تبلیغات
احادیث وروایات ودعا - پست های دی 1384
 
آرشیو موضوعی
آرشیو ماهیانه
لینكستان
جستجو
  
آدرس های ورودی
صفحات وبلاگ
1 2

لینك به ما / دوستان
لینك به ما

حقیقت ذکر

لوگوی دوستان

طلابانو

!">


!">

ده شرط سلوک

ده شرط سلوک

شرط اول:  دوام طهارت (دوام الطّهاره)

شرط دوم: خلوت (الخلوه)

شرط سوم: دوام خاموشی مگر از ذکر خدای (دوام السکوت الاّ عن ذکر الله)

شرط چهارم: دوام روزه (دوام الصوم)

شرط پنجم: دوام ذکر خداوند به زبان با حضور قلب (دوام ذکر الله باللسان)

شرط ششم: تسلیم و تفویض (التسلیم)

شرط هفتم: نفی خواطر (نفی الخواطر)

شرط هشتم: بستن دل مرید بر شیخ (ربط القلب بالشیخ)

شرط نهم: به خواب نشوی تا خواب غالب نشود (النوم عن غلبه)

شرط دهم: اعتدال در طعام (المحافظه علی الامر الوسط فی الطعام و الشراب)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط علی رضا ولی نژاد در چهارشنبه 28 دی 1384 و ساعت 01:01 ق.ظ

ویرایش شده در دوشنبه 24 بهمن 1384 و ساعت 12:02 ب.ظ | موضوع مطلب : خواص آیات واذکار ,

لینك ثابت | نظرات ()

سه رباعی

سه رباعی

*

عمریست  اسیر نفس  و نفس  خودم

ازخویش رها نه ام  که درحبس خودم

من    قصه  نا نوشته   نیک  و  بدم

من  ماه   فرو فتاده    شمس   خودم

*

آمد  به  برم  آن  مه  نو  ، دوشینه

دستار به سر ، جامه به تن پشمینه

گفتا  که از این راه به جایی  نرسی

برخیز    ز خواب   ،  رهرو  دیرینه

*

این كهنه سرای  جای  آسودن  نیست

در آخر كار ، جز كه  فرسودن  نیست

ای چرخ زمانه دست ازاین خرقه بدار

این  خرقه  كهنه ، لایق سودن نیست

 

 

 

نوشته شده توسط علی رضا ولی نژاد در چهارشنبه 28 دی 1384 و ساعت 01:01 ق.ظ

ویرایش شده در دوشنبه 24 بهمن 1384 و ساعت 12:02 ب.ظ | موضوع مطلب : شعر ,

لینك ثابت | نظرات ()

ما ز بالاییم و بالا میرویم

ما ز بالاییم و بالا میرویم


آنچه می خوانیم بخشهایی از كتاب « بهگود گیتا » از كتابهای مقدس هند است .

* آدمی باید كه خود ، خود را رهایی بخشد . چرا كه دوست و دشمن آدمی خود اوست .

* آنكه در همه چیز مرا بیند و همه چیز را درمن بیند ، هرگز از من جدا نشود . و من هرگز از او جدا نشوم ، آنكه در راحت و محنت دیگران خود را بجای آنان ببیند .

* آنانكه خدایان گوناگون را می پرستند نزد همان خدایان می روند . آنانكه پریان را می پرستند به پریان و پرستندگان من نیز سرانجام به من می رسند .

* آنكه در محبت صادق باشد ، تواند كه مرا بشناسد . و ببیند . و در من راه یابد .

* براستی كه این وعده تو را می دهم : تو پیش من سخت عزیزی ، همه كار خود فروگذار و فرامن آی ، تنها بیا و پناه بجوی . من تو را از همه گناهان رهایی بخشم .

* مرد معرفت سرانجام درمی یابد و می فهمد که آنچه هست همه اوست ؛ ولی این بزرگمردان سخت نادر باشند .

دوستان عزیز ، بد نیست توضیح بسیار مختصری هم درباره این كتاب برای كسانی كه شاید با آن برخوردی نداشته اند بنویسم :
«بهاگود گیتا » یا كتاب سرود خداوند جزئی است از مجموعه بزرگ « مهابهارات » این كتاب شامل هجده گفتار است در موضوعات مختلف .اكثر محققان عقیده دارند این كتاب نوشته شخص خاصی نیست و این منظومه به مرور زمان شكل گرفته است . قدمت این كتاب به پنج قرن پیش از میلاد مسیح برمیگردد .نخستین كسی كه این كتاب را به فارسی ترجمه كرده است ، ابوریحان بیرونی است كه در كتاب معروف خود به نام « تحقیق ماللهند » قسمتهایی از این كتاب را به فارسی برگردانده است. اما نخستین ترجمه كامل گیتا تاریخ ندارد . برخی آن را به« دارا شكوه » و بعضی به « شیخ ابوالفضل دكنی‌ » نسبت داده اند ....

