شنبه 14 مرداد 1385

   نوشته شده توسط: علی رضا ولی نژاد    نوع مطلب :احادیث و روایات ،

کرامات حسینیه

از جمله كرامتى است كه در (( كشف الغمه )) از امّ سلمه (( - رضى اللّه عنه - )) نقل شده است . (842) او مى گوید: شبى رسول خدا صلى اللّه علیه و اله از نزد ما رفت و غیبتش به درازا كشید و سپس برگشت در حالى كه ژولیده مو و غبار آلوده و مشتش بسته بود. گفتم : یا رسول اللّه چرا ژولیده مو غبار آلوده اید؟ فرمود: مرا در این فرصت به محلى از عراق به نام كربلا بردند و در آنجا محل شهادت پسرم حسین و جمعى از فرزندان و اهل بیتم را به من نشان دادند و من پیوسته خونهاى ایشان را جمع آورى مى كردم كه اینك در دست من است . و دست مباركش را برایم باز كرد و فرمود: اینها را بگیر و نگهدار، پس من گرفتم ، دیدم چیزى نظیر خاك قرمز بود، آ را داخل شیشه اى قرار دادم و سر آن را بستم و نگه داشتم وقتى كه امام حسین علیه السلام از مكه به قصد عراق بیرون شد، هر روز آن شیشه را بیرون مى آوردم و مى بوییدم و نگاه مى كردم و براى مصائب آن حضرت مى گریستم . چون روز دهم محرم فرا رسید یعنى روزى كه امام حسین علیه السلام كشته شد، طرف صبح آن روز شیشه را بیرون آوردم دیدم به حال خود است امّا آخر روز كه دوباره برگشتم دیدم خون تازه است . پس در خانه فریاد برآوردم و گریستم و خشمم را فرو خوردم تا مبادا دشمنان ایشان در مدینه بشنوند و زبان به شماتت بگشایند و آن وقت و آن روز را همچنان به خاطر نگه داشتم تا این كه خبر شهادت آن حضرت را آوردند و آنچه دیده بود معلوم شد كه راست بوده است .

سالم بن ابى حفصه روایت كرده ، مى گوید: عمر بن سعد حضرت حسین علیه السلام عرض كرد: مردمان نادانى در محیط ما هستند كه گمان مى برند من قاتل تو خواهم بود. امام حسین علیه السلام فرمود: آنها نادان نیستند بلكه افراد خردمند و عاقلى هستند. بدان كه من به چشم خود مى بینم كه تو پس از من جز اندكى از گندم عراق را نخواهى خورد.(843)

یوسف بن عبیده روایت كرده ، مى گوید: از محمّد بن سیرین شنیدم كه مى گفت : این شفق سرخ ، در آسمان دیده نمى شد مگر بعد از كشته شدن حسین علیه السلام .(844)

سعد اسكاف نقل كرده ، مى گوید: ابوجعفر محمّد بن على علیه السلام فرمود: ((قاتل یحیى بن زكریا و قاتل حسین بن على علیه السلام زنا زاده بودند، و آسمان سرخ نشد مگر براى این دو تن .))(845)

از سلمى انصارى نقل شده (846) كه مى گوید: خدمت امّ سلمه همسر پیامبر صلى اللّه علیه و اله رسیدم ، دیدم گریه مى كند. عرض كردم : چرا گریه مى كنید؟ فرمود: هم اكنون رسول خدا صلى اللّه علیه و اله را در خواب دیدم در حالى كه سر و صورتش خاك آلوده بود، عرض كردم : یا رسول اللّه شما را چه شده است ؟ فرمود: چند لحظه پیش شاهد كشته شدن حسین علیه السلام بودم .

از انس نقل شده كه مى گوید: سر مقدس امام حسین علیه السلام را نزد عبیداللّه بن زیاد آوردند. وى آن را میان طشتى نهاد و با چوب دستى به زدن آن پرداخت در حالى كه در تحسین آن چیزى مى گفت . انس مى گوید: گفتم : به خدا سوگند بیش از همه به رسول خدا صلى اللّه علیه و اله شباهت دارد، محاسنش با رنگ نیلى خضاب شده بود.(847)

در روایت ترمذى آمده است كه ابن زیاد با چوب دستى اش بر بینى آن حضرت مى زد. سپس وى از عمارة بن عمیره روایت كرده ، مى گوید: وقتى كه عبیداللّه بن زیاد را كشتند و سر او و یارانش را آوردند و در صحن مسجد چیدند، من رسیدم دیدم مردم مى گویند: آمد، آمد! ناگاه مارى را دیدم كه از میان سرها بیرون شد آمد تا وارد بینى عبیداللّه شد، مقدارى درنگ كرد سپس بیرون آمد و رفت تا ناپدید شد. پس از مدتى باز گفتند: آمد و این عمل را چند بار تكرار كرد.(848)

در این داستان پندى است براى اهل بینش و یكى از شگفتیهاى مربوط به این خانواده است

نوشته شده در جمعه ۰۶ مرداد ۱۳۸۵ و ساعت 12:49 توسط : سید روح الله نوربخش

هیئت دیوانگان حسین علیه السلام


رهگذر
سه شنبه 27 اردیبهشت 1390 01:13 ب.ظ
با سلام خدمت دوستان گرامی سئوال من این است چرا مردمی که امام حسین را دارند از این همه ظلم و رزائل به یکدیگر شرم ندارند و والله که به یکی از جوامع ایی در آمدیک بیشترین گناه در آن انجام می گیرد!..
از خدا خواهیم توفیق عمل در راه عبودیت حضرت دوست
MORTEZA
شنبه 15 اسفند 1388 09:08 ب.ظ
موضوعاتی راجب قمر درعقرب میخواهم
كیانا
یکشنبه 8 مهر 1386 12:09 ب.ظ
سلام- مطالبتون واقعاارزش خوندن دارن. دستتون دردنكنه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic