تبلیغات یادی از مرحوم شیخ رجبعلی خیاط(نکوکویان) (4)
ذکری از شیخ حسنعلی اصفهانی ( نخودکی ) (3)
شما می توانید با وارد كردن ایمیل خود در این قسمت از به روز شدن این وبلاگ با خبر شوید .
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :
كل نظرات :
ایجاد صفحه : - ثانیه



خواص اذکار
بر گرفته از کتاب <<جواهر المکنونه فی الاذکار>>
خواص سوره مبارک<< توحید>>
هر که را مصیبتی پیش آید چهل مرتبه هر روز بلافاصله بخواند.
برای دفع غم وفکر هر روز بیست و نه بار خواند .
برای توانگری و دفع فقر هر روز ده بار بخواند.
برای سلامتی اهل و عیال ومال وغیره هر روز پنج مرتبه بخواند .
برای رهایی از زندان در یک روز هزار مرتبه بخواند نجات یابد.
برای هر مشکلی هزار بار بخواند بسیار مجرب است.


آمدن زعفر جنى به كربلا
سالها گذشت تا اینكه زعفر جنى در بئرالعلم مجلس عیش و عروسى بجهت خود مهیا كرد و بزرگان طایفه جن را دعوت نموده و خودش بر تخت شادى و عیش نشسته كه ناگاه شنید از زیر تختش صداى گریه و زارى میآید زعفر گریست كه در موقع شادى من چنین گریه میكند ایشان را خواست دو جن حاضر شدند سبب گریه آنها را پرسید گفتند اى امیر چون تو ما را بفلان شهر فرستادى از قضا عبور ما بشط فرات كه عرب آنرا نینوا میگویند و كربلا افتاد دیدیم در آنجا لشكر زیادى جمع شده و مشغول قتال و جدال هستند چون نزدیك آن دو لشكر شدیم دیدیم میان معركه جنگ حسین بن على (ع ) پسر آن آقاى بزرگوار كه ما را مسلمان كرده یكه و تنها ایستاده و اعوان و انصارش تماما كشته شده و خود آن بزرگوار غریب تكیه بر نیزه بیكسى داده و نظر به یمین و یسار مینمود و میفرمود: اما من ناصر ینصرنا اءما من معین یعیننا، و مى شنیدیم كه اهل و عیال آن بزرگوار صداى العطش بلند كرده اند چون اینواقعه را دیدیم فورى خود را به بئر ذات العلم رسانیدیم تا ترا خبر كنیم كه اگر دعوى مسلمانى میكنى پسر پیغمبر را الان مى كشند.
زعفر تا این سخنان را شنید تاج شاهى را از سر بدور افكند لباس دامادى را از بدن بدور انداخت طوایف جن را با حربه هاى آتشین برداشت و با عجله بطرف كربلا روان شدند خود زعفر براى طلبه اى از علوم دینیه كه در بندى مفصلا شرح حال او را میدهد نقل میكند كه وقتى ما وارد زمین كربلا شدیم دیدیم چهار فرسخ از چهار فرسخ را لشكر دشمن فرا گرفته و صفوف ملائكه بسیارى را دیدیم كه منصور ملك با چندین هزار ملك از یك طرف نصر ملك با چندین هزار ملك از طرف دیگر جبرئیل با چندین هزار ملك و در یك طرف دیگر میكائیل با چندین هزار ملك و از طرف دیگر اسرافیل ملك ریاح ملك بحار ملك جبال ملك دوزخ ملك عذاب هر كدام با لشكریان خود منتظر اذن و فرمانند.
ارواح یكصد و بیست و چهار هزار پیغمبر از آدم تا خاتم همه صف كشیده مات و متحیرند خاتم انبیاء آغوش گشوده میفرماید: ولدى العجل العجل انا مشتاقون ، ولى خامس آل عبا یكه و تنها میان میدان با زخمهاى فراوان و جراحات بى پایان ایستاده پیشانیش شكسته سر مجروح سینه سوزان دیده گریان ، هر نفس كه میكشد خون از حلقه هاى زره میجوشد اصلا اعتنایى به هیچیك از ملائكه نمیكند و مرا هم كسى راه نمیدهد كه خدمت آنحضرت برسم همانطور كه از دور نظاره میكردم و در كار آنحضرت حیران بودم ناگاه دیدم آقا سر غربت از نیزه همه ملائكه بسوى من نظر افكندند و كوچه دادند تا من خودم را خدمت آنحضرت رسانیدم و عرض كردم كه من با سى و ششهزار جن آمده ایم تا یارى شما را بكنیم حضرت فرمود زعفر زحمت كشیدى خدا و رسولش از تو راضى باشند خدمت تو قبول درگاه باشد ولى لازم نیست برگردید. گفتم قربانت گردم چرا اذن نمیدهى ؟ فرمود شما آنها را مى بینید ولى آنها شما را نمى بینند و این از مروت دور است . زعفر گفت اجازه بفرما ما همه شبیه آدم میشویم اگر كشته شویم در راه رضاى خدا كشته شدیم حضرت فرمود زعفر اصلا دیگر مایل بزندگانى نیستم و آرزوى ملاقات پروردگار را دارم . یعنى زعفر بعد از كشته شدن على اكبر و عباس و قاسم ماندن در دنیا چه فایده اى دارد شما بجاى خود برگردید و بجاى نصرت و یارى من گریه و عزادارى براى من بكنید كه اشك عزاداران من مرهم زخمهاى منست .
زعفر میگوید من به امر امام مایوس برگشتم چون بمحل خود رسیدیم بساط عیش برچیدیم و اسباب عزا فراهم آوردیم مادرم بمن گفت پسرم چه میكنى و كجا رفتى كه اینطور ناراحت برگشتى گفتم مادر پسر آن پدرى كه ما را مسلمان كرد حالش در كربلا چنین و چنانست رفتم یاریش كنم اذن نداد چون امر امام واجب بود برگشتم ، مادر چون این بشنید گفت اى فرزند ترا عاق میكنم فرداى قیامت من جواب مادرش فاطمه را چه بگویم ؟
زعفر گفت مادر من خیلى آرزو داشتم كه جانم را فداى او كنم ولى اجازه نداد، مادر گفت بیا من به همراه تو میآیم و دامنش را میگیرم و التماس میكنم شاید اذن بدهد كه تو در ركابش شهید شوى ، مادر از پیش و من با لشكریان از عقب بطرف كربلا روان شدیم چون رسیدیم صداى تكبیر از لشكر شنیدیم چون نظر كردیم دیدیم سر آقا حسین بالاى نیزه و دود و آتش از خیام حرم حسینى بلند است مادرم خدمت امام سجاد رسید اذن خواست تا با دشمنان جنگ كند حضرت اذن نداد و فرمود در این سفر همراه ما باشید اطفال ما را در بالاى شتران شبها نگهدارى كنید آنان قبول كردند تا شهر شام با اسراء بودند تا حضرت آنها را مرخص كرد.

برگ سبزی است ...
![]()
![]()
![]()
![]()
*« اشتران را بار برپشت است وما را بردل است »
ترك غربت سهل می بایست وبرما مشكل است
از بیابان فنا بی پا و سر باید گذشت
گوش ما بر ساربان و چشم ما درمحمل است
دیده خود دوختیم و غرق در ظلمت شدیم
دست صوفی در سماع و پای ما اندر گل است
گر امیدی هست بر الطاف بی پایان اوست
گر عتابی گفته آید حال ما را شامل است
فعل ما چون ماه نو پرنقص وپرگویی خطاست
پیر ما بر اوج هفت اختر چو بدر كامل است
گر نصیب عمر خواهی صحبت پاكان بجوی
درس و بحث و حلقه اهل ریا بی حاصل است
غرق دریای گناهیم ای تو نوح و روح ما
همتی كن دستگیری شیوه اهل دل است
روزوشب بربام هستی چون خسی سرگشته ایم
دور گردون بی پناهت باطل اندر باطل است
دوش بر من نكته ای بگرفت آن پشمینه پوش
گفت جای ترك تازی نی میان محفل است
در بر دیوانه خوش نامی و رسوایی یكی است
هركه بر امید مجنونان نشیند عاقل است
زرد و بیمار و نحیفیم ای تو جالینوس ما
دیدنت بر ما سبكروحان شفای عاجل است
گر پریشان گفته ام ای جان جان برما ببخش
كن تو درمان پریشانی كه رندی كاهل است

در کتاب سرالمستتر وکتوب دیگر نیز آمده است:
" سوره یوسف را بنویسد و شب هنگام از خانه خارج گشته و در شکاف دیواری پنهان کند و موقع برگشتن به پشت سر خود نگاه نکند بعد از سه روز او را برای شغلی دعوت کنند و مشغول گردد."
ولی میبایست چند مورد حتماٌ رعایت شود. اول : در نوشتن آیات طهارت و وضو داشتن رعایت گردد ، قلم و کاغذ غصبی و نجس نباشد .دیواری که کاغذ در آن پنهان میشود غصبی و ناپاک نباشد . موقع برگشتن به هیچ وجه نباید به پشت سر نگاه کرد.

برای دیدن خواب هدفمند عبارات زیر را بر کف دست نوشته و تنها بخوابد یکی از پریان بیاید و از هر چه خواهد در خواب او را خبر دهد اینست:
بسم الله شهث هث یهث 
قبل از نوشتن حتماْ وضو بگیرید وبا اجازه استاد باشد .

پناه بردن از چهار چیز به چهار چیز
امام صادق(ع) می فرماید:در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد چگونه به چهار کلمه پناه نمی برد:
۱-در شگقتم از کسی که ترس بر او غلبه کرده چگونه به ذکر (حسبنا الله و نعم الوکیل) آل عمران/۱۷۱
پناه نمی برد در صورتیکه خداوند به دنبال آن فرموده است به ذکر فوق توسل جستند همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت و چیزی زاید بر آن سود در تجارت ) بازچشتند و هیچگونه بدی به آنها نمیرسد.
۲-در شگفتم از کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر
(لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین)انبیاء/۸۷
پناه نمی برد زیرا خداوند دنبال آن فرموده و همین گونه مومنان را نجات می بخشیم.
۳-در شگفتم از کسی که مورد مکر و حیله واقع شده چگونه به ذکر (افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد)غافر/۴۵
پناه نمی برد زیرا خداوند پس از آن فرمود : پس خداوند (موسی را در اثر همین ذکر) از شر مکر و فریب فرعونیان مصون داشت.
۴-در شگفتم از کسی که طالب زیباییهی دنیاست چگونه به ذکر (ماشاءالله لا قوة الا بالله)کهف / ۳۹
پناه نمی برد زیرا خداوند پس از آن فرموده است :"مردی که فاقد نعمت های دنیوی بوده خطاب به مردی که از نعمت ها رخوردار بود گفت رگر نو مرا به مال و فرزند کمتر از خود میدانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو دهد."

درویش ۱۳۵۹ | Mail : نویسندهسلام
می دونی نوشتن طلسم و دعا کفاره و از همه مهم تر اجازه از موکلین دارد می دونی حتی اگر یکبار این دعا و طلسم هایی که تو وبلاگ نوشتی انجامم بدی تا اخر عمر بلا هایی سرت می اید که خودت هم متوجه نمی شی فقط می تونی دعا بخونی چیزی ننویس که خودت را بیچاره می کنییکی از دوستانم این مطالب را برای من نوشته
خدمت درویش عزیز و همه دوستانم عرض کنم جز روایت وخواص آیات قرآن چیزی دیگر ننوشتم و قرآن جز طلسم نیست پس اشکالی ندارد من یا هر کس دیکر با خلوص نیت و دل انجام دهد به لطف خدا جواب میگیرد
خواندن قرآن ثواب هم دارد عزیز دلم از راهنمایی برادرانه شما متشکرم موفق باشید
All Rights Reserved 2005-2006 © manvkhoda.MihanBlog.Com
Best Resolution : 1024 X 768