خواص اذکار
خواص اذکار
بر گرفته از کتاب <<جواهر المکنونه فی الاذکار>> هرکس آیة الکرسی را در وقت خواب بخواند از بلاها ایمن شود . هر که بعد از هرنمازی بخواند هیچ صاحب به او ضرری نمی رساند وهر کس یک مرتبه بخواند بلا ها از او دور شود و به سوی او باز نمی گردد . از امام رضا علیه السلام است که فرمودند:اگردر وقت خواب یک بار بخواند از فلج شدن ایمن گردد. از برای برطرف شدن غم واندوه نوزده بار هر روز بخواند . جهت درد سر هفت بار بخواند وبر خود بدمد زایل شود. واگر کسی هفت بار بخواند سالم به مقصد میرسد. واگر خواهی کسی را دوست خود گردانی هر روز تا سه روز چهل ویک بار بر نبات بخواند و بخورد آن کس دهد تا زنده است از تو جدا نگردد.
خواص اذکار
خواص اذکار
کاریابی
چنانچه شخص بیکار آیه زیر را بر کاغذ نوشته و بر بازو ببندد ، کار پیدا نماید و نیز برای قبول در ....... بر بازو ببندد.
قُل اِنَّ الفَضلَ بِیَدِاللهِ یُؤتیهِ مَن یَّشاءُ وَاللهُ واسِعٌ عَلیمٌ. یَختَصُّ برَحمَةِ مَن یَّشاءُ وَاللهُ ذُوالفَضلِ العَظیمِ.
(آل عمران آیات ۷۳و۷۴)
انسان و حیوان
انسان و حیوان
انسان ، خود نوعی حیوان است از این رو با دیگر جانداران مشتركات
بسیار دارد اما یك سلسله تفاوتها با هم جنسان خود دارد كه او را از
جانداران دیگر متمایز ساخته و به او مزیت و تعالی بخشیده و او را بی
رقیب ساخته است .
تفاوت عمده و اساسی انسان با دیگر جانداران كه ملاك " انسانیت " او
است و منشا چیزی به نام تمدن و فرهنگ انسانی گردیده است در دو ناحیه
است : بینشها و گرایشها .
جانداران عموما از این مزیت بهرهمندند كه خود را و جهان خارج را درك
میكنند و بدانها آگاهند و در پرتو آن آگاهیها و شناختها ، برای رسیدن به
خواستهها و مطلوبهای خود تلاش مینمایند .
انسان نیز مانند جانداران دیگر یك سلسله خواستهها و مطلوبها
دارد و در پرتو آگاهیها و شناختهای خویش برای رسیدن به آن خواستهها و
مطلوبها در تلاش است تفاوتش با سایر جانداران در شعاع و وسعت و
گستردگی آگاهیها و شناختها، و از نظر تعالی سطح خواستهها و مطلوبها است.
اینست آنچه به انسان مزیت و تعالی بخشیده و او را سایر جانداران جدا
ساخته است.
كتاب : انسان و ایمان
چاپ هشتم : 22 بهمن 1371
ناشر : انتشارات صدرا
لباس
لباس
لباس جناب شیخ بسیار ساده و تمیز بود، نوع لباسی كه او میپوشید نیمه روحانی بود، چیزی شبیه لباده روحانیون بر تن میكرد و عرقچین بر سر میگذاشت و عبا بردوش میگرفت.
نكته قابل توجه این بود كه او حتی در لباس پوشیدن هم قصد قربت داشت، تنها یك بار كه برای خوشایند دیگران عبا بر دوش گرفت، در عالم معنا او را مورد عتاب قرار دادند. جناب شیخ خود این داستان را چنین تعریف میكند:
»نفس اعجوبه است، شبی دیدم حجاب ( منظور حجاب نفس و تاریکی باطنی است ) دارم و طبق معمول نمیتوانم حضور پیدا كنم، ریشه یابی کردم با تقاضای عاجزانه متوجه شدم كه عصر روز گذشته كه یكی از اشراف تهران به دیدنم آمده بود، گفت: دوست دارم نماز مغرب و عشا را با شما به جماعت بخوانم، من برای خوشایند او هنگام نماز عبای خود را به دوش انداختم «
ماخذ : کتاب کیمیای محبت
چاپ پنجم / 1378 ه .ش
انتشارات دارالحدیث
مولف: محمد محمدی ری شهری
خواص آیات
هر کس در روز پنج شنبه سیصد مرتبه این دعا را بخواند:
بسم الله الّرحمن الّرحیم مَن کانَ یُریدُ العِزّةَ فلِلّهِ العِزّةُ جَمیعاً
(سوره فاطر آیه ۱۰)
نزد علماء و فضلاء عزیز شود. تحصیل علوم بر او آسان شود. خبرهای خوش بشنود که از آن خوشحال و خشنود شود.از مال دنیا غنی شود. بر دشمن پیروز شود و جمله مرادات یابد انشاءالله.
خانه
![]()
خانه خشتی و ساده شیخ كه از پدرش به ارث برده بود در خیابان مولوی كوچه سیاهها (شهید منتظری) قرارداشت. وی تا پایان عمر در همین خانه محقر زیست.
نكته جالب این است كه چندین سال بعد، جناب شیخ یكی از اتاقهای منزلش را به یك راننده تاكسی، به نام « مشهدی یدالله »، ماهیانه بیست تومان اجاره داد، تا این كه همسر راننده وضع حمل كرد و دختری به دنیا آورد، كه مرحوم شیخ نامش را « معصومه » گذاشت. هنگامی كه در گوش نوزاد اذان و اقامه گفت، یك دو تومانی پر قنداقش گذاشت و فرمود:
» آقا یدالله! حالا خرجت زیاد شده از این ماه به جای بیست تومان، هیجده تومان بدهید. «
یكی از فرزندان شیخ میگوید: من وقتی وضع زندگیم بهتر شد به پدرم گفتم: آقا جان من « چهار تومان » دارم و این خانه را كه خشتی است « شانزده تومان » میخرند، اجازه دهید در« شهباز » خانه ای نو بخریم. شیخ فرمود:
» هروقت خواستی بروبرای خودت بخر! برای من همین جا خوب است«
پس از ازدواج، دو اتاق طبقه بالای منزل را آماده كردیم و به پدرم گفتم: آقایان، افراد رده بالا به دیدن شما میآیند، دیدارهای خود را در این اتاقها قرار دهید، فرمود:
»نه! هر كه مرا میخواهد بیاید این اتاق، روی خرده كهنه ها بنشیند، من احتیاج ندارم. «
این اتاق، اتاق كوچكی بود كه فرش آن یك گلیم ساده و در آن یك میز كهنه خیاطی قرار داشت.
ماخذ : کتاب کیمیای محبت
چاپ پنجم / 1378 ه .ش
انتشارات دارالحدیث
مولف: محمد محمدی ری شهری
ولادت
![]()
عبد صالح خدا « رجبعلی نكوگویان » مشهور به « جناب شیخ » و « شیخ رجبعلی خیاط » در سال 1262 هجری شمسی، در شهر تهران دیده به جهان گشود. پدرش « مشهدی باقر » یك كارگر ساده بود. هنگامی كه رجبعلی دوازده ساله شد پدرش از دنیا رفت و رجبعلی را كه از خواهر و برادر تنی بی بهره بود، تنها گذاشت.
از دوران كودكی شیخ بیش از این اطلاعاتی در دست نیست. اما او خود، از قول مادرش نقل میكند كه:
» موقعی كه تو را در شكم داشتم شبی پدرت غذایی را به خانه آورد خواستم بخورم دیدم كه تو به جنب و جوش آمدی و با پا به شكمم میكوبی، احساس كردم كه از این غذا نباید بخورم، دست نگه داشتم و از پدرت پرسیدم پدرت گفت حقیقت این است كه این ها را بدون اجازه [از مغازه ای كه كار میكنم] آوردهام! من هم از آن غذا مصرف نكردم »
این حكایت نشان میدهد كه پدر شیخ ویژگی قابل ذكری نداشته است. از جناب شیخ نقل شده است كه:
» احسان و اطعام یك ولی خدا توسط پدرش موجب آن گردیده كه خداوند متعال او را از صلب این پدر خارج سازد. »
شیخ پنج پسر و چهار دختر داشت، كه یكی از دخترانش در كودكی از دنیا رفت.
ماخذ : کتاب کیمیای محبت
چاپ پنجم / 1378 ه .ش
انتشارات دارالحدیث
مولف: محمد محمدی ری شهری
خواص اذکار

بر گرفته از کتاب <<جواهر المکنونه فی الاذکار>>
از امیر المومنین علی علیه السلام مرویست که:
هر که خواهد دعا او مستجاب شود و فضیلت روز جمعه را دریابد پیش از ظهر چهار رکعت نماز گذارد و در هر رکعت فاتحه یکبار و آیة الکرسی وسوره توحید هر یک یازده بار بخواند و بعد از نماز هفتاد بار بگوید <<استغفر الله>> و پنجاه مرتبه بگوید <<لا حول ولاقوة الا بالله>> و پنجاه مرتبه بگوید <<لا اله الا الله وحده لا شریک له >> وپنجاه مرتبه بگوید <<صلی الله علی النبی الامی وآله >>
چون این عمل را بجا آورد بر نمی خیزد از جای خود مگر اینکه آمرزیده شود و ار آتش جهنم آزاد شود و دعایش مستجاب شودبه لطف خداوند بخشنده مهربان .به شرط آنکه آنچه خواهد خلاف شرع نباشد.
ومن الله توفیق.
رابطه عقل وگفتار
اذا تم العقل نقص الکلام .
ح/71
ترجمه :هنگامی که عقل انسان کامل گردد ، گفتارش کوتاه می شود .
شرح: انسان ، هر اندازه که عقل و شعورش بیشتر شود و به سوی کمال برود ، به همان نسبت ، کمتر حرف میزند و در عوض بیشتر فکر میکند . کسانیکه زیاد حرف میزنند و جلوی زبان خودرا نمی گیرند ، عقلشان کم و فکرشان کوتاه است . به همین دلیل ، هنگام سخن گفتن ، درباره آنچه می گویند ، فکر نمی کنند ، و هر چه به زبانشان آید ، بدون فکر و اندیشه ، بیان می کنند.
اما بر عکس ، افراد عاقل ، تا زمانی که موضوعی را خوب بررسی نکرده اند ، و درباره خوب وبد آن نیندیشیده اند ، سخنی بر زبان نمی آورند . به همین دلیل ، شخص عاقل ، کمتر حرف می زند ، چون مقداری ازوقت خود را ، به فکر کردن در باره گفتاری که می خواهد بر زبان آورد ، می گذراند .
حضرت علی علیه السلام ، در جمله دیگری میفرماید :((زبان عاقل ، در پشت عقل او قرار دارد )) .
یعنی : شخص عاقل ، عقل خود را پیش از زبانش بکار می اندازد . ودر هر کاری ، اول فکرمیکند ، عقل و شعور خود را به کار می گیرد ، و هنگامی که به درستی سخن خود مطمئن شد ، زبان به گفتار می گشاید . در حالیکه شخص نادان ، پیش از آنکه فکر خود را بکار بیاندازد ، شروع به حرف زدن می کند ، و چه بسا که با سخنان بی معنی وحساب نشده اش ، هم خود وهم دیگران را به زحمت و ناراحتی دچار می سازد .
ومن الله توفیق
تبلیغات