تبلیغات
احادیث وروایات ودعا - شعر
چهارشنبه 7 دی 1384

شعر

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :شعر ،

سحر است وبازامشب نرود به چشم خوابی

چه شود  اگر که شاهی  به گدا  دهد جوابی

چو گیاه  بر در تو همه  شب  نشسته   بودم

که مگر گشاید این در ،  به من غمین بتابی

آنکه ازدرت گسسته به فسون چه شوم می خواند

 سر  آن  ندارد  امشب  که  برآید  آفتابی 

بگشا  دری  ز دولت ، به  من حزین  و تنها

که تو بحر لامکانی  من خسته  چون حبابی

 ز دودیده خون فشانم زغمت شب جدایی

                         به  رخم   نمانده  آبی  ،  به  دلم  نمانده  تابی

بگشا   ره   سلامت ،  به  عنایت  و  هدایت

مپسند  که  باز مانم   همه عمر  در  سرابی

تو که جام من شکستی  به دلم  چنین  نشستی

چه شود  اگر بریزی   به  سبوی من شرابی

تو به خاک چون بتابی گل وسرو ولاله خیزد

به چه  چیز ماند  این دل  به عمارت خرابی

دل من خراب تر شو تن من  تو خاک تر شو

گرت آرزوی  گنج است  به خرابه ها  بیابی

چه بگویم  که بیانش  ز توان من برون است

ره خواب من چو بستی بمبند راه مستی

                       سحر است  و باز امشب  نرود  به چشم خوابی 


Can you grow taller with exercise?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 02:54 ب.ظ
When someone writes an piece of writing he/she keeps the thought of a user in his/her brain that how a user can know it.
So that's why this paragraph is perfect. Thanks!
stella1tate52.jimdo.com
شنبه 24 تیر 1396 06:35 ب.ظ
Great information. Lucky me I recently found your blog by chance (stumbleupon).
I have saved it for later!
Velma
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:26 ب.ظ
Very soon this website will be famous amid all blogging users, due to it's nice articles
طلا بانو...
پنجشنبه 8 دی 1384 06:12 ق.ظ
شعر زیبای رو به نگارش اوردی موفق و موئید باشید
در ضمن این بار از کتاب مقدس نوشتم اگر مایل بودید در این بحث زیبا شرکت کنید
موفق باشید
طلا بانو
پنجشنبه 8 دی 1384 06:12 ق.ظ

با سلام به تو دوست عزیزم

آمدم به تو دوست محترمم بگویم که خداوند زمان را کوتاه کرده و به خواست او من اپ دیت کردم

تا بار دیگر شاهد مقدم مبارک تو عزیزم در وب طلا بانو (بهونه قشنگم) باشم

از همین جا من قدر دانی میکنم از تو نازنینم که همیشه با نظرات زیبا و پر فروغت باعث

این شدی که من امشب همچون شبهای گذشته بیام و بگم نازنینم بیا که من چشم در راهم

. قربانت طلا بانو
روح الله
پنجشنبه 8 دی 1384 01:12 ق.ظ
سلام علی جان
گر چه شما به ما سر نمیزنی
ولی دوست دارم با قدمهای سبزت هیئت ما را نورانیتر کنی
راستی قالب عوض کردم ببین لطفا
پیام
پنجشنبه 8 دی 1384 12:12 ب.ظ
سلام من تبادل لینک کرم حلالاتو لینکمو بزار بای
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر