تبلیغات
احادیث وروایات ودعا - متافیزیك، خودشناسی و خداشناسی


******************************************************************

متافیزیك، خودشناسی و خداشناسی

 

معرفت از جمله مراحل تكامل انسان امتافیزیك، خودشناسی و خداشناسیست كه در افراد مؤمن پس از تعبد فراوان و مزین شدن به زیور زهد حاصل می‌گردد. معرفت(شناخت) روشنایی دل و نشان فضیلت و ایمان است. آنان كه شناخت ندارند، دلهاشان تاریك و از نور ایمان تهی می‌باشد. پیامبر گرامی اسلام حضرت ختمی مرتبت(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) می‌فرمایند:«شناخت، سرمایه من است و خرد، ریشة دینِ من و عشق، اثاث من و شوق، مركب من و یاد خدای عزوجل، همدم من». پس برای هر فرد سالك طریق دوست، واجب است كه معارف لازم را از اهل آن بیاموزد.

 مهم‌ترین اركان معارف شامل شناخت خود، خدا، رسول الله، دنیا، آخرت، مرگ و شیطان است. شناخت زمانی حاصل شده كه اثرات آن آشكار گردد، مولای عارفان و دریای معرفت الهی حضرت علی(علیه‌السلام) می‌فرمایند:«هركه خدا را شناخت تنها شد. هر كه خود را شناخت مجرد شد، هر كه دنیا را شناخت از آن دل كَند، هر كه مردم را شناخت تنهایی گزید.»

فردی كه جمیع معارف لازم را كسب كند، عارف گفته می‌شود(كه این توفیق نصیب همه كس نمی‌گردد).

 در كتاب ارزشمند“تفسیر ادبی و عرفانی قرآن مجید” از قول عرفا نقل شده است:«حیات معرفت عبارت است، از خلق عزلت گرفتن، با حق خلوت كردن، زبان به ذكر گشودن، دل در فكر داشتن،گهی از نظر جلال و عزت در هیبت بودن، گهی بر امید نظر لطف بر سر مراقبت رفتن، پیوسته جان بر تابه عشق كباب كردن، پروانه‌وار همی سوختن و در شب تاریك چون والان به فغان آمدن، بر امید آنكه تا سحرگاه صبح امید بردمد؛ و او تعهد بیماران كند و گوید: ای فرشتگان شما گِرد دل ایشان طواف كنید تا من مرهم بر جراحات نهم.»(والله علیم حكیم)

   خودشناسی: خودشناسی غایت و نهایت شناخت‌هاست كه به شناخت خداوند حكیم منتهی می‌شود(انشاالله). در كلام معصومین آمده است كه خودشناسی نافع‌ترین معارف است و یا آمده است كه هر كس خود را بشناسد، خدای متعال را خواهد شناخت. لذا خودشناسی برترین حكمت‌ها و سودمندترین شناخت‌هاست.(نادان‌ترین مردم آنهایی‌اند كه خود را نمی‌شناسند.)

انسان از سه بخش جسم، روان و روح تشكیل شده است. روح هستة مركزی وجود انسان و جوهرة اصلی اوست و از حضرت حق منشاء گرفته است(و نفخت فیه من روحی) و به سوی او نیز باز خواهد گشت(انا لله‌ و انا الیه راجعون).جسم ابزار و وسیله‌ای است كه در مدت كوتاه زیستن در عالم فیزیكی در اختیار می‌باشد و امانتی بیش نیست. روان نیز بخش حد واسط جسم و روح است، ماهیت جسم و روح بسیار متفاوت می‌باشد؛ جسم زمینی و روح آسمانی و تفاوت آنها به معنای واقعی از زمین تا آسمان است، لذا با این همه تفاوت براحتی نمی‌توانند كنار هم قرار گیرند، مگر آنكه چیز سومی بعنوان حد واسط بین آنها قرار گیرد كه همان روان می‌باشد. برخی اعتقاد دارند روان حاصل روابط و تأثیرات متقابل جسم و روح می‌باشد.(الله اعلم)

گمـان می‌رود آن خودشناسی كه منتهی به خداشناسی می‌شود، همـان شنـاخت روح باشد. روح دارای صفات و ویژگی‌هایی است كه شناخـت آن به شناخت خالق یكتا كمك می‌كند، چرا كه شناخت كامل حضرت حق امری محال است. شاید بهترین نتیجه حاصل از تعمق و تفحص در مقولة خداشناسی آن باشد كه بدانیم قدرت شنـاخت خداوند عظیم را نداریم پس بهتر آنكه خاضعانه عرض كنیم: مولای یا مولا انت العظیم و انا الحقیر، انت الكبیر و انا الصغیر و به یاد داشته باشیم كه«قل الروح من امر ربی و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا» و اما قطره‌ای از آن قلیل بدین شرح است: 

