تبلیغات
احادیث وروایات ودعا
 
آرشیو موضوعی
آرشیو ماهیانه
لینكستان
جستجو
  
آدرس های ورودی
صفحات وبلاگ
1 2 3 4 5 6 7 ...

لینك به ما / دوستان
لینك به ما

حقیقت ذکر

لوگوی دوستان

طلابانو

!">


!">

چند رباعی از مولانا

چند رباعی از مولانا

*
من درد تو را ز دست آسان ندهم
دل برنکنم ز دوست تا جان ندهم
از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صدهزار درمان ندهم
*
در عشق توام نصیحت و پند چه سود
زهرآب چشیده ام مرا قند چه سود
گویند مرا که بند بر پاش نهید
دیوانه دل است پام بر بند چه سود
*
تا مدرسه و مناره ویران نشود
اسباب قلندری به سامان نشود
تا ایمان کفر و کفر ؛ ایمان نشود
یک بنده حق به حق مسلمان نشود
*
بیت و غزل و شعر مرا آب ببرد
رختی که نداشتیم سیلاب ببرد
نیک و بد و زهد و پارسایی مرا
مهتاب بداد و باز مهتاب ببرد

 

نوشته شده توسط علی رضا ولی نژاد در پنجشنبه 3 فروردین 1385 و ساعت 01:03 ق.ظ

ویرایش شده در - و ساعت - | موضوع مطلب : شعر ,

لینك ثابت | نظرات ()

حکایتی از شیخ حسنعلی اصفهانی(نخودکی)

حکایتی از شیخ حسنعلی اصفهانی(نخودکی)

 

آقای حاج سید محمد دعائی نقل کردند که مدتی بین اصفهان و یزد مخامصه و ستیز بود و کسی بین این دوشهر رفت و آمد نمی کرد و من نیز مدتی بود که از پدرم که در یزد بود خبر نداشتم و نگران بودم . مشگل خود را خدمت حضرت شیخ عرض کردم . ایشان فرمودند : امروز عصر نزد شما می آیم و قلیانی می کشم . عصر که تشریف آوردند پشت میز کوچکی نشستند و چند دقیقه در خود فرو رفتند و سپس حبه قندی به من دادند و فرمودند : هم اکنون پدر شما با همشیره تان نشسته و چای می خوردند ، و می خواستند این حبه قند را به همشیره تان بدهند که از دستشان افتاد و من برداشتم ، و هردو سالم و خوب هستند . شکل حبه قند که چهارگوش بود ، کاملا مشابه به قندهای پدرم بود ، زیرا که ایشان عادت داشت قند را به صورت چهارگوش می شکست .

چندی بعد که موفق به ملاقات پدرم شدم ، واقعه قند آن روز را برایش نقل کردم و ایشان نیز آن را تایید کرد و گفت ما آن روز نفهمیدیم که حبه قند وقتی از دست من افتاد چه شد که به کلی ناپدید شد .

به نقل از کتاب : نشان از بی نشانها

 

نوشته شده توسط علی رضا ولی نژاد در پنجشنبه 3 فروردین 1385 و ساعت 01:03 ق.ظ

ویرایش شده در - و ساعت - | موضوع مطلب : عکس ,

لینك ثابت | نظرات ()

متافیزیك و طلسم

alireza

 متافیزیك و طلسم

نویسنده: دكتر مطلّب برازنده 

انسان موجود بسیار پیچیده‌ای است و دارای قدرتهای عجیب و غریب فراوان می‌باشد، كه این خود نشانه و آیت عظمت خالق تواناست(فتبارك الله احسن الخالقین). از این روست كه می‌تواند كارهای خارق‌العاده و غیر طبیعی انجام دهد، این گونه كارها معمولاً از ابعاد فیزیك و متافیزیك وجود بشر منشاء می‌گیرد. در بعد فیزیك انسان می‌تواند با كمك ابزار و با انجام تمرینات، سرعت خود را در انجام برخی كارها افزایش دهد و یا نسبت به برخی پدیده‌ها عادت پیدا كند كه برای سایرین عجیب می‌نماید. در بعد متافیزیك انجام این كار با استفاده از نیروی‌های روانی، فراروانی و روحی صورت می‌گیرد. برخی افراد با بهره‌گیری از این توانایی‌های خارق‌العاده اقدام به پیشبرد اهداف شوم خود می‌كنند و یا حداقل این امور را بهانه‌ای برای كسب درآمدهای مالی و مادی قرار می‌دهند. البته محدود افرادی نیز یافت می‌شوند كه از این توانمندیها برای خدمت به خلق و یا در انجام كارهای خیر و مثبت بهره می‌گیرند. در جامعه امروز علی‌رغم تمام پیشرفتهای صنعتی و علمی، هنوز افراد زیادی برای حل مشكلات خود به این روشها روی می‌آورند و به این بهانه‌ها مورد سوء استفاده قرار می‌گیرند. لذا بر آنیم تا با تشریح و نقد و بررسی این مقولات آگاهی لازم را به عموم منتقل نموده تا جلوی سوء استفاده برخی افراد فرصت طلب گرفته شود، همچنین می‌خواهیم یادآور شویم كه یگانه قدرت مؤثر در عالم خدای قادر می‌باشد(لله الواحد القهار)، لذا بهتر است برای حل مشكلات بجای روی آوردن به سحر، طلسم، جادو و امثال آن به درگاه رحمت حضرت حق پناه بریم، جای بسی تأسّف است كه هنوز در عمل، به این مطلب مهم اعتقاد پیدا نكرده‌ایم كه«و من یتوكل علی الله و كفی بالله وكیلا».

انجام امور خارق‌العاده معمولاً از طریق علوم غریبه صورت می‌گیرد. علوم غریبه دارای پنج شاخه اصلی می‌باشد كه عبارتند از: علم كیمیا، علم لیمیا، علم هیمیا، علم سیمیا و علم ریمیا. البته این علوم دارای شاخه‌های فرعی نیز می‌باشند كه از آن جمله می‌توان به علم اعداد و اوفاق، علم احضار ارواح، علم تنویم مغناطیس و خافیه اشاره كرد. موضوع علم كیمیا، چگونگی تبدیل صورت یك عنصر به صورت عنصر دیگر می‌باشد. این همان است كه در طول تاریخ افراد زیادی به دنبال آن بوده‌اند و قصد تبدیل خاك به طلا داشته‌اند. داستانهای زیادی در ادبیات ملل مختلف دربارة كیمیا وجود دارد، ظاهراً عرفا دارای این قدرت بوده‌اند(آنان كه به یك نظر خاك را كیمیا كنند). علم لیمیا، علم تسخیرات است. در این شاخه چگونگی تأثیرهای ارادی در صورت اتصالش با موجودات ماورائی مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد. لیمیا منجر به كسب قدرت تسخیر جن و روح می‌شود. منظور از تسخیر آن است كه موجودات در اختیار و به فرمان انسان باشند.

معمولاً افـراد سودجـو معمولاً افـراد سودجـو برای رسیدن به اهداف خود(كه عمدتاً اهداف غیر معنوی و مادی است) از این موجودات تسخیر شده بهره می‌برند. در علم هیمیا، تركیب قوای عالم بالا با عناصر عالم پایین مد نظر است و به آن علم طلسمات نیز می‌گویند. در طلسم از طریق برخی ابزار و وسایل مادی(عناصر عالم پایین) نیروهای ماورائی جهت انجام كارها به خدمت گرفته می‌شوند. ظاهراً طالع‌بینی نیز زیر مجموعة هیمیا می‌باشد. در طالع‌بینی اعتقاد بر این است كه محل و موقعیت قرار گرفتن ستارگان در لحظه تولد نوزاد، بر سرنوشت و آینده او تأثیر می‌گذارد و از این طریق نسبت به پیشگویی در مورد آینده اقدام می‌شود. طالع‌بینان معمولاً با استناد به تأثیرات ماه، خورشید و ستارگان دیگر پیشگویی می‌كنند. در كل پیشگویی و اطلاع از اخبار آینده مورد تأیید نمی‌باشد، هر‌چند كه ممكن است این كار عملی باشد. اگر لازم بود انسان از آینده با خبر باشد، مسائل آینده در حجاب و پوشش قرار نمی‌گرفت و یقیناً پوشیده بودن آن حكمت الهی داشته و خیر عموم در آن است. سیمیا علم تركیب نیروهای روانی و جسمانی است. به عبارت دیگر هماهنگ ساختن و خلط كردن قوای ارادی با قوای مخصوص مادی می‌باشد. از این علم برای دست‌یابی و تحصیل قدرت در تصرفات عجیب و غریب در امور طبیعی استفاده می‌شود. برای مثال تصرف در خیال مردم و تغییر آن از این دسته است. علم ریمیا استفاده از قوای مادی در انجام امور خارق‌العاده است. مانند كاری كه معمولاً شعبده‌بازان انجام می‌دهند. این افراد از توان نهفته در امكانات و وسایل مادی با ظرافت خاصی برای انجام كارهای عجیب و غریب بهره می‌گیرند. كهانت و سحر نیز از همین مقولات می‌باشند. كهانت خبرگیری و یا طلب یاری از جن یا ارواح و امثال آن است.

در كلام مـعصومین از كـاهن به عنوان كافر یاد شده است. سحر، انجام امور خارق عادت از طریق دعا، افسون و طلسم می‌باشد. سحر كفر به خداست و تصرف و دست یازیدن در عالم بر خلاف وضع عادی آن می‌باشد. سحر مایة شر بوده، شوم‌ترین منابع فساد در اجتماع بشری است. منشاء سحر ابلیس می‌باشد و از این طریق نیز به سایر شیاطین(انسی و جنی) منتقل شده است. كسانی كه از سحر و جادو استفاده می‌كنند با شیاطین در ارتباط هستند. امروزه وجود و تأثیرات سحر، طلسم و امثال آن از دیدگاه دین و علم اثبات شده است ولی دین رفتن به سمت این امور و استفاده از آن را شدیداً نهی می‌كند. مبین آن اینكه حضرت علی(علیه‌السلام)ـ امام عارف و آگاه به علوم غیب ـ می‌فرمایند:«هر كه چیزی از جادو بیاموزد، كم یا زیاد، كافر است.» موضوع دیگر از این مقولات نجوم می‌باشد، كه از دو دیدگاه قابل بررسی است. اول علم نجوم كه توسط دانشمندان فیزیك، ریاضی و ستاره‌شناسان و به صورت علمی و یا روشهای تجربی مورد نقد و بررسی است. دوم علم نجوم كه بیشتر توسط طالع‌بینان و با روشهای متافیزیك برای كشف امور پنهانی مورد استفاده می‌باشد. ظاهراً حالت اول بلامانع و حالت دوم محل اشكال است. در حالت دوم می‌توان به سه صورت به موضوع نظر داشت. اول اعتقاد به تأثیر حركات كواكب در موجودات و عالم هستی كه تحریم شده است، دوم اعتقاد به خدای سبحان به عنوان تنها مؤثر در عالم هستی كه اندیشه‌ای بسیار عالی است، سوم اعتقاد به اینكه ارتباط حركات كواكب با حوادث و رخدادها از نوع ارتباط كاشف و مكشوف است كه این دیدگاه اشكال ندارد(تحریم نشده ولی تأیید نیز نشده است). خلاصة كلام آنكه اگر انسان، ستارگان و كواكب و حركات آنها را عامل مؤثر بر سرنوشت بداند(و یگانه قدرت مؤثر بر هستی را از یاد برد) و از این طریق پیشگویی كند، راه را خطا رفته و از سبیل الی‌الله خارج شده است. در پاورقی صفحة 6235 كتاب گرانقدر“میزان الحكمه” به نقـل از مبحث تنجیم كتاب مكاسب آمده است:«پیشگویی كردن از روی اوضاع كواكب و حركات آنها اشكال ندارد، به این معنا كه كسی، با مشاهدة وضع معینی در ستارگان مانند نزدیكی و دوری و مقابله و اقتران میان دو ستاره، به صورت گمان و تخمین حكم به وقوع فلان حادثه در آینده بكند… و بلكه علی‌الظاهر، پیشگویی كردن به صورت قطع و جزم نیز اشكالی ندارد…» سحر و طلسم علی‌رغم وجود و تأثیرات غیر قابل انكار آن، قابل ابطال است. ابطال سحر و طلسم از طرق مختلف امكان پذیر است. احتمالاً تنها كار مجاز در امور سحر و طلسم نیز ابطال آن به قصد كمك به خلق با نیت رضای حق تعالی می‌باشد. بهترین شیوه برای ابطـال طلسمات، توكـل به خداوند قهـار و جبار و پناه بردن به اقیانوس بی‌كران رحمت او، قرآن كریم می‌باشد، چرا كه«و ننزل من القرآن ما هو شفاءٌ و رحمه للمؤمنین». برای جلو گیری از تأثیرات سحر و طلسم قرائت قرآن كریم بخصوص سوره‌های كافرون، اخلاص، فلق و ناس بسیار مؤثر است. بخصوص تلاوت سوره‌های فلق و ناس در ابطال تأثیرات سحر و طلسم بی‌نهایت مفید می‌باشد. جای بسی تأمل و تعمق است كه انسان می‌تواند آن همه توان و نیروهای خارق‌العادة خود را(كه موهبتی الهی است) در راه شناخت حق تعالی صرف كند و جزو سالكان طریق الی‌الله قرار گیرد، با این حال چگونه با استفاده‌های منفی از توانمندیهای خود جزو سالكان در طریق الی شیطان می‌شود؟! (اعوذ بالله من الشیطان الرجیم)

