم اعتقاد به خدای سبحان به عنوان تنها مؤثر در عالم هستی كه اندیشهای بسیار عالی است، سوم اعتقاد به اینكه ارتباط حركات كواكب با حوادث و رخدادها از نوع ارتباط كاشف و مكشوف است كه این دیدگاه اشكال ندارد(تحریم نشده ولی تأیید نیز نشده است). خلاصة كلام آنكه اگر انسان، ستارگان و كواكب و حركات آنها را عامل مؤثر بر سرنوشت بداند(و یگانه قدرت مؤثر بر هستی را از یاد برد) و از این طریق پیشگویی كند، راه را خطا رفته و از سبیل الیالله خارج شده است. در پاورقی صفحة 6235 كتاب گرانقدر“میزان الحكمه” به نقـل از مبحث تنجیم كتاب مكاسب آمده است:«پیشگویی كردن از روی اوضاع كواكب و حركات آنها اشكال ندارد، به این معنا كه كسی، با مشاهدة وضع معینی در ستارگان مانند نزدیكی و دوری و مقابله و اقتران میان دو ستاره، به صورت گمان و تخمین حكم به وقوع فلان حادثه در آینده بكند… و بلكه علیالظاهر، پیشگویی كردن به صورت قطع و جزم نیز اشكالی ندارد…» سحر و طلسم علیرغم وجود و تأثیرات غیر قابل انكار آن، قابل ابطال است. ابطال سحر و طلسم از طرق مختلف امكان پذیر است. احتمالاً تنها كار مجاز در امور سحر و طلسم نیز ابطال آن به قصد كمك به خلق با نیت رضای حق تعالی میباشد. بهترین شیوه برای ابطـال طلسمات، توكـل به خداوند قهـار و جبار و پناه بردن به اقیانوس بیكران رحمت او، قرآن كریم میباشد، چرا كه«و ننزل من القرآن ما هو شفاءٌ و رحمه للمؤمنین». برای جلو گیری از تأثیرات سحر و طلسم قرائت قرآن كریم بخصوص سورههای كافرون، اخلاص، فلق و ناس بسیار مؤثر است. بخصوص تلاوت سورههای فلق و ناس در ابطال تأثیرات سحر و طلسم بینهایت مفید میباشد. جای بسی تأمل و تعمق است كه انسان میتواند آن همه توان و نیروهای خارقالعادة خود را(كه موهبتی الهی است) در راه شناخت حق تعالی صرف كند و جزو سالكان طریق الیالله قرار گیرد، با این حال چگونه با استفادههای منفی از توانمندیهای خود جزو سالكان در طریق الی شیطان میشود؟! (اعوذ بالله من الشیطان الرجیم)
![]()
حکایتی از شیخ حسنعلی اصفهانی(نخودکی)
آقای حاج سید محمد دعائی نقل کردند که مدتی بین اصفهان و یزد مخامصه و ستیز بود و کسی بین این دوشهر رفت و آمد نمی کرد و من نیز مدتی بود که از پدرم که در یزد بود خبر نداشتم و نگران بودم . مشگل خود را خدمت حضرت شیخ عرض کردم . ایشان فرمودند : امروز عصر نزد شما می آیم و قلیانی می کشم . عصر که تشریف آوردند پشت میز کوچکی نشستند و چند دقیقه در خود فرو رفتند و سپس حبه قندی به من دادند و فرمودند : هم اکنون پدر شما با همشیره تان نشسته و چای می خوردند ، و می خواستند این حبه قند را به همشیره تان بدهند که از دستشان افتاد و من برداشتم ، و هردو سالم و خوب هستند . شکل حبه قند که چهارگوش بود ، کاملا مشابه به قندهای پدرم بود ، زیرا که ایشان عادت داشت قند را به صورت چهارگوش می شکست .
چندی بعد که موفق به ملاقات پدرم شدم ، واقعه قند آن روز را برایش نقل کردم و ایشان نیز آن را تایید کرد و گفت ما آن روز نفهمیدیم که حبه قند وقتی از دست من افتاد چه شد که به کلی ناپدید شد .
به نقل از کتاب : نشان از بی نشانها
![]()
چند رباعی از مولانا
*
من درد تو را ز دست آسان ندهم
دل برنکنم ز دوست تا جان ندهم
از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صدهزار درمان ندهم
*
در عشق توام نصیحت و پند چه سود
زهرآب چشیده ام مرا قند چه سود
گویند مرا که بند بر پاش نهید
دیوانه دل است پام بر بند چه سود
*
تا مدرسه و مناره ویران نشود
اسباب قلندری به سامان نشود
تا ایمان کفر و کفر ؛ ایمان نشود
یک بنده حق به حق مسلمان نشود
*
بیت و غزل و شعر مرا آب ببرد
رختی که نداشتیم سیلاب ببرد
نیک و بد و زهد و پارسایی مرا
مهتاب بداد و باز مهتاب ببرد

باعرض سلام خدمت همه دوستان عزیزم
که لطف می کنند به وبلاگ این حقیر سر می زنند
اربعین سالار شهیدان حضرت حسین ابن علی علیه السلام به همه تسلیت میگویم
وسال 1385را به همه خوبان تبریک می گویم
وامیدوارم زیر سایه خداوند سالی خوب وخوش داشته باشید و
همواره موفق وسربلند در تمامی مراحل زندگی
دنیوی واخروی باشید
به لطف حق تعالی.

All Rights Reserved 2005-2006 © manvkhoda.MihanBlog.Com
Best Resolution : 1024 X 768