شباهتهای بسیاری كه بین این تعالیم و عرفان اسلامی هست مشهود است . حقیقت این است این شباهتها بین تمام طریقتهای معنوی وجود دارد و اصولا یك دین بیشتر در عالم نیست :

ما زبالاییم و بالا می رویم
ما ز دریاییم و دریا می رویم

ما از آنجا و از ازینجا نیستیم
ما زبیجاییم و بیجا می رویم

لااله اندر پی الاالله است
همچو لا ما هم به الا می رویم

 

نوشته شده توسط علی رضا ولی نژاد در یکشنبه 25 دی 1384 و ساعت 01:01 ق.ظ

ویرایش شده در دوشنبه 24 بهمن 1384 و ساعت 12:02 ب.ظ | موضوع مطلب : خواص آیات واذکار ,

لینك ثابت | نظرات ()

اسم اعظم چیست؟

                           

اسم اعظم چیست؟



مى دانیم كه هر كس اسم اعظم را بداند، دعاى او مستجاب مى شود و مى تواند معجزات و كارهاى خارق العاده و عجیبى انجام دهد، و مطابق روایات بسیار، امامان معصوم ما داراى اسم اعظم در سطح بالا بودند، تا آنجا كه از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نقل شده كه فرمودند: ((آصف برخیا (وزیر حضرت سلیمان) كه تخت بلقیس را در یك لحظه از یمن به بیت المقدس آورد، فقط داراى یك حرف از اسم اعظم بود، ولى ما داراى 72 حرف از اسم اعظم هستیم.))

اینك سوال این است كه اسم اعظم چیست؟
پاسخ: اسم اعظم، تنها اسم و نام كلمه یا اسم صفتى از صفات خدا نیست، بلكه بیشتر مربوط به عمل است، لذا دانستن اسمإ الهى و لفظ تنها، كارساز نخواهد بود.

 همانطور كه نام فروردین ایجاد گل و گلستان نمى كند و اسم چراغ، شب تاریك را روشن نمى نماید، لذا باید در پشت این اسم، در جستجوى مسمى بود، اسم بى مسمى هرگز معجزه آفرین و داراى قدرت تصرف در جهان آفرینش نخواهد بود. به همین دلیل بلعم باعورا كه در عصر حضرت موسى(ع) مى زیست و بر اثر علم و تقوا به مقامى رسیده بود كه به اسم اعظم آگاهى یافته بود، و به همین دلیل، دعایش مستجاب مى شد، وقتى كه هوس هاى نفسانى به او راه یافت و با موسى(ع) در ماجراى جنگ با عمالقه، مخالفت كرد، این موقعیت از او گرفته شد و دیگر دعایش به استجابت نمى رسید،و نور اسم اعظم نیز از او خارج شد و تاریكى گمراهى او را فرا گرفت.

خداوند نیز در قرآن او را چنین نكوهش مى كند:

((فمثله كمثل الكلب، مثل او همچون سگ است))
نتیجه این كه اسمإ حسنى و نام هاى الهى نشان گر همان صفات الهى هستند و كسى كه به این صفات تخلق یابد و داراى مفاهیم این صفات شود، یعنى مظهر این صفات ، حتى بخشى از این صفات ، گردد مى تواند آن چنان تكامل روحى یابد كه حامل اسم اعظم گردد و خداگونه شود، وگرنه یك شخص گناهكار هرگز نمى تواند با تلفظ یك كلمه از اسمإ الهى، مستجاب الدعوه و مانند آن شود.

نوشته شده توسط علی رضا ولی نژاد در پنجشنبه 22 دی 1384 و ساعت 01:01 ق.ظ

ویرایش شده در - و ساعت - | موضوع مطلب : خواص آیات واذکار ,

لینك ثابت | نظرات ()

شعر

همرهان رفتندوما درخواب هستیم ای دریغ

عمر شد ازدست و ما طرفی نبستیم ای دریغ

بود  بر   دریای  عالم    نوح   كشتیبان  ما

در درون  كشتی  نحوی  نشستیم   ای دریغ

ناله ها كردیم  ازتاریكی  و  ظلمت  چه سود

چون عیان شد نور بر ما دیده بستیم ای دریغ

گفت  ابراهیم    در آتش  در آ   حیران نمان

تا به امروز  ابلهیم  و  بت پرستیم  ای دریغ

باز  ابراهیم   در آتش   به  ما    پیغام  داد

ما به جای  بتكده  خود را  شكستیم ای دریغ

عیسی مریم  گذشت از خاك و  بر افلاك شد

بود ما را   پر ولی  در گل نشستیم ای دریغ

بر در و دیوار زندان  عاشق  و شیدا  شدیم

لیك  بر آن  راه  بالا   دل  نبستیم  ای دریغ

بود  ما را   رستم  دستان  و  آن   شیر خدا

ما ملول ازدیو و دد همواره مستیم ای دریغ

گرچه از بیداد فرعونی  جان  بر لب  رسید

از تكبر   همره    موسی   نرستیم  ای دریغ

در بن  چاهی   گرفتار آمدیم   از  بی كسی

منجی آمد  از رسن   بالا  نجستیم  ای دریغ

برد ما را خضر  در بحری  پراز آب حیات

لیك  با یك جرعه از مردن نرستیم ای دریغ

« گر مجال گفت بودی گفتنی ها گفتمی »

ای  دریغا  گوهر خود را  شكستیم ای دریغ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط علی رضا ولی نژاد در پنجشنبه 22 دی 1384 و ساعت 01:01 ق.ظ

ویرایش شده در دوشنبه 24 بهمن 1384 و ساعت 12:02 ب.ظ | موضوع مطلب : شعر ,

لینك ثابت | نظرات ()

خواص طبع ها:

خواص طبع ها:


1-طبع های آتشی همیشه زود عصبانی می شود و زود خاموش می گردد و کینه در دل نگه نمی دارند و همیشه بدن او حرارت دارد و تشنه می باشد و زود جنگ شروع می  کنند.
2-طبع خاکی همیشه متواضع و فروتن و ساکت می باشد و با حرمت و با احترام به دیگران زندگی می کند .
3-طبع بادی همیشه مغرور و تند خو می باشد و حرکات خود را پنهان از چشم دیگران انجام میدهد و بسیار زیرک و کینه ای می باشد.
4-طبع آبی همیشه مسرور و شاد است و سه طبع بالا در وجودش ظاهر می گردد از دست و زبان خود به عذاب می افتد.
 << خادمین شب >>
هرگاه خواستی عملی را در شب انجام دهی در محبت و یا بغض و یا احضار و غیره ... باید خادمین آن شب را نام ببری و یاد کنی تا در آن عمل موفق و پیروز شوید .
این اسامی خادمین شب است !!!
شنبه : شمعون - کسفیائیل - للطهطیل
یکشنبه : دعوان - روفیائیل - فهطیطل
دوشنبه : خراش - جبرائیل - لخهططیل
سه شنبه : خنصر - سمسمائیل - قهطهیل
چهارشنبه : همعیل - میکائیل - جهطلطیل
پنج هشنبه : شمردل - صرفیائیل - مهطهطیل
جمعه : عنیائیل - نهططیل
در مورد هفته و ساعات :
یک هفته هفت روز می باشد و هر روز متعلق به کوکبی می باشد و هر روز ساعاتی سعد و نحس دارد و هر روز از اول ساعت او که ساعت یک بعد ازظهر میشود شروع می شود .
روز شنبه ساعت اول یک بعدازظهر زحل نحس اکبر می باشد .
روز یکشنبه ساعت اول یک بعدازظهر شمس سعد اکبر می باشد .
روز دوشنبه ساعت اول یک بعدازظهر قمر سعد اصغر می باشد .
روز سه شنبه ساعت اول یک بعدازظهر مریخ نحس اصغر می باشد .
روز چهارشنبه ساعت اول یک بعدازظهر عطارد سعد اصغر می باشد .
روز پنجشنبه ساعت اول یک بعدازظهر مشتری سعد اکبر می باشد .
روز جمعه ساعت ساعت اول یک بعدازظهر زهره سعد اکبر می باشد .

<< نکته مهم >>

روز شنبه : کوکب او زحل می باشد و در آن روز باید تعویذات و دعاهای بغض و جدایی و آوارگی نوشت وملک سفلی او میمون ابانوخ می باشد و حاکم بر ملک علوی او کسفیاییل می باشد و متعلق به برج دلو می باشد و معدن او سرب می باشد و بخور او شمع سفید و میعه سایله و لادن می باشد .

روز یکشنبه : کوکب او شمس است و در آن روز باید تعویذات و دعاهای کارگشایی و رزق و روزی ، رونق بازار ، فتح و پیروزی ، بخت گشایی ، محبت ،غلبه بر دشمن ،طلسم دفع دشمن نوشت و ملک سفلی او ابوعبدالله سعید المذهب می باشد و حاکم بر ملک علوی او روفیاییل می باشد و متعلق به برج اسد می باشد و معدن او طلا می باشد و بخور او سندروس می باشد .

روز دوشنبه : کوکب او قمر است و در آن روز باید تعویذات و دعاهای باطل سحر و رزق و روزی نوشت و ملک سفلی او ابی الحارث می باشد و حاکم بر ملک علوی او جبراییل می باشد و به برج سرطان متعلق می باشد و معدن او نقره است و بخور او لبان نر می باشد .

روز سه شنبه : کوکب او مریخ است و در آن روز تعویذات و دعاهای شفای مر یض باید نوشت و یا بغض وآوارگی دشمن نوشت و ملک سفلی او ابی  محرز احمر می باشد و حاکم بر ملوک علوی سمساییل می باشد و متعلق به برج عقرب می باشد و معدن او آهن است و بخور او صندل سرخ است .

روز چهارشنبه : کوکب او عطارد است و در آن روز باید تعویذات و دعاهای زبان بندی ، باید نوشت و ملک سفلی او برقان  و یکنی بابی العجائب می  باشد و حاکم بر ملوک علوی میکاییل می باشد و متعلق به برج جوزا می باشد و معدن او جیوه است و بخور او مقبل ارزق و عنبر می باشد .

روز پنجشنبه : کوکب او مشتری است و در آن روز تعویذات و دعاهای محبت ، و کارگشای و بخت گشایی و زبان بندی انجام داد و ملک سفلی  او شهمورش و هو قاضی الجن می باشد و حاکم بر ملوک علوی او صرفیاییل می باشد و متعلق به برج قوس می باشد و معدن او قلع است و بخور او عود و کافور می باشد .

روز جمعه : کوکب او زهره است و در آن روز باید تعویذات و دعاهای کارگشایی ، رزق و روزی ،محبت ، و باطل سحر انجام داد و ملک سفلی او ابیض می باشد و کنیة ابوالحسن زوبعة می باشد و حاکم بر ملک علوی او عنیاییل می باشد و متعلق به برج ثور می شود و معدن او مس است و بخور او مستکی می باشد .

نوشته شده توسط علی رضا ولی نژاد در چهارشنبه 14 دی 1384 و ساعت 08:01 ق.ظ

ویرایش شده در دوشنبه 24 بهمن 1384 و ساعت 12:02 ب.ظ | موضوع مطلب : خواص طبع ها ,

لینك ثابت | نظرات ()

بركات فراوان براى استغفار زیاد

نكته ها و رموز استغفار

بركات فراوان براى استغفار زیاد

با سلام خدمت دوستان گلم این مطلب یه کم طولانی شده نشد تو دو بحث بنویسم اگر خسته نمیشید خوب بخونیدش که خیلی عالیه شرمنده همه خوبان 

   از مجموع روایاتى كه در فضیلت استغفار روایت شده است ، استفاده مى شود كه آثار مادّى و بركات

معنوىِ استغفار براى كسى است كه زیاد و پى درپى، شب و روز، در هر حال و همه جا، از خدا عذرخواهى

كرده و آمرزش طلبد.

   رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) در سخن پربارى مى فرمایند:

أَكْثَرُوا مِنَ الإِسْتِغْفارِ ، فى بُیوتِكُمْ وَ فى مَجالِسِكُمْ وَ عَلى مَوائِدِكُمْ وَ فى أَسْواقِكُمْ وَ فى طُرُقِكُمْ وَ أَیْنَما كُنْتُمْ فَاِنَّكُمْ

لاتَدْرُونَ مَتى تَنْزِلُ الْمَغْفِرَةُ .(1)

زیاد استغفار كنید ، در خانه ها و مجالستان ، سر سفره ها و در بازارهایتان ، و در مسیر رفت و آمدهایتان

 و هر جا كه بودید ( استغفار نمایید ) . چرا كه شما نمى دانید آمرزش خداوند چه زمانى نازل مى شود .

   1 ـ مستدرك الوسائل ، ج 5 ، ص 319 .

   در بیان گوهر افشان و حكمت بار دیگرى خطاب به زن هاى مسلمان مى فرمایند:

یا مَعاشرَِ النِّساءِ تَصَدَّقْنَ وَ أَكْثِرنَ الإِسْتِغْفارَ ، فَاِنّى رَأَیْتُكُنَّ أَكْثَرَ أَهْلِ النّارِ .(1)

اى بانوان صدقه دهید و زیاد استغفار كنید كه من بیشترِ اهل آتش را از شما زنان دیدم .

   علاوه بر این ، در روایات ، فضایل خاصّى براى این ذكر شریف وارد شده است كه خود عامل مهمّى براى

زیاد گفتن استغفار است ، ما نمونه هایى از آن را زینت بخش این فصل كتاب قرار مى دهیم.

   پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله وسلم) در سخن زیبایى استغفار را برترین دعا شمرده اند:

ما مِنَ الدُّعاءِ شَىْءٌ أَفْضَلُ مِنَ الإِسْتِغْفار .(2)

هیچ دعایى برتر و با فضیلت تر از استغفار نیست .

   امیرالمؤمنین (علیه السلام) اضافه بر این ، از آن به عنوان پربركت ترین دعا در دنیا و آخرت ، یاد فرموده اند:

أَىُّ دُعاء أَفْضَلُ مِنَ الإِسْتِغْفار وَ أَعْظَمُ بَرَكَةً مِنْهُ فِى الدُّنْیا وَالآخِرَةِ .(3)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

   1 ـ مستدرك الوسائل ، ج 14 ، ص 309 .

   2 ـ مستدرك الوسائل ، ج 5 ، ص 318 .

   3 ـ مستدرك الوسائل ، ج 6 ، ص 188 .

 چه دعایى از استغفار ، با فضیلت تر ، و بركت آن در دنیا و آخرت از طلب آمرزش ، بزرگتر و بیشتر است .

   در سخن زیباى دیگرى آن حضرت ، اجر و پاداش این ذكر مبارك را بزرگترین پاداش دانسته و از آن به عنوان سریع ترین عامل براى دست یافتن به ثواب خداوند یاد نموده اند:

الإِسْتِغْفارُ أَعْظَمُ أَجْراً وَ أَسْرَعُ مَثُوبَةً .(1)

استغفار بزرگترین اجر و پاداش و سریع ترین مزد و ثواب را دارد .

   رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) در گفتار حكیمانه اى آن را سلاح گنهكار، براى دفاع از خویشتن در برابر دشمن ( گناه و عقوبتش ) شمرده اند :

سِلاحُ الْمُذِنْبِ ، اَلإِسْتِغْفارُ .(2)

اسلحه گنهكار ، طلب آمرش از خداوند است .

   همچنین آن حضرت استغفار را وسیله خوبى براى شستوشوى گناهان دانسته اند:

نَعْمَ الْوَسیلَةُ ، اَلإِسْتِغْفارُ .(3)

( براى از بین بردن آثار شوم گناه ) استغفار خوب وسیله اى است.

   در سخن پر بار دیگرى ، آن پیامبر رحمت از گناهان به عنوان درد و

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

   1 و 2 ـ مستدرك الوسائل ، ج 12 ، ص 122 .

   3 ـ مستدرك الوسائل ، ج 12 ، ص 124 .

 مرض یاد كرده و دواى آن را استغفار معرفى كرده اند :

اَلذُّنُوبُ داءٌ وَالدَّواءُ الإِسْتِغْفارُ وَالشَّفاءُ أَنْ لاتَعُودَ .(1)

گناهان درد و مرض هستند و دواى آن استغفار است ، و شفا یافتن از آن به این است كه دیگر به سوى آن ها برنگردى .

   باز پیامبر گرامى (صلى الله علیه وآله وسلم) در دو كلام نورانى، استغفار را بهترین عبادت و دعا معرفى كرده و فرموده اند:

خَیْرُ العِبادَةِ الإِسْتِغْفارُ .(2)

استغفار بهترین عبادت است .

خَیْرُ الدُّعاءِ الإِسْتِغْفارُ .(3)

بهترین دعا ، طلب آمرزش از خداوند است .

   افزون بر این ، در بعضى از روایات كه در زمینه آثار و بركات استغفار رسیده است ، به صراحت و روشنى اثرهاى یاد شده ، براى زیاد استغفار كردن ذكر گردیده است.

   به نمونه هایى از آن ها توجّه كنید:

   * امام صادق (علیه السلام) حدیثى را از امیرالمؤمنین (علیه السلام) روایت مى كنند كه آن حضرت فرمودند:

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

   1 ـ مستدرك الوسائل ، ج 12 ، ص 129 .

   2 ـ كافى ، ج 2 ، ص 567 .

   3 ـ كافى ، ج 2 ، ص 504 ; وسائل الشّیعه ، ج 7 ، ص 176 ; بحارالأنوار ، ج 90 ، ص 190 .

عَلَیْكُمْ فى شَهْرِ رَمَضانِ بِكَثْرَةِ الإِسْتِغْفارِ وَالدُّعاءِ ، فَأَمَّا الدُّعْاءُ فَیَدْفَعُ بِهِ عَنْكُمْ البَلاءَ وَ أَمَّا الإِسْتِغْفارُ فَیَمْحى ذُنُوبَكُمْ .(1)

بر شما باد كه در ماه رمضان زیاد استغفار و دعا كنید ، كه دعاى زیاد ، بلا و گرفتارى را از شما دور مى سازد ; و استغفار زیاد، گناهان شما را نابود مى كند.

   * نضر بن كثیر گوید: بر امام صادق (علیه السلام) وارد شدم در حالى كه سفیان ثورى هم همراه من بود . امام صادق (علیه السلام) سفارش هایى كردند ، از جمله فرمودند:

إِذَا اسْتَبْطَأْتَ الرِّزْقَ فَأَكْثِرْ مِنَ الإِسْتِغْفارِ .(2)

هرگاه روزیت به كُندى آید و به سختى به تو رسد ، زیاد استغفار كن .

   * رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) در كلامى نورانى ، فرمودند:

مَنْ أَكْثَرَ الإِسْتِغْفارَ جَعَلَ اللهُ لَهُ مِنْ كُلِّ هَمّ فَرَجاً وَ مِنْ كُلِّ ضیق مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لایَحْتَسِبُ .(3)

هر كس زیاد استغفار كند، خداوند نسبت به هر غصّه و اندوهى ، گشایشى برایش قرار دهد و از هر تنگنایى راه خروجى پیش پایش

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

   1 ـ وسائل الشّیعه ، ج 10 ، ص 309 ; من لایحضر الفقیه ، ج 2 ، ص 608 .

   2 ـ بحارالأنوار ، ج 66 ، ص 407 .

   3 ـ بحارالأنوار ، ج 90 ، ص 281 .

گذارد و از جایى كه گمان ندارد او را روزى دهد .

   از مجموع سخن در این بخش نتیجه مى گیریم :

   همانگونه كه در گفتار قبل عنوان گردید ، در پاره اى آیات و روایات ، آثار و بركات عظیمه اى براى ذكر استغفار بیان شده كه هضم آن براى همگان آسان نیست ; و این خود باعث تشكیك در اصل مطلب مى شود كه چگونه ممكن است ، كسى عمرى گناه كند و سپس با درخواست بخشش از پروردگار خویش ، آمرزش خداوند شامل حالش شود و یا با گفتن یك استغفار به چنین آثار و بركاتى دست یابد ؟!

   پاسخ این سؤال ، به صورت پراكنده در مكتب وحى و سخنان اهل بیت (علیهم السلام) آمده است ، چكیده اش این است :

   اولاً : همانگونه كه در فصل هاى گذشته یادآور شدیم ، استغفار ، تنها لغلغه زبان نیست ،بلكه حقیقت آن ، ندامت قلبى گوینده و پشیمانى باطنى او از گذشته و تصمیم جدّیش به ترك گناه و رو آوردنش به سوى خدا و احكام نورانى اسلام است .

ثانیاً : قوام توبه و استغفار به اینست كه اگر واجباتى از او فوت شده ، آن ها را جبران سازد ، به این صورت كه قضایش را بجا آورده ، كفّاره اش را بپردازد و یا به گونه دیگر آن را تدارك كند.

ثالثاً : اگر گناه او حق الناس است ، آن را پرداخته و یا صاحب حق را راضى كند ، بگونه اى كه هنگام گفتن استغفار هیچ حقى از مردم به عهده او نباشد.

   رابعاً : گناهى كه از آن توبه كرده و برایش استغفار مى كند گناهى باشد كه قابل گذشت و بخشش باشد ، نه آن كه توبه در مورد آن مفهومى نداشته و

قابل گذشت و آمرزش نباشد . مثل اینكه ، آئین جدیدى پدید آورده و یا بدعتى در دین خدا گذارده و بدین واسطه جمعى را گمراه و از آغوش دین خدا جدا ساخته باشد. زیرا كسانى كه بر دین اختراعى او باقى مانده ، بدعتهاى او را پذیرفته ، بدان عمل كرده و بر آن عقیده مرده اند ، قابل بازگشت نیستند.

   بى شك ، چنین گناهى توبه اى ندارد ، مگر آن كه تمام كسانى را كه گمراه ساخته ، به صراط مستقیم باز گرداند ; و این كار نیز براى او امكان پذیر نیست.

   آخرین سخن در پاسخ به سؤال مذكور ، كه از روایات گذشته استفاده مى شود این است:

   آمرزش خداوند و سایر بركات استغفار براى كسى است كه علاوه بر شرایط یاد شده ، زیاد و پى در پى استغفار گوید نه آنكه عمرى گناه كند و سپس با گفتن یك استغفار همه گناهانش آمرزیده شود! همچنانكه اگر پى در پى استغفار كند ، ولى تصمیم جدّى بر ترك گناه نگیرد و گذشته تاریك خویش را جبران نكند ، از استغفار خویش سودى نمى برد!

   پس زیاد استغفار كردن ، مصمم بر ترك گناه بودن و گذشته خویش را جبران كردن از مهمترین شرایط پذیرش توبه و مهمترین عامل پدیدآورنده آثار و بركات استغفار ، مخصوصاً آمرزش خداوند است.

   از سوى دیگر ، گاهى سؤال مى شود زیاد گفتن استغفار به چه شكل صورت مى پذیرد و بر چه گفتنى اطلاق مى گردد؟

   پاسخ این سؤال نیز در سخنان نورانى اهل بیت (علیهم السلام) به صورت اجمال آمده است . خلاصه جواب این است :

   زیاد گفتن استغفار به این است كه هر كسى در روز صد مرتبه و در شب

هفتاد بار استغفار گوید . علاوه بر این ، به مقدارى كه وقت و توان دارد ، استغفارهاى وارده را تلاوت كرده ، بخصوص در اوقات نماز و ساعات استجابت دعا از خدا آمرزش بخواهد . در این صورت ، بى تردید گناهش بخشیده شده و آثار و بركات آمرزش خواهى را خواهد دید .

   بنابراین ، با وجود این همه مدارك محكم و روشن ، نباید از رحمت و مغفرت خداوند مأیوس بود و از توبه و استغفار دست شست . همچنانكه ، نباید به یاوه سرایى عده اى گوش فرا داد ، كه سر و كار چندانى با دین ندارند و از تحقیق در آیات و روایات ـ معتبرترین مداركِ مفاهیم دینى ـ بویى نبرده و تنها با خطور اشكالى به ذهن خویش ، تیشه به ریشه مقدسات مذهبى زده و دوستان امیرالمؤمنین (علیه السلام) را از بازگشت به سوى خدا و امام زمان (علیه السلام) باز داشته و از آمرزش خداوند مأیوس مى سازند.

اثر نوشتن استغفار روى انگشتر

   محبوبیّت استغفار ، پیش خداوند به حدّى است كه نوشتن جمله « أَسْتَغْفِرُاللّهَ » به ضمیمه دو ذكر دیگر ، روى نگین انگشتر ، و همراه داشتن آن ، نیز داراى آثار و بركاتى است. تا چه رسد به این كه این ذكر
ورد شب و روز انسان باشد! از جمله آثارى كه براى نوشتن این جمله روى نگین انگشتر ذكر گردیده است ، رهایى از فقر و تنگ دستى است.

   محمد بن ابى عمیر ، در حدیثى از امام صادق (علیه السلام)روایت مى كند:

مَنْ كَتَبَ عَلى خاتَمِهِ « ما شاءَ اللهُ لا قُوَّةَ إِلاّ بِالله أَسْتَغْفِرُاللهَ »

أَمِنَ مِنَ الْفَقْرِ الْمُدْقِعِ .(1)

هر كس روى انگشترش این عبارت را بنویسد:

« آنچه خدا بخواهد ( همان مى شود ) ، هیچ نیروى نیست مگر به كمك خداوند ، از خدا طلب آمرزش مى كنم » .

از فقرى كه او را خوار و سر افكنده سازد ، در امان مى ماند .

   گفتنى است : ظاهر حدیث این است كه براى دست یافتن به اثر یاد شده ، باید متن عربى اذكار نوشته شود.

   اثر دیگر نوشتن این اذكار روى انگشتر عقیق ، اینست :

   اگر كسى تربت قبر مطهر امام حسین (علیه السلام) را با آدابى كه امام باقر (علیه السلام)براى جابر ذكر مى كنند، بردارد و سپس آن را با انگشتر عقیقى كه ذكر شریف « ما شاءَ اللهُ لا قُوَّةَ إِلاّ بِالله أَسْتَغْفِرُاللهَ » ، روى آن نوشته شده است ، مهر كند ; چنین تربتى باعث شفاى هر مرضى خواهد بود.(2)

سیّد الاستغفار

   پیامبر و اهل بیت پاكش (علیهم السلام) با بیانات وحى گونه خویش راه عذرخواهى از خدا را به شیعیان آموخته اند و در فرصت هاى مختلف ، نسخه هاى گوناگونى از استغفار را به آنان یاد داده اند كه هر یك در جاى خود

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

   1 ـ وسائل الشّیعه ، ج 5 ، ص 102 .

   2 ـ بحارالأنوار ، ج 98 ، ص 138 ، ح 83 . در این حدیث امام باقر (علیه السلام) آداب برداشتن تربت قبر امام حسین (علیه السلام) را براى جابر بن یزید جعفى بیان مى كنند كه شایسته دقت و تأمّل است.

 داراى آثار و بركات خاصّى است . در میان نسخه هاى استغفار به بعضى
از آن ها با عناوین برگزیده اى اشاره شده است كه داراى مزیّت و شرافت بیشترى است ، و البتّه سرّ آن براى ما فاش نشده است و تنها با رمز و
اشاره بیان گردیده است. بسیار به جاست كه راهیان كوى دوست ، با دقّت
و تأمل بیشتر ، نكات آن را دریابند و از فیوضات و بركاتش بهره مند
گردند.

   یكى از رموز یاد شده ، عنوان سیّد الاستغفار است كه پیامبر گرامى (صلى الله علیه وآله وسلم) ، در سخن زیبایى بدان اشاره مى كنند .

   جابر بن عبدالله انصارى گوید: رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) فرمودند:

تَعَلَّمُوا سَیِّدَ الإِسْتِغْفارِ .

آقاى استغفار را بیاموزید ( و آن را تلاوت كنید ) .

   سپس این عبارت را بیان فرمودند:

اَللّهُمَّ أَنْتَ رَبّى لا إِلـهَ إِلاّ أَنْتَ خَلَقْتَنى وَ أَنَا عَبْدُكَ وَ عَلى عَهْدِكَ وَ أَبْوءُ بِنِعْمَتِكَ عَلَىَّ وَ أَبُوءُ لَكَ بِذَنْبى فَاغْفِرْ لى إِنَّهُ لایَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاّ أَنْتَ .(1)

خدایا تو پروردگار منى ، هیچ معبودى جز تو نیست ، تو مرا آفریده اى و من بنده توام و بر عهد و پیمان باقى ام ، به كمك نعمتى كه به من دادى زندگى مى كنم و به گناه خویش اقرار دارم، ( خدایا ) مرا ببخش كه جز تو كسى گناهان را نمى بخشد .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

   1 ـ مستدرك الوسائل ، ج 5 ، ص 317 .

 نماز استغفار

   یكى از دستوراتى كه در كلمات نورانى پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام) ، براى رهایى از مشكلات و نجات از سختى ها ، بدان سفارش شده است ، خواندن نماز استغفار است كه داراى آثار و بركات فراوانى است و كیفیّت آن بدین صورت است :

   دو ركعت ، و در هر ركعت بعد از حمد سوره قدر خوانده مى شود و پس از آن پانزده مرتبه استغفار گفته مى شود، و سپس به ركوع رفته و بعد از ذكر ركوع ده مرتبه استغفار و پس از برخاستن از ركوع و قبل از رفتن به سجده همین ذكر ده مرتبه، و پس از ذكر سجده ده مرتبه ، و بعد از برخاستن از سجده اول ده مرتبه ، و در سجده دوّم بعد از ذكر سجده باز ده مرتبه ، و پس از برخاستن از سجده دوم نیز ده مرتبه استغفار گفته مى شود. ركعت دوم نیز به همین صورت به جا آورده مى شود.

   این نماز شبیه نماز جعفر طیّار است با این تفاوت كه دو ركعت است و در هر ركعت بعد از حمد سوره قدر تلاوت مى شود و به جاى تسبیحات
اربعه ، در هر جا به تعداد خاصّى كه ذكر گردید، استغفار گفته مى شود .

   پیغمبر اكرم (صلى الله علیه وآله وسلم) در فضیلت این نماز مى فرمایند:

إِذا رَأَیْتَ فى مَعاشِكَ ضیقاً وَ فى أَمْرِكَ إِلْتِیاثاً فَأَنْزِلْ حاجَتَكَ بِاللهِ تَعالى وَ جَلَّ ، وَلاتَدَعْ صَلاةَ الإِسْتِغْفارِ .

هر زمان در روزى خود تنگى و سختى دیدى و در كار خویش

پراكندگى و از هم پاشیدگى مشاهده كردى، كه كار را بر تو مشتبه ساخت ; حاجتت را با خدا در میان گذار و نماز استغفار را رها مكن.

   سپس نماز را به همان صورت كه كه گذشت توضیح دادند و فرمودند:

( اگر این نماز را بخوانى ) خداوند كار تو را اصلاح مى كند انشاءالله.(1)

   گفتنى است : براى استغفار در این نماز ، صورت خاصّى ذكر نشده است . بنابراین هر یك از نسخه هاى استغفار را كه در بخش آخر این كتاب آمده است ، به عنوان ذكر نماز استغفار مى توان گفت ، هر چند مختصر باشد .

زمان استغفار

   سؤالى كه به ذهن بعضى ممكن است خطور كند این است :

   پس از انجام گناه ، فرصت استغفار و عذرخواهى از خداوند ، تا چه زمانى براى انسان باقیست؟

   باید بگوییم: توبه و بازگشت به سوى خداوند واجب است و وجوب آن فوریست . به این معنى كه شخص گنهكار بلافاصله باید از كردار زشت خویش استغفار كند و از گناهانش دست بكشد و تصمیم جدّى بر ترك آن بگیرد . ولى این هرگز به معناى محدودیت زمانى براى استغفار نیست ، از مداركى استفاده مى شود : كسى كه گناه كند و مدّت زمانى بر آن بگذرد و از توبه كردن غافل شود ، هر زمان كه از گناه خود پشیمان شود و تصمیم بر

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

   1 ـ مستدرك الوسائل ، ج 6 ، ص 306 .

 ترك گناه بگیرد و دیگر به سوى آن برنگردد و سپس استغفار كند ، خداى مهربان او را مى بخشد و از سر تقصیرش در مى گذرد.(1)

   از سوى دیگر از بعضى روایات استفاده مى شود: از زمانى كه انسان گناه مى كند ، تا هفت ساعت بیشتر براى استغفار و عذرخواهى از خداوند مهلت ندارد و چنانچه استغفار نكند ، گناه در نامه عملش ثبت مى شود.(2)

   جمع بین این دو دسته روایات ، به این است :

   مهلت هفت ساعت براى این است كه گناه در نامه عمل انسان ثبت نگردد . یعنى اگر قبل از هفت ساعت استغفار و توبه كند اصلاً گناهى در نامه عمل او نوشته نمى شود. ولى چنانچه توبه و عذرخواهى نكند ، گناه نوشته مى شود و اگر بعد از هفت ساعت توبه كند و اصرار در طلب آمرزش از خدا نماید امید مى رود كه آنچه برایش نوشته شده است از نامه عملش پاك گردد. امام صادق (علیه السلام) در حدیثى مى فرمایند:

مؤمن بعد از گذشت بیست سال به یاد گناهش افتاده و از آن استغفار مى كند و خدا او را مى بخشد . در حالى كه كافر همان ساعتى كه گناه مى كند ، گناه خویش را از یاد مى برد.(3)

   از همین روست كه امیرالمؤمنین (علیه السلام) ، از استغفار به عنوان وسیله اى براى پاك كردن نامه عمل یاد مى كنند :

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

   1 ـ وسائل الشّیعه ، ج 16 ، ص 71 ، باب 86 .

   2 ـ كافى ، ج 2 ، ص 434 ; وسائل الشّیعه ، ج 16 ، ص 64 .

   3 ـ كافى ، ج 2 .<

نوشته شده توسط علی رضا ولی نژاد در یکشنبه 11 دی 1384 و ساعت 09:01 ق.ظ

ویرایش شده در - و ساعت - | موضوع مطلب : نكته ها و رموز استغفار ,

لینك ثابت | نظرات ()

قمر در عقرب