نوشته شده توسط علی رضا ولی نژاد در پنجشنبه 3 فروردین 1385 و ساعت 01:03 ق.ظ

ویرایش شده در - و ساعت - | موضوع مطلب : متافیزیك و طلسم ,

لینك ثابت | نظرات ()

تبریک سال نو

سال نو مبارک

باعرض سلام خدمت همه دوستان عزیزم

 که لطف می کنند به وبلاگ این حقیر سر می زنند

 

اربعین سالار شهیدان حضرت حسین ابن علی علیه السلام به همه تسلیت میگویم

وسال 1385را  به همه خوبان تبریک می گویم

 وامیدوارم زیر سایه خداوند سالی خوب وخوش داشته باشید و

همواره موفق وسربلند در تمامی مراحل زندگی

دنیوی واخروی باشید

به لطف حق تعالی.

 

سال نو مبارک

نوشته شده توسط علی رضا ولی نژاد در سه شنبه 1 فروردین 1385 و ساعت 03:03 ق.ظ

ویرایش شده در - و ساعت - | موضوع مطلب : عمومی ,

لینك ثابت | نظرات ()

عکس زیبا
علی رضا
نوشته شده توسط علی رضا ولی نژاد در پنجشنبه 25 اسفند 1384 و ساعت 05:03 ق.ظ

ویرایش شده در - و ساعت - | موضوع مطلب : احادیث و روایات ,

لینك ثابت | نظرات ()

شعر

بنگر ز جهان چه طرف بر بستم ؟ هیچ       

                              وز حاصل عمر چیست در دستم ؟ هیچ

شـمع  طـربم  ولی  چـو  بنـشستم  هیچ

                            من  جام  جمم  ولی  چو  بشکستم هیچ

نوشته شده توسط علی رضا ولی نژاد در دوشنبه 15 اسفند 1384 و ساعت 11:03 ق.ظ

ویرایش شده در دوشنبه 15 اسفند 1384 و ساعت 11:03 ق.ظ | موضوع مطلب : شعر ,

لینك ثابت | نظرات ()

اصطلاحات تصوف

اصطلاحات تصوف

 

تصوف

تصوف پاک کردن دل است به نیروی عشق الهی. تصوف از خودی رستن و به حق پیوستن است با پای عشق. تصوف نوری است از حق و خاطری است از او. تصوف زندگی با حق است. اهل تصوف در سه مقام قرار دارند: اول مرید طالب، دوم متوسط سایر، سوم منتهی صاحب نفس. مرید در طلب مراد است و متوسط در مقام زیادت شدن است و هر زمان از حالی به حالی و از مقامی به مقامی در می آید. منتهی واصل از مقامات گذشته و هیچ حالتی احوال او را تغییر نمی دهد.

 

 

خانقاه

خانقاه محل اجتماع صوفیان و قرارگاه بزرگان طریقت است. خانقاه جایگاه و محل عبادت صوفیان است. خانقاه محلی است که شراب عشق الهی را به جام دل عاشقان می پیمایند. خانقاه جایی بود که صوفیان در آن زندگی کرده و به همدیگر و مسافران بیگانه، بی ریا خدمت می کردند. رنج دیگران را تحمل می نمودند بدون اینکه از کسی برنجند. مامور پذیرایی خلق خدا بودند، بدون اینکه به کسی دستوری بدهند یا از فردی ایرادی بگیرند و یا از دین و مذهب و ملتش بازجویی کنند. در حال حاضر، خانقاه خلوتخانه صوفیان است و قرارگاه آنان. مجلس اهل حال است. ذکر خدا ورد زبانها است و یاد حق نقش دل ها و در فضایش جز نوای دوست نشنوی. بارقه مهر وعشق در فضای خانقاه می درخشد و دیدگان را روشن می کند. حضرت سنائی می فرمایند:

 

خانقاه آشیان مرغ صفاست

گلشن عیش و بوستان وفاست

 

 

حقیقت

حقیقت ذات حق است، حقیقت ایستادن دل است در پیشگاه کسی که به او ایمان آورده است. حقیقت مشاهده وحدت وجود است، یعنی یکی دانستن وجودات متعدد و یکی دانستن وجودات متکثر. صوفیان سه حقیقت را قائلند: یکی حقیقت خداست. دوم حقیقت عالم است و سوم جمع بین دو حقیقت است.