روح با حواس پنج‌گانه قابل احساس نمی‌باشد و نمی‌توان از طریق ابزار مادی با آن تماس برقرار كرد. برای مثال نمی‌توان روح را دید و یا لمس كرد، یا نمی‌توان از طریق تلفن و امثال آن با ارواح ارتباط برقرار نمود(حداقل تا امروز)، خداوند لطیفِ خبیر نیز قابل احساس با حواس پنج‌گانه نبوده و قابل تماس با ابزارهای مادی نمی‌باشد. روح در جسم یكتا بوده، جایگاه مشخص ندارد هر چند اثرات حضور آن در تمام قسمت‌های بدن مشهود است، خداوند احد و صمد نیز در جهان هستی یگانه بوده، در عین حال كه هیچ جای مشخصی ندارد و در همه جا حاضر است. روح قدرت تحریك جسم را دارد و آن را اداره می‌كند، قدرت تحریك و ادارة جهان نیز در اختیار حضرت حق می‌باشد(ان الله علی كل شیء قدیر). روح بر جسم آگاهی دارد ولی جسم از شناخت روح ناتوان است، خداوند علیم نیز بر جهان آگاهی كامل دارد ولی مخلوقات از شناخت او عاجزند(و الله واسع علیم). روح بر جسم احاطه كامل داشته، خداوند نیز بر جهان هستی احاطه و اشراف كامل دارد. روح پیش از پیدایش جسم وجود داشته، بعد از مرگ جسم نیز باقی خواهد ماند، خداوند كریم نیز ازلی و ابدی می‌باشد.

حضرت امام صادق(علیه‌السلام) ـ آن مؤسس اولین دانشگاه علوم الهی‌ ـ‌ می‌فـرمایند:«خودشنـاسی انسـان این است كه خویشتن را به چهـار طبـع و چهار ستون و چهـار ركن بشناسد، چهار طبعش خـون است و صفرا و بـاد وبلغم، ستون‌هایش خرد است كه از خرد، فهم و حافظه مایه می‌گیرد و اركانش نور است و آتش و روح و آب.»

  رخنه در اسرار متافیزیك(سیری در اندیشه‌های متافیزیك از دیدگاه اسلام)

تألیف :دكتر مطلّب برازنده
عضو هیأت علمی جهاددانشگاهی و مدیریت مدرسه
 متافیزیك

 

 



chocolate
دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 08:31 ب.ظ
Greetings from Ohio! I'm bored to tears at work so
I decided to check out your site on my iphone during lunch break.
I love the information you provide here and can't wait to take a look when I get home.
I'm surprised at how fast your blog loaded
on my cell phone .. I'm not even using WIFI, just 3G .. Anyways, great site!
foot complaints
شنبه 18 شهریور 1396 08:25 ب.ظ
Pretty! This was an incredibly wonderful post. Thank you for supplying this info.
How does Achilles tendonitis occur?
دوشنبه 16 مرداد 1396 11:46 ب.ظ
I delight in, result in I found exactly what I was
having a look for. You've ended my 4 day long hunt! God Bless you man. Have
a nice day. Bye
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 03:26 ب.ظ
Hi there! I could have sworn I've been to your blog before
but after going through many of the articles I realized it's new to me.
Anyways, I'm definitely happy I stumbled upon it and I'll be bookmarking it and checking back
regularly!
دلشکسته
سه شنبه 23 خرداد 1391 04:42 ب.ظ
عالی بود مرسی اطلاعات مفید بود استفاده کردم
روح الله
سه شنبه 6 دی 1384 12:12 ب.ظ
سلام علی جان
ممنون که به من سر زدی
بروی چشم
یا علی
پیام
سه شنبه 6 دی 1384 12:12 ب.ظ
سلام خیلی باحال بود میتونیم تبادل لینک کنیم بای
علی رضا
سه شنبه 6 دی 1384 12:12 ب.ظ

22:50
علی رضا ولی نژاد در جواب آقای روح الله
دوشنبه 5 دی 1384 10:12 ق.ظ
با سلام وخسته نباشید و موفقیت شما
خدمت دوست گلم عرض کنم بحث و مجادله شما با اشخاص دیگه ربطی به من نداره موفق باشید
علی رضا
روح الله
دوشنبه 5 دی 1384 10:12 ق.ظ
6-کتب مورد وثوق شیعه مشخص میباشد وهر منبعی معتبر نیست
7-آیا بهتر این نیست که با کسب معرفت بیشتر نسبت به اهل بیت دشمنان آنان را تائید نکنیم
8-در گفتگوئی که قبلا هم با یکدیگر داشتیم عرض کردم سند این تاریخ که شما میفرمائید در مورد عایشه صحیح نمیباشد
9-خطبه البیان حضرت علی این که شما میفرمائید نیست وآن بیت که حضرت از خود مدد میگیرد مجاز شعری میباشدلطفا به اصل خطبه مراجعه بفر مائید
باز هم از تو عذر خواهی میکنم
یا علی مدد


روح الله
دوشنبه 5 دی 1384 10:12 ق.ظ
4-روحانیت معظم وعلمای اعلام از ندانستن مردم سوئ استفاده نکرده اند بلکه به فکر اعتلای فرهنگ غنی شیعی میباشند
5-همیشه با اطلاعات دینی میشود بحث کرد ولا غیر
6-کتب مورد وثوق شیعه مشخص میباشد وهر منبعی معتبر نیست
7-آیا بهتر این نیست که با کسب معرفت بیشتر نسبت به اهل بیت دشمنان آنان را تائید نکنیم


علی رضا ولی نژاد... خطاب به آقای دوست
دوشنبه 5 دی 1384 10:12 ق.ظ
در جواب کامنت شخصی به نام دوست
عزیز دلم من درس آخوندی پیش استادم نمی خوانم فدای عقل کوچیکت برم موفق باشید به قول استاد عزیزم آقای حسن زاده آملی ملا شدن چه مشکل آدم شدن محال است واقعا من محال میبینم با این فکر بعضی ها آدم بشوند
روح الله
دوشنبه 5 دی 1384 10:12 ق.ظ
البته از قبل عذر خواهی مرا بپذیرید
1-یک وبلاگ نویس برای موفقیت خویش از حواشی باید دور باشد
2-توهین به اشخاص به هر نحوی صحیح نمیباشد
3-روانشناسان توهین را نشانه کمبود شخص توهین کننده میدانند
روح الله
دوشنبه 5 دی 1384 10:12 ق.ظ
هم اکنون به این نتیجه رسیدم که شما هم چشمان خود را بستید
من به عنوان یک برادر وکسی که افتخار نوکری امام حسین وسخنرانی در هیئت خودتان را دارم
شما را به همان مطالب گوشزد میکنم
روح الله
دوشنبه 5 دی 1384 10:12 ق.ظ
سلام به خدمت برادر عزیزم علی آقا
امیدوارم همیشه زیر سایه اهل بیت برای ترویج فرهنگ غنی تشیع تلاش کنی
چندی پیش که به وبلاگ خواهر گله طلا سر زدم ایشان را به نکاتی چند گوشزد کردم که خواهرم آنرا توهین تلقی کرده واز اینجانب ناراحت شدند
دوست
دوشنبه 5 دی 1384 10:12 ق.ظ
علی آقا از کی تا به حال شما شاگرد علامه شدید که ما خبر نداریم
مگه شما سنت چقدر است
دروغ بس است
مثل اینکه نمیدانی علامه بعد از بیماریشان دیگر تدریس ندارند
این قضیه هم مربوط به ۱۵ سال است که فکر میکنم شما مدرسه ابتدائی بودی
سیدعباس سیدمحمدی
دوشنبه 5 دی 1384 08:12 ق.ظ
اقوال و افعال علی، خود بهترین حجت است بر حجت خدا «بودن یا نبودن» او. قرآن، خود حجت است بر این که از جانب خدا هست یا نه. انجیلها هم خود توانایند که با ما حرف بزنند و منشأ خود را به ما خبر دهند. حال، من و شما و دیگران، مهمتر از این که بگوئیم شاگرد کی هستیم و چه مقام و مدرکی داریم، قول و فعل و اخلاقمان نشان می دهد که پیرو چه مکتبی هستیم و واقعاً در چنته چه داریم. ــ اجرت با خداوند متعال. بالله التوفیق. با احترام. سیدعباس سیدمحمدی. تهران.
سیدعباس سیدمحمدی
دوشنبه 5 دی 1384 08:12 ق.ظ
ایشان با عطوفت و محبت و انسانیتش به وبلاگهای مختلف (دینهای مختلف، و وبلاگهایی که موضوعش دین نیست) رفته، و افراد (از جمله این ناچیز) برای پاسخ به سلام و محبت ایشان به وبلاگ ایشان رجوع کرده اند. گفت و گوکننده های اکتیو در قسمت کامنت وبلاگ ایشان هم ظاهراً افراد مشخصی هستند. به هر حال امیدوارم طبق «الاعمال بالنیات»، اجری والا از خدای متعال نصیب آن بانوی گرامی شود. امیدوارم از من هم دلخور نباشد. ــ فرمودید شاگرد آقای حسن زاده ی آملی هستید. بسیار عالی است. ایشان جمله ای دارد: «معجزات قولی و فعلی سفرای الاهی قوی ترین حجت بر حجت بودن آنان است.»
سیدعباس سیدمحمدی
دوشنبه 5 دی 1384 08:12 ق.ظ
می ریزد. چه عرض کنم. ــ لطفاً پیشاپیش در مورد من قضاوت نکنید. اولاً من به «بهونه ی قشنگ»، که هنوز چیستی و هویتش نامشخص است، توهین نکردم. شاید تا الان اخلاق مرا دریافته باشید. ثانیاً چه شباهتی بین «بهونه ی قشنگ» و اجداد طاهرین سادات هست؟ ثالثاً اگر شما یا فردی دیگر، حتا به امامها توهین کنید، من واکنشم هرچه که باشد، به هر حال ان شاء الله «توهین» و «مقابله به مثل» نیست. ــ البته ممکن است سخنان شیعه ها و سنی ها و مسیحی ها و یهودیها و زرتشتیها بر هم اثر بگذارد، ولی امیدوارم اثرش «منفی» نباشد. خانم طلا بانو در مباحثاتی که در وبلاگش است، شاید اتفاقاً خودش کمترین نقش را دارد. شاید اگر ریشه یابی کنیم،
سیدعباس سیدمحمدی
دوشنبه 5 دی 1384 08:12 ق.ظ
چه در مورد طلا بانو، و چه در مورد هر فرد، چیز بد و توهین آمیزی باشد. هست؟ ــ اگر «احیاناً» از «حرف نسنجیده ی من به طلا بانو» (هرچند گیومه ی اخیر اشاره به چیزی دارد که «شما به من نسبت می دهید») بتوان مرا مستحق این دانست که «خوارج» یا «طرفدار عایشه» همی می بودم، طبق این شیوه ی مستحق دانستن افراد، استحقاق خود جناب عالی که الفاظی عجیب و دور از انتظار از فردی مسلمان و شیعه و نویسنده ی وبلاگی اسلامی و معرفتی را به من اهدا کردی، چیست؟ ببخشید. شجاعتت افزون کن. بدان و بگو که خوارجی و عایشه ای بودن که به من نسبت دادی، مطلقاً ناموجه بوده. این ناچیز، گاهی با شنیدن نام علی اشک
سیدعباس سیدمحمدی
دوشنبه 5 دی 1384 08:12 ق.ظ
سنی هستی؟» مگر توهین است؟ الان اگر کسی از من بپرسد مذهبت چیست، من باید به او پرخاش کنم؟ خُب من شیعه هستم. جواب هم می دهم که من شیعه هستم. خیلی راحت. در ضمن، نمی دانم این که نویسنده ی وبلاگ رئوس من «مطالبی را دوپهلو مطرح می کند» یعنی چه. راستش، ببخشید، با کمال ارج نهادن به عواطف و احساسات (و ان شاء الله تقوا و اخلاص) نویسنده ی وبلاگ رئوس، بنده به ایشان توصیه می کنم معلومات دینی اش را افزایش دهد، مثلاً از طریق گفت و گو با جناب عالی یا این که شما کتابها و مقالاتی از آقای حسن زاده ی آملی یا دیگران را در اختیار ایشان قرار دهید. گمان نکنم «افزایش معلومات دینی»، چه در مورد این ناچیز،
سیدعباس سیدمحمدی
دوشنبه 5 دی 1384 08:12 ق.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم. دوست محترم، آقای علیرضا والی نژاد. بعد از حمد و ثنای الاهی، و عرض سلام خدمت جناب عالی. ــ بنده در سی و سه سال عمرم، کلمه ای دروغ نگفته ام. به همین ترتیب، از قسم خوردن خوشم نمی آید. ولی چون بعد از اعلام تعجب من از این که خانم طلا بانو گفته بود بنده با نامی دیگر کامنت گذاشته ام، شما هم چنین نسبتی به من دادید، من قسم یاد کردم. اگر شما می دانستی که خدا پرست ≠ سیدمحمدی، چرا فرمایشاتتان را به من گفتید؟ بنده خودم سهمیه ام از شما اخذ کرده بودم! نیاز به اخذ سهمیه ی دیگران نبود! ــ قصد و نیت نویسنده ی وبلاگ رئوس هرچه که هست، این سؤال که «شما مسیحی هستی؟ شیعه هستی؟
رویا دادفر
یکشنبه 4 دی 1384 01:12 ق.ظ
سلام دوست عزیز من به عنوان خواننده همیشگی وبلاک خانم طلا بانو در قسمت نظرات کامنت شما رو در بحث
با اقای سید محمدی خوندم اعتراض به جای بود اما علی رضا اگه برای شما امکان داره دوست دارم از این خانم
طلا بانو و بهونه قشنگش بدونم چون خود من به شخصه چندین بار از ایشون درخواست کردم ولی جوابی ندادن
خواستم فقط به شما بگم که دوست دارم که مطلبی در مورد خانم طلا بانو و بهونه قشنگش مطلبی بنویسید متشکرم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر