یکشنبه 24 مهر 1384

لحظه های سبز بی خویشتن

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :عمومی ،


رمضان یعنی تبلور «وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی» در كالبد خاكی انسان!
یعنی حلاوت وصلی دوباره با روح پاك عاشقی و شیدایی؛ یعنی گستردن دل در لحظات سبز مناجات به روی احساسات لطیف....
رمضان یعنی گشودن سجاده بندگی در خراب آباد فراق و هجران و یافتن ندای ملكوتی «اُدْعُونِی اَسْتَجِبْ لَكُمْ» رمضان یعنی پس از دویدن در سراب ها و یافتن تباهی ها؛ رسیدن به حلقه مفقود شده از مدار مهربانی و یافتن انعكاس ندای مستجاب شدۀ ما به سوی ما!

 


الهی... یا اَسْمَع السامِعین... رمضان آمد و من دوباره با كوله باری از نیاز آمده ام كه جرعه ای از آغوش گرم مناجاتت را به دل نا آرامم بچشانی و تصویر شیرینی مقام وصال را به كام افكار و اعمالم نشان دهی... و من آمده ام تا مهمان لحظه های سبز بی خویشتن شوم تا از بلندای آسمان، این پنجرۀ هفت رنگ رؤیایی كه بارگاه همیشه گسترده ملائك است، بال بگشایم و پر بسایم به مدار عشقت تا دور دست تكامل و عرفان!
مرا دریاب یا سَتَّار َالعُیُوب تا پهن دشت پیكرم كه فرسوده از علف های هرز كوته بینی و كج نگری شده را با حضور سبز و روحانی ات بیامیزم!
قنوتم را ببین كه نیازم را به نمایش می گذارد در آسمان آبی عظمت تو و از برهوت كلمات نجاتم ده كه هیچ واژه ای گویای احساساتم نیست!
یا ربَّ النُور العَظیم ... در ماه آفتاب آفرینی مرا با نور خویش تجلی ده؛ در نور مهمان كن؛ با نور بیامیز؛ با نور متولد كن و با نور بمیران... یا نُورَ الْمُسْتَوْحِشینَ فِی الظُلَم...


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات