یادی از مرحوم شیخ رجبعلی خیاط(نکوکویان) (4)
ذکری از شیخ حسنعلی اصفهانی ( نخودکی ) (3)
شما می توانید با وارد كردن ایمیل خود در این قسمت از به روز شدن این وبلاگ با خبر شوید .
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :
كل نظرات :
ایجاد صفحه : - ثانیه

حدیث |
ـ هركه بسیار به یاد خدا باشد، خردش روشنی گیرد. ـ هركه به یاد خدا باشد، بینش و بصیرت یابد. ـ مداومت بر یاد خدا دلو اندیشه را روشنمیكند. ـ یاد خدا خرد را آرامش میدهد، دل را روشن میكند و رحمت(خدا) را فرود میآورد. میزان الحكمه، ص1849،ح6402تا6413 امام صادق(علیهالسلام): ذكر زبان، حمد و ثنا، ذكر نفس، سخت كوشیو تحمّل رنج، ذكر روح،بیم و امید، ذكر دل،صدق و صفا، ذكر عقل، تعظیم و شرم، ذكر معرفت، تسلیم و رضا و ذكر باطن و درون،مشاهده و لقاست. میزان الحكمه، ص1867،ح6489 پبامبر خدا(صلیاللهعلیهوآلهوسلم): ـ بهترین عبادتگفتن جمله لا اله الا الله است. ـ نهمنو نهگویندگان پیش از من سخنی چون لا اله الا الله را نگفتهایم. میزان الحكمه، ص3605،ح12339و12340 امیرالمؤمنین حضرت علی(علیهالسلام): ـ در یاد خدا بودن، نور است. ـ سلامتی ده بخش است، نُه بخش آن در سكوت جز به یاد خدا بودن و بخش آخر آن در تركهمنشینی با سَفیهان است. ـ یاد خدا نور خرد، حیات جانها و جلای سینههاست. ـ یاد خدا مونسعقل و روشنكننده دل و فرود آورنده رحمت است. ـ مؤمن همواره به یاد خداست، بسیار در اندیشه است، بر نعمت الهی سپاسگزار و درگرفتاریها شكیباست. جلوههای حكمت، ص240و241،ح3،4،11،12،13 امام صادق(علیهالسلام): …چنانباشكه گویی روحت از بدن جدا شده و در عرصة محشر هستی و مورد باز خواست قرارگرفتهای …ذكر دو نوع است: ذكر خالص كه قلب با آن همراهی كند و ذكر صادق كهخدا را با آن صفاتی كه میخواند، پذیرفته باشد، چنان كه رسول خدا(صلیاللهعلیهوآلهوسلم)(بهخداوند) عرضهداشت:«ستایش و ثنای تو را نتوانم به بیان و شمارش آورم. تو همان گونهای كه خود ثنایخویشگفتهای.» مصباحالشریعه و مفتاحالحقیقه، بابپنجم، ص27 … |
![]()
تشرف به حج
هر گاه کسی یکسال سوره نبا (عم یتسائلون ...) را بصورت مداوم هر روز بخواند در سال دوم به حج خانه خدا مشرف میشود.این حقیقت را بسیاری تجربه کرده اند.

حدیث
![]()
امام علی(علیهالسلام): یادكردن، نشستن با محبوب است. میزان الحكمه، ص1837،ح6339 پیامبر خدا(صلیاللهعلیهوآلهوسلم): پروردگارممرا فرمودند كه گفتارم ذكر(خدا) باشد و سكوتماندیشیدن و نگاهمعبرت آموختن. میزان الحكمه، ص1837،ح6340 پیامبر خدا(صلیاللهعلیهوآلهوسلم): هیچچیز را بر یاد خدا ترجیح مده، چه او میفرماید:«و یاد خدا بزرگتر است.» میزان الحكمه، ص1839،ح6348 پیامبر خدا(صلیاللهعلیهوآلهوسلم): هیچعملی نزد خدای تعالی، محبوبتر و هیچ عاملی در نجات بنده از هرگناهی، در دنیا و آخرت مؤثرتر، از ذكر خدا نیست. میزان الحكمه، ص1839،ح6349 پیامبر خدا(صلیاللهعلیهوآلهوسلم): بر تو باد بهتلاوت قرآن و بسیاری یاد خدا، زیرا كه آن در آسمانبرای تو نام(وآوازه) استو در زمیننور. میزان الحكمه، ص1839،ح6351 امام علی(علیهالسلام): ـ زبان شخصنیكوكار، شیفتة مداومتبر یاد(خدا) است. ـ مداومت بر ذكر(خدا) دوستصمیمیاولیاء است. ـ مؤمنپیوسته به یاد خداست و بسیار اندیشه میكند. میزان الحكمه، ص1841،ح6361تا6363 |
|
امام علی(علیهالسلام): كسیكه به یاد خدای سبحان باشد همنشیناوست. میزان الحكمه، ص1845،ح6384 امام علی(علیهالسلام): ـ ریشه صلاح و پاكیدل، پرداختن آن به ذكر خداست. ـ مداومت بر ذكر، خوراك روح و كلید صلاح و پاكی است. میزان الحكمه، ص1847،ح6394و6395 امام علی(علیهالسلام): ـ در یاد خدا، حیات دلهاست. ـ هركه به یاد خدای سبحان باشد، خداوند دلشرا زنده و اندیشه و خردشرا روشنگرداند. ـ یاد خدا روشنایی خردهاست و زندگی بخشجانها و صیقل دهنده سینهها. میزان الحكمه، ص1849،ح6398تا6400 پیامبر خدا(صلیاللهعلیهوآلهوسلم): با یاد خدا دلها زنده میشوند و با فراموشكردن او میمیرند. میزان الحكمه، ص1849،ح6401 امام علی(علیهالسلام): ـ یاد خدا خوراك جانها و نشستن با محبوب است. ـ همواره به یاد خدا بودن خوراك جانهاست. ـ بر تو باد به ذكرخدا كهآن روشنایی دلهاست. ـ یاد خدا نور استو هدایت، فراموشی تاریكی است و گمكردن(راهحق) ـ یاد خدا جلا دهندة بینشها و روشنایی درونهاست. ـ یاد خدا مایة هدایت خردها و بصیرتجانهاست. ـ ثمرة یاد خدا، نورانی شدن دلهاست. ـ یاد خدا موجب موفقیت دركارها و روشنایی درونها میشود |
![]()
به در خواست دوست عزیزم آقا مهدی گل برای همه دوستانم
![]()
حروف ابجد
حروف ابجد بر دو نوع صغیر و کبیر می باشد .
ابجد صغیر :
(الف =1 )،(ب = 2 ) ، ( ج = 3 ) ، ( د = 4 ) ، (ه = 5 ) ، ( و = 6 ) ، ( ز = 7 ) ، ( ح = 8 ) ، ( ط = 9 ) ، ( ی = 10 ) ، ( ک = 8 ) ، ( ل = 6 ) ، ( م = 4 ) ، ( ن = 2 ) ، ( س = ساقط ) ، ( ع = 10 ) ، ( ف = 8 ) ، ( ص = 6 ) ، ( ق = 4 ) ، ( ر = 8 ) ، ( ش = ساقط ) ، ( ت = 4 ) ، ( ث = 8 ) ، ( خ = ساقط ) ، ( ذ = 4 ) ، ( ض = 8 ) ، ( ظ = ساقط ) ، ( غ = 4 ) .
ابجد کبیر :
(الف =1 )،(ب = 2 ) ، ( ج = 3 ) ، ( د = 4 ) ، (ه = 5 ) ، ( و = 6 ) ، ( ز = 7 ) ، ( ح = 8 ) ، ( ط = 9 ) ، ( ی = 10 ) ،( ک = 20 ) ،( ل =30 ) ، ( م = 40 ) ، ( ن = 50 ) ، ( س = 60 ) ، ( ع = 70 ) ، ( ف = 80 ) ، ( ص = 90 ) ، ( ق = 100 ) ، ( ر = 200 ) ، ( ش = 300 ) ، ( ت = 400 ) ، ( ث = 500 ) ، ( خ = 600 ) ، ( ذ = 700 ) ، ( ض = 800 ) ، ( ظ = 900 ) ، ( غ = 1000 ) .
باید به عرض برسانم که تنها حروف ابجد از جمله خواصی بسیار دارد ، که اکنون به طور خلاصه گفته می شود .
1- هر گاه 28 حرف ابجد را در ورقع ای نوشته و بخواهد آنان را مسخر کند ، ورقه را در آب انداخته و آب را به خورد آنان دهد .
2- می توان با 28 حرف ابجد دشمن را سرگردان کرد .
3- می توان با 28 حرف ابجد دشمن را صدمه زد یا هلاک گردان .
4- هر گاه 28 حرف را بر روی کاغذی نوشته وآن را در خاک دفن کنید به نیت آن غائب احضار گردد بحق تعالی غایب پیدا می گردد .
5- به جهت محبت این حروف را نوشته بر روی کاغذی و آن را آب کشیده و آبرا بخورد مطلوب دهد بیقرار میگردد .
6- هر گاه 28 حرف ابجد را بر روی کاغذ نوشته و آن را بر گردن طفل آویزان کند هرگز نترسد .
7- هر گاه 28 حرف ابجد را بر روی کاغذ نوشته وکسی که طالب علم باشد ، کاغذ را آب کشیده بخورد ذهن او قوی گردد .
8- هر گاه 28 حرف ابجد را بر روی کاغذ نوشته وآن را بر درختی کم ثمر ببندد ثمره آن زیاد می گردد .
هر گاه 28 حرف ابجد را بر روی کاغذ نوشته ودر چاهی که کم آب می باشد انداخته آب آن چاه زیاد می شود .
باید به عرض برسانم که هر سال 12 ماه دارد ، هر ماه را طالعی گفته اند ، در زمان حضرت سلیمان که هر انسانی روزگار او شبیه یکی از این دوازده طالع می شود و آن 12 طالع به نام :
1 – حمل ، 2 – ثور ، 3 – جوزا ، 4 – سرطان ، 5 – اسد ، 6 – سنبله ، 7 – میزان ،
8 – عقرب ، 9 – قوس ، 10 – جدی ، 11 – دلو ، 12 – حوت ، میباشد .
هر گاه بخواهید طالع شخصی را پیدا کنید :
باید نام و نام مادر او را به ابجد کبیر در آورده و با هم جمع کنید ، سپس حاصل جمع را تقسیم بر 12 کرده و باقیمانده طالع شخص می گردد .
توجه !
اگر زمانی باقیمانده صفر باشد باید نام تنها را تقسیم بر دوازده کنید و باقیمانده طالع آن شخص می شود .
و باید بدانید که فرق حروف ابجد با حروف فارسی این است که در حروف فارسی 32 حرف داریم اما در ابجد 28 حرف داریم و فرق آنها در 4 حرع ( گ- چ- پ- ژ ) میباشد و در هنگام استفاده از حروف ابجد در فارسی این حروف حذف می گردد .
مانند آقای هوشنگ بنت ژاله وقتی می خواهیم طالع آقای هوشنگ را حساب کنیم به طریق زیر عمل می کنیم ،
ه و ش ن گ بنت ژ ا ل ه
5 6 300 50 خالی بنت خالی 1 30 5
361 + 36
جمع عدد هوشنگ به عدد ابجد کبیر می شود ،
50 + 300 + 6 + 5 = 361
جمع عدد ژاله به ابجد کبیر می شود ،
5 + 30 + 1 = 36
مجموع نام و نام مادر می شود ،
361 + 36 = 397
چون که دوازده طالع در سال داریم تقسیم بر 12 می کنیم و باقیمانده از تقسیم طالع هوشنگ می شود ،
397تقسیم بر 12 نتیجه باقیمانده 1 می شود ، و طالع آن حمل میباشد .
هر گاه بخواهید حساب کنید که آیا آقای محمد زاده مریم با خانوم فاطمه زاده بتول
می توانند ازدواج بکنند یا نه ؟ آیا ستاره این دو نفر با هم جفت هست یا نه ؟ و در آینده تا آخر با هم زندگی میکنند یا نه ؟
اول نام ونام مادر هر دو را به ابجد کبیر در آورده و بعد جدا جدا حساب کرده و بعد تقسیم می کنیم .
لطفا به موارد زیر توجه کامل فرمایید ،
اول آقای م ح م د زاده م ر ی م
40 ،8 ،40 ،4 40 ، 200 ،10 ، 40
خانم ف ا ط م ه زاد ب ت و ل
80 ، 1 ، 9 ، 40 ، 5 2 ، 400 ، 6 ، 30
جمع عدد محمد 92 + جمع عدد مریم 290 438 + 135
573 + 382
955
مجموع چهار اسم بالا برابر است با :955
اکنون 955 را بر 5 تقسیم می کنیم ،
اگر باقیمانده تقسیم بالا 1 یا 3 یا 5 شود این دو به هم می رسند و ستاره آنها جفت می باشد وتا آخر با هم زندگی می کنند.
باقی مانده تقسیم بالا 5 می گردد که ستاره این دو نفر با هم جفت است وبه هم می رسند و موفق به ازدواج می شوند .
اگر باقیمانده تقسیم 2 یا 4 گردد این دو نفر به هم نمی رسند وستاره آنها جفت نمی باشد و تا آخر با هم زندگی نمی کنند .
توجه !
اگرزمانی باقیمانده تقسیم صفر گردد معلوم میشود که یک طرف از خانواده طرفین با ازدواج موافق نمی باشند و ستاره آنها به طور قطعی جفت نمی باشد .
فایده بسیارمهم :
هر گاه دعا یا طلسم یا تعویضی آتشی برای خود یا کسی نوشتید باید توجه داشته باشید که در آن نامهای اسم اعظم خداوند بخشنده مهربان و هر نامی از خدا و حروف ابجد نباشد چون آتش زدن این اسما حتما مورد غضب خداوند وموکلین و رجال الغیب خواهد شد .
فایده :
هرگز در شب تعویض ننویسید چرا که بعدأ در منزل خود موجب جنگ و نزاع می گردد و میل نوشتن و تصمیم گرفتن با خودتان می باشد .
خواص طبع ها :
1- طبع آتشی همیشه زود عصبانی می شود و زود خاموش می گردد و کینه در دل نگه نمی دارد وهمیشه بدن او حرارت دارد وتشنه می باشد و زود جنگ شروع میکند .
2- طبع خاکی همیشه متواضع و فروتن و ساکت می باشد و با حرمت وبا احترام با دیگران زندگی میکند .
3- طبع بادی همیشه مغرور و تند خو میباشد و حرکات خود را پنهان از چشم دیگران انجام می دهد و بسیار زیرک وکینه ای می باشد .
4- طبع آبی همیشه مسرور شاد است و سه طبع بالا در وجودش ظاهر می گردد و همیشه از دست زبان به عذاب می افتد .
حقیقت ذكر 
![]()
آگاهان عالم معتقدند كه برای هر چیز موجود در عالم ملك، وجهی درعالم ملكوت موجود است. به عبارت دیگر هرچیز دارای دو وجه«صورت و سیرت»
میباشد كه صورت آن در عالم فیزیك و سیرت آن در عالم متافیزیك است. براستی سیرت و باطن ذكر چیست؟ وجه ملكوتی ذكر كدام است؟ چرا در قرآن
كریم(آن كتاب هدایت سالكان در صراط مستقیم الی الله) آمده است:«یا ایها الذین آمنو اذكرو الله ذكرا كثیرا»؟ تفكر و تعمق در این سؤالات، فرمایش گرانقدر مولیالموحدین، آن باب معارف الهی حضرت علی(علیهالسلام) را به انسان یادآوری میكند:«مداومت بر ذكر، خوراك روح و كلید صلاح و پاكی
است.» براستی چگونه انسان برای تأمین خوراك جسم(جسمی كه چیزی به جز ابزار و وسیلهای گذرا نیست) از هیچ كوشش و تلاشی فرو گذار نمیكند
ولی خوراك روح(روحی كه جوهره اصلی وجود است) را به راحتی از یاد میبرد؟
نباید فراموش كرد كه وارد شدن در وادی معرفت و ذكر از جمله توفیقات الهی است كه نصیب هر كس نمیشود، چرا كه«یادكردن، نشستن با محبوب است»
و همنشینی با محبوب نصیب هر عاشق پر مدعای دور از عمل نمیشود. مبین آن اینكه از معصومین نقل شده است: «مادام كه خدا از بندهاش یاد نكند، بنده
نمیتواند از خدا یاد كند، یاد بنده از خداوند، موجبی برای یاد خدا از بنده شده است.» و یا نقل شده است:«قوام ذكر بنده، خدا را، ذكر خداست بنده را، پس
آن ذكری است از خدا برای بنده» و این است نشانة شیعیان واقعی. از امام صادق(علیهالسلام) نقل شده كه فرمودند:«شیعیان ما كسانی هستند كه چون
فراقتی دست دهد، فراوان به ذكر حقتعالی بپردازند
![]()
جای بسی تأمل و تدبر است كه آیا، حقیقت ذكر را دریافتهایم؟ آیا بهرة لازم را از آن میبریم؟ آیا در مسیر الی الله قرار داریم؟ آیا مسلمانی ما به حرف و ظاهر است یا به دل و عمل؟
![]()
![]()

حقیقت ذكر
ذكر دارای مراتب مختلف است. مرتبه اول آن، ذكر به زبان میباشد. در این مرحله زبان ذاكر به ذكر حق مشغول است ولی دل و فكر او در جای دیگر و بر موضوع دیگر سیر میكند. مرتبه دوم ذكر به دل میباشد، در این مرتبه علاوه بر زبان، دل ذاكر نیز به ذكر دوست مشغول است ولی حضور دل با مراقبت و مداومت صورت گرفته است و اگر دل را رها كند میگریزد. در مرتبه سوم ذكر بر دل مستولی شده، لذا حضور دل در ذكر به خواست خود اوست و حتی اگر رهایش كند نمیرود. در مرتبه چهارم ذاكر در مذكور غرق میشود، در این مرتبه مذكور بر دل مستولی میگردد.(در مرتبه سوم ذكر و درمرتبه چهارم مذكور بر دل مستولی میشود.) در اصل در مرتبه چهارم، زبان، دل و ذكر كنار رفته، آنچه میماند، ذاكر و مذكور است كه آنهم یكی شدهاند، و این همان مقام فناء عارفان است. وارسته دوران، عزیزالدین نسفی، این چهار مرحله را به ترتیب میل، ارادت، محبت و عشق نامگذاری میكند. در كتاب گرانقدر“سر الاسرار قرآن”نیز از این چهار مرحله یاد شده است.
آموختن ذكر به دل(رسیدن به مرتبه دوم و سوم) چندان آسان و سهل نمیباشد، و نیاز به صبر و حوصله فراوان دارد. از بزرگان عرفان نقل شده است كه آموختن ذكر به دل همانند آموختن كلام به طفل میباشد. برای آموختن كلام به طفل، صبر، حوصله، تحمل و زمان لازم است و این امر به تدریج و با تمرین و ممارست امكان پذیر است. عارف كبیر، حضرت آیتالله مرحوم شاهآبادی، استاد عرفان حضرت آیتالله امام خمینی رحمه الله تعالی علیه میفرمایند:«شخص ذاكر باید در ذكر مثل كسی باشد كه به طفل كوچك كه زبان باز نكرده، میخواهد تعلیم كلمه كند. تكرار میكند تا اینكه او به زبان میآید و كلمه را ادا میكند. پس از آنكه او ادای كلمه را كرد، معلم از طفل طبعیت میكند و خستگی آن تكرار بر طرف میشود و گویی از طفل به او مددی میرسد. همین طور كسی كه ذكر میگوید باید به قلب خود كه زبان باز نكرده، تعلیم ذكر كند و نكته تكرار اذكار آن است كه زبان قلب گشوده شود و علامت گشوده شدن زبـان قلب آن است كه زبان از قلب تبعیت كند و زحمت و تعب تكرار مرتفع شود. اول زبان ذاكر بود و قلب به تعلیم و مدد آن ذاكر شد و پس از گشوده شدن زبان قلب، زبان از آن تبعیت كرده به مدد آن با مدد غیبی متذكر میشود
![]()
![]()
ذكر را انواع مختلف است. حضرت امام صادق(علیهالسلام)ـ دانشمند الهی و آگاه به معارف آسمانی-كه سلام و صلوات خداوند بر او و خاندانش باد، انواع ذكر را، ذكر زبان، ذكر نفس، ذكر روح، ذكر دل، ذكر عقل، ذكر معرفت وذكر باطن بیان میكند. در كتاب گهربار“میزان الحكمه” از قول آن امام بزرگوار آمده است:«ذكر زبان حمد وثنا، ذكر نفس سختكوشی و تحمل رنج، ذكر روح بیم و امید، ذكر دل صدق و صفا، ذكر عقل تعظیم و شرم، ذكر معرفت تسلیم و رضا و ذكر باطن و درون مشاهده و لقاء است.»
ذكر را نیز اقسامی است. در“رسالة سیر و سلوك منسوب به بحرالعلوم” به چهار قسم ذكر شده است كه عبارتند از: ذكر قالبیِ اطلاقی، ذكر قالبیِ حصری، ذكر نفسیِ اطلاقی و ذكر نفسیِ حصری. در ذكر قالبی به معنی و باطن ذكر توجه نمیشود ولی در ذكر نفسی، مهم، توجه و عنایت به باطن، درون و معنی ذكر است. پر واضح است كه ذكرنفسی ارزشمندتر از ذكر قالبی میباشد. ذكر اطلاقی دارای تعداد مشخص نمیباشد و ذاكر میتواند به هر مقدار كه بخواهد آن ذكر را تكرار كند. در ذكر حصری عدد معین وجود دارد و ذكر باید به همان مقدار كه در دستور آمده گفته شود(نه كمتر، نه بیشتر)، برای مثال تسبیحات حضرت زهرا(سلاماللـهعلیها) ـ درود خداوند بر او، اجداد و فرزندانش بادـ از جمله اذكار حصری است.
میتوان به مرحلهای رسید كه به صورت تمام وقت انجام شود.(دائمالذكر گردیدكه از مقامات عارفان است) .
![]()
متافیزیك و حقیقت ذكر
“ذكر” در لغت به معنی یادكردن و بیان كردن آمده است. در وادی معرفت منظور از ذكر، به یاد خدا بودن و بیان نمودن اسماء و اوصاف او میباشد. امید است كه این ذكر به شناخت بهتر خداوند سبحان كه غایت همة شناختهاست منتهی گردد(انشاالله). دانشمند بزرگ و حكیم فرزانه شیخالرئیس ابوعلی سینا، حقیقت ذكر را، حضور مذكور در نفس ذاكر میداند
ذكر و یاد خدای عزوجل دارای بركات، فواید و محاسن فراوان میباشد و تأثیرات مثبت آن بر جسم، روان و روح غیرقابل انكار است. یاد خدا روشن كننده دل، حیات جانها، خوراك روح، مایة هدایت خرد، فرود آورنده رحمت، مونس عقل، ریشة صلاح و پاكی، صیقل دهنده سینهها، جلا دهنده بینشها و موجب آرامش جسم، روان و روح میباشد. ذكر حقتعالی موجب ارتقاء روح از ملك به ملكوت، صعود انسان از اسفلسافلین به اعلاعلیین، همنشینی با حضرت دوست، زنده كردن دل، شرح صدر، رستگاری، تقویت بصیرت باطنی، مشاهده جلوه جمال حق در آیات او، تقویت نیروهای روحانی، بیـداری آگـاهی، خـلوص و تصفیـه روح و آزادی روح از قیـد اسـارت جسم میگردد
![]()
.ذكر الله جل جلاله، نیكوترین عمل، موجب خیر دنیا و آخرت، بهترین كارها در هنگام مرگ، برترین و عالیترین عبادت، عامل بیرون كننده حب دنیا از دل، بهترین زاد و توشه برای سلوك الیالله، راهبری خوب در معارف الهی و اولی از كشتن و كشته شدن در راه خدا شمرده شده است. فراموش كردن خود، كلید انس با خدا و خوب شدن اعمال و رفتار در نهان وآشكار از جمله فواید دیگر ذكر است.
در كتاب شریف“چهل حدیث”حضرت امام خمینی(روحی له الفدا) از ذكر تحت عنوان غایت آمال اولیاء و عرفا یاد شده است كه در سایه آن به وصال محبوب خود میرسند، همچنین قید شده، ذكر برای عامه و متوسطین، بهترین مصلحات اخلاقی و اعمالی و ظاهری و باطنی میباشد.
در كتاب ارزشمند“تفسیر ادبی و عرفانی قرآن مجید” آمده است:«هركس قدر خلوت حق نداند، از ذكر او باز ماند، و هركس از ذكر او باز ماند، حلاوت ایمان از كجا یابد؟ لاجرم بجای ذكر رحمان، به وسوسههای شیطان نشیند.»
ذكر، یكی از بهترین انواع مراقبه برای رسیدن به اهداف ترسیم شده در مراقبه میباشد كه در مكاتب شرقی تحت عنوان“مانترا” آمده است. مراقبه ذكری، دارای محاسن زیادی نسبت به سایر انواع مراقبه است، از جمله:
ـ در احكام گرانقدر دین مبین اسلام و فرمایشات ائمه اطهار(علیهم السلام) بر آن تأكید فراوان شده است.
ـ به امكانات، ابزار و وسایل خاصی نیاز ندارد، در حالی كه برخی انواع مراقبه به امكانات خاص نیازمند است.
ـ در هر مكان و زمان قابل انجام است، هر چند انجام آن در برخی مكانها و زمانها بیشتر توصیه شده است.
ـ همزمان با انجام سایر كارها نیز میتوان آن را انجام داد، هر چند انجام آن به صورت مستقل بهتر است..

اولین ها
اولین کسی که با دلایل عقلی به اثبات خداوند پرداخت علی(ع) بود
اولین کسی که عرفان راواردشعر فارسی کرد سنایی غزنوی بود
اولین کسی که کتاب نوشت ابن مزاحم الهلالی معروف به ضحاک بود
اولین کتاب چاپی درجهان درسال1456 میلادی منتشرشد
اولین نمازی که برپیامبرواجب شد نماز ظهر بود
اولین کسی که فحش را اختراع کرد افلاطون بود
اولین کسی که 500جلددیوان حافظ رابرداشت و 500غزل ازحافظ راتطبیق داد ابو عبدالله مرواریدکرمانی بود
اولین کسی که معادلات دو و سه مجهولی راکشف کرد خیام نیشابوری بود
اولین نمازجمعه بعد از انقلاب راآیت الله طالقانی خواند
اولین کاری که حضرت آدم بعد از خلقت انجام داد عطسه بود
اولین شاعری که زبان فرانسوی آموخت قاآنی بود
اولین کسی که نماز ظهر خواند حضرت ابراهیم بود
اولین نماز بامداد را حضرت آدم خواند
اولین نماز عصر راحضرت یونس خواند
اولین کشوری که دین مسیح را دین رسمی شناخت کشور ارمنستان بود

قضاء حاجات

صلوة مظفر ، برای قضاء حوائج که تأثیر آن غریب است و باعث گشایش کارها میشود ، اینست:
چهار رکعت نماز بجا می آورد :
در رکعت اول بعد از حمد بیست و پنج مرتبه بگوید:
وافوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد.
در رکعت دوم بعد از حمد بیست و پنج مرتبه بگوید:
لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین فاستجبنا له و نجیناه من الغم و کذلک ننجی المؤمنین.
در رکعت سوم بعد از حمد بیست و پنج مرتبه بگوید:
حسبی الله و نعم الوکیل.
در رکعت چهارم بعد از حمد بیست و پنج مرتبه بگوید:
و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.
بعد از سلام ،بیست و پنج بار(( صلوات ))بفرستد و حاجت خود را از خدا بخواهد که مستجابست. این حقیقت را بسیاری تجربه کرده اند.
![]()
غذا
جناب شیخ دنبال غذاهای لذیذ نبود، بیشتر وقت ها از غذاهای ساده، مثل سیب زمینی و فرنی استفاده میكرد. سر سفره، رو به قبله و دو زانو مینشست و به طور خمیده غذا میخورد، و گاهی هم بشقاب را به دست میگرفت همیشه غذا را با اشتهای كامل میخورد، و گاهی مقداری از غذای خود را در بشقاب یكی از دوستان كه دستش میرسید میگذاشت. هنگام خوردن غذا حرف نمیزد و دیگران هم به احترام ایشان سكوت میكردند. اگر كسی او را به مهمانی دعوت می كرد با توجه، قبول یا رد میكرد، با این حال بیشتر وقت ها دعوت دوستان را رد نمیكرد.
از غذای بازار پرهیز نداشت، با این حال از تأثیر خوراك در روح انسان غافل نبود و برخی دگرگونی های روحی را ناشی از غذا می دانست. یك بار كه با قطار در راه مشهد میرفت، احساس كوری باطن كرد، متوسل شد، پس از مدتی به او فهماندند كه: این تاریكی در نتیجه استفاده از چای قطار است.
ماخذ : کتاب کیمیای محبت
چاپ پنجم / 1378 ه .ش
انتشارات دارالحدیث
مولف: محمد محمدی ری شهری
All Rights Reserved 2005-2006 © manvkhoda.MihanBlog.Com
Best Resolution : 1024 X 768