 

 

یقین

یقین عبارت است از ظهور نور حقیقت در حالت وجد. یقین سطوع نور ازل است در دل. حضرت عراقی می فرمایند:

 

عارفان چونکه ز انوار یقین سرمه کشند

دوست را هر نفس اندر همه اشیا بینند

 

یقین نزد اهل حقیقت، رویت به ایمان است. یقین مشاهده غیبهاست به صفای دلها و ملاحظه اسرار است به محافظت افکار. طمانینه دل است بر حقیقت اشیاء. یقین برداشته شدن هر شک است. هرگاه دل عارف به مشاهده صفات نائل آید و برای او تجلی ذات حق حاصل شود و چشم او از روشنی حق پر شود و خدا به دل عارف معرفت ببخشاید، صاحب یقین می شود. سه چیز نشان یقین است: نظر به حق کردن در همه چیزها، رجوع به حق کردن در همه کارها، یاری خواستن از حق در همه حال ها. حضرت شبستری در گلشن راز می فرمایند:

 

چو عارف به یقین خویش پیوست

رسیده گشت مغز و پوست بشکست

 

 

خلوت

اختیار کردن محلی را خلوت می گویند. صوفیان در خلوت می کوشند که ظاهر و باطن خود را برای خدا خالص سازند و جز متوجه خدای نباشند. حضرت حافظ می فرمایند:

 

حافظ ار آب حیات ازلی می طلبی

منبعش خاک در خلوت درویشان است

 

حضرت شاه نعمت الله ولی می فرمایند:

 

غیر از خانه بیرون بیا با حق نشین

راز خود با حق بگوی و غیر او کس را مبین

 

 

ریاضت

ریاضت عبارت است از تهذیب اخلاق نفسانی و تبدیل حال نکوهیده به حال پسندیده و صیقل زدن دل  از کدورت و برگرداندن نفس به جای اول و لطیف کردن روح. ریاضت را سه درجه است: ریاضت عامه که تهذیب اخلاق است با علم و تصفیه اعمال است با اخلاق و گرامیداشت حق دیگران است. ریاضت خاصگان که از میان برداشتن تفرقه و پراکندگی است. ریاضت خاصه خاصگان که فراز رفتن به سوی جمع است همراه با فروتنی و بردباری.

 

 

درویش

درویش کسی است که در تاب نور تجلی الهی از خود فانی گشته و به بقای حق باقی شده باشد. حضرت سنائی می فرمایند:

 

گل درویش صفوت ازلیست

دل او کیمیای لم یزلیست

 

 

صوفی

صوفی عاشق حق را گویند که خدای را بر هر چیز برگزیند و به حقیقت حقایق پیوسته باشد. حضرت مولانا می فرمایند:

 

ما صوفیان راهیم ما طبل خوار شاهیم

پاینده دار یارب این کاسه را و خوان را

 

 

پیر

پیر انسان کامل را گویند. پیر در خانقاه راه و رسم سلوک با دیگران و آداب تصوف را می آموزد. پیر عالم است به تعلیم حق، در عشق مونس است و در معرفت راسخ.

 

سر عمیا درین دریا مرو

 

 

سالک

سالک کسی را می نامند که به طریق سلوک به مرتبه و مقامی برسد که از اصل و حقیقت خود با خبر شود و با حالش به سوی مقامات گام بردارد.

 

 

مرید

مرید کسی را گویند که توسط پیری دستگیری شده باشد و از روی نظر و بصیرت به حق پیوسته، لذا اراده خود را در اراده او محو سازد. کار مرید با جستجو و ریاضت است.

 

 

آب حیات « آب زندگانی »

مظهر چشمه ای است، هرکه آب از آن خورد، زندگی جاوید یابد و چشمه عشق را گویند که هرکه از آن بچشد، هرگز فانی نگردد.

 

ما آب روانیم و تو در

پیر باید راه را تنها مرو

وز یای حیاتی

جویای توایم از همه سو رو به تو داریم

 

 

آتشکده « آتشگاه »

دل صوفی است که پیوسته در آتش سودای حق در سوز و گداز است. حضرت مولانا عشق را تشبیه به آتشکده کرده و می فرماید:

 

ای عشق چون آتشکده، در نقش و صورت آمده

بر کاروان دل زده، یک امان ده، یافتی

 

حضرت سنائی می فرماید:

 

از تن باریک من ز نار ساخت

وز دل سنگینم آتشگاه ساخت

 

حضرت حافظ می فرماید:

 

از آن به دیر مغانم عزیز می دارند

که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست

 

 

آداب وقت

هر وقتی را آدابی است. آداب وقت سه گونه است: 1- حفظ وقت: صوفی باید به وقت فکر نکند. 2- شرط وقت: صوفی مقید وقت نشود. 3- کتمان وقت: صوفی حال خود را در وقت از دیگران پوشیده دارد.

 

نوشته شده توسط علی رضا ولی نژاد در دوشنبه 15 اسفند 1384 و ساعت 11:03 ق.ظ

ویرایش شده در دوشنبه 15 اسفند 1384 و ساعت 11:03 ق.ظ | موضوع مطلب : عمومی ,

لینك ثابت | نظرات ()

هیهات من الذله

        مسلمان بپا خیز

                              هوشیار باش که فتنه درکمین است 

دیگر بار هوشیارانه هم صدا و هم دل میشویم واین بار

برای دفاع از حرمت خون امام حسین دست یاری میدهیم

باز هم توهین .........

این بار به خون خدا حسین ابن علی(ع)

همه با هم هم صدا و هم دل

به این وبلاگ اعتراض کرده و از بلوگفا خواستار بسته شدن

هر چه سریعتر این وبلاگ ضد اسلامی میشویم.

آدرس اعتراض به  بلوگفا:

 

  http://blogfa.com/About/ContactUs.aspx

آدرس وبلاگ مورد نظر:

 

 

http://vohooman.blogfa.com

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط علی رضا ولی نژاد در پنجشنبه 4 اسفند 1384 و ساعت 04:02 ق.ظ

ویرایش شده در شنبه 6 اسفند 1384 و ساعت 05:02 ق.ظ | موضوع مطلب : احادیث و روایات ,

لینك ثابت | نظرات ()

آجرک الله یا صاحب الزمان

حمله تروریستی به حرم مقدس امامین عسکریین(علیهما السلام) وتخریب گنبد حرم مطهر را به حضرت ولی الله الاعظم امامنا المهدی(عج)  مقام معظم رهبری شیفتگان عاشقان و دیوانگان اهل بیت(علیهم السلام)تسلیت عرض می نمائیم.

لینک اخبار از سامرا 

نوشته شده توسط علی رضا ولی نژاد در پنجشنبه 4 اسفند 1384 و ساعت 04:02 ق.ظ

ویرایش شده در - و ساعت - | موضوع مطلب : احادیث و روایات ,

لینك ثابت | نظرات ()

نیایش

نیایش

خداوندا

ای پناه ما در گرفتاریها

و ای دادرس ما در سختیها

از تو دادرسی می جوییم

و به تو پناه می آوریم

از غیر توگشایشی نمی خواهیم

و به غیر تو پناه نمی بریم

خداوندا

به دادم برس ...

نیکی های اندکم را بپذیر

واز خطاهای بی شمارم بگذر

ای کسی که بخشنده  و مهربانی ...

خداوندا

به ما ایمانی دلنشین عطا کن

و چنان یقینی ببخش که بدانیم

جز آنچه تو می خواهی برما نمی رسد

و راضی باشیم بر آنچه رضای توست

ای مهربانترین مهربانان ...

خداوندا

ای کسی که در گرفتاریها به یاد مایی

و در سختیها یاور ما

ای سرپرست ما ...

تو نهایت اشتیاق من هستی ...

خداوندا

این تو هستی که عیوب مرا پوشاندی

و در وادیهای ترسناک مرا ایمن کردی

و از لغزشهای من  گذشتی

ای بخشنده ترین مهربانان

ما را بیامرز

 

 

نوشته شده توسط علی رضا ولی نژاد در دوشنبه 24 بهمن 1384 و ساعت 12:02 ب.ظ

ویرایش شده در دوشنبه 24 بهمن 1384 و ساعت 12:02 ب.ظ | موضوع مطلب : احادیث و روایات ,

لینك ثابت | نظرات ()

حقوق این وبلاگ محفوظ است و هرگونه كپی برداری از آن با ذكر منبع بلامانع است

All Rights Reserved 2005-2006 © manvkhoda.MihanBlog.Com

Best Resolution : 1024 